هنگامی که خردسال بودیم، هرگاه در بازیها بازنده میشدیم بسیاری از ما تلاش میکردیم حتی با تقلب، کاری کنیم تا بازی به سود ما تمام شود.
به نظر میرسد که دوستان شیعۀ ما هم برای اینکه بازی به نفع آنها تمام شود دست به تقلبی تاریخی زدهاند. آنچه باید در مورد امام دوازدهم بدانیم این است که در هیچ جایی از قرآن، هیچ اشارهای به امام زمان نشده است.
نهصد میلیون مسلمان اهل سنت نیز، روایات شیعیان دربارۀ ظهور امام زمان را به آن شکل که این عزیزان میگویند، باور ندارند. حتی در میان شیعیان نیز تنها شیعیان دوازده امامی این روایت را باور دارند. یعنی گروهی که اصطلاحاً شیعۀ اثنیٰعشری خوانده میشوند.
در قرآن، تنها از ظهور مسیح در روزهای منتهی به رستاخیز سخن رفته است و در هیچ جای قرآن، از کسی که کنار او یا پیش از او یا پس از او خواهد آمد سخنی گفته نشده است.
در سورۀ (زُخْرُف آیات ۶۰ تا ۶۴) از ظهور عیسی به عنوان نشانۀ قیامت یاد شده و در سورۀ (نِسآء آیۀ ۱۵۸) گفته شده که عیسی بالا رفت و در آیۀ ۱۵۹ گفته شده که در روز رستاخیز، عیسی گواه نیک و بد همه خواهد بود زیرا او یگانه شخصی است که بر اساس قرآن، به سوی آسمان بالا رفت و روزی بازخواهد آمد تا بر نیک و بد، گواه باشد.
متاسفانه مسلمانان و مفسران آنان به این نتیجه رسیدهاند که اگر بخواهند به این آیهها ایمان بیاورند باید مسیحی شوند و منتظر ظهور او باشند. پس چنانکه پیشتر اشاره کردم، این مفسران دست به تفسیر زدند.
باید به یاد داشته باشیم که مفسران نیز انسان و جایز الخطا هستند. آنان در واقع، مسلمانی نکردند یعنی تسلیم نبودند. چون اگر تسلیم بودند سعی نمیکردند، با تفسیر، معانی قرآن را دگرگون کنند.
هیچیک از داستانهایی که دربارۀ امامزمان و ظهور او در فقه و کتب روایات شیعه میخوانیم در قرآن مکتوب نشده است. قطعاً نمیتوان خدا را متهم به فراموشی کرد. زیرا بیتردید، چنین امر مهمی باید در خود قرآن مکتوب میشد و نه در کتب روایات و احادیث.
هیچیک از این حدیثها پشتوانۀ قرآنی ندارند و به همین دلیل است که نهصدمیلیون مسلمان اهل سنت، باوری به مهدی موصوف و موعود شیعیان ندارند. زیرا از نگاه آنان، احادیثی که مربوط به ظهور امام زمان و مورد تأیید شیعیان است، به لحاظ سندیّت و اعتبار، پایهای ندارد.
این روایات حتی مبنای منطقی نیز ندارد. مثلاً در بخشی از روایات اینگونه آمده است که امام زمان میآید و در انتها توسط یک زن یهودی و با یک سنگ به شهادت میرسد.
یعنی کسی که قرار بود عدل را اجرا کند با سنگ یک زن یهودی کشته میشود.
در ذهن پیامبر مسلمانان، یگانه کسی که باید ظهور میکرد عیسی بود و نه امام زمان.
منشأ و منبع تمام روایات مربوط به امام زمان، در خارج از قرآن و حتی خارج از روایات و احادیث مورد قبول اکثریت مسلمانان است. به همین سبب، فاقد اعتباری است که برای پذیرش چنین باور بنیادین و مهمی، بتوان به آن استناد و اشاره کرد.
مفسرین قرآنی به قدری از آیاتی که در قرآن دربارۀ مسیح آمده بیمناک هستند که در ترجمهها، پرانتز باز میکنند تا مبادا مخاطبان این آیات مسیحی شوند. این کار را دربارۀ آیات بسیار دیگری نیز انجام دادهاند تا معنای اصلی آیه به ذهن خواننده خطور نکند.
بهعنوان مثال؛ وقتی قرآن در متن عربی میگوید: عیسی روح الله است، در ترجمهها، پرانتزی باز میکنند و میگویند منظور از روح الله، جبرائیل است.
یا در جایی که قرآن میگوید: مسیح، روحی بود که از آسمان نازل شد، همین تقلب به نام تفسیر، تکرار میشود.
یا هنگامی که قرآن، مسیح را «کَلِمَةُاللهُ» میداند، باز مترجمان همین بازی را در تکرار میکنند.
به نظر میرسد که تفسیر ابن عربی، تفسیر دقیقتری باشد، چرا که به باور او مسیح، خاتم پیامبران و خاتم پادشاهان و ختم همه چیز است. او بدون تعصب و جانبداری به این مسأله نگریسته و تفسیر کرده است.
ختم کلام این است:
بر اساس قرآن، تنها یک نفر ظهور خواهد کرد و نام این شخص «عیسی مسیح» است. بر طبق قرآن او پشت سر کسی نماز نخواهد خواند، بلکه برای تمام اهل کتاب از جمله مسلمانان، او گواه خواهد بود. مسلمانان باید با نگاهی دور از تعصب و بغض به عیسی مسیح نگاه کنند.
اگر یک مسلمان اعتقاد دارد که کتاب آسمانیاش (قرآن) کامل است، بنابراین نباید در بیرون از قرآن دنبال کسی باشد که قرار است ظهور کند.
از منظر فقهای اسلام، «وحی» تنها به پیامبر داده میشود و هیچ روایت و حدیثی نمیتواند هم سنگ قرآن باشد و هیچ امامی قابلیت دریافت وحی را ندارد. زیرا اگر چنین بود، امامان نیز میتوانستند به آیات کتاب قرآن اضافه کنند. پس از نگاه مسلمین و تعالیم اسلامی، روایات و احادیث، «وحیالهی» محسوب نمیشوند و همطراز با وحی نیستند.
ما باورمند به قرآن نیستیم. ولی حتی با توجه به قرآن و از دیدگاه آن، ظهور دو نجاتدهنده یا شخصی بنام مهدی، موضوعیت ندارد. بگذریم که حتی شیعیان دوازده امامی، (جعفر) برادر امام یازدهم را به کذب گویی متهم کردند. زیرا او، امام حسن عسکری را فاقد توان فرزندآوری میدانست.
حال به این آیه بنگریم:
وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا (۱۵۹)
قرآن در سوره نساء آیه ۱۵۹ میگوید اهل کتاب حقیقی کسانی هستند که قبل از مرگ او (قَبلَ مَوتِهِ)، به او ایمان آوردند و از این سبب، کسانیکه پس از مرگ مسیح به او ایمان آوردهاند را اهل کتاب نمیداند.
یعنی در واقع قرآن میگوید که هرکس به مرگ مسیح ایمان ندارد اهل کتاب نیست و در روز داوری، او (عیسی مسیح) نمیتواند بر صحت ایمان چنین شخصی گواهی دهد.
البته اینکه همین قرآن در جای دیگری مرگ و مصلوب شدن مسیح را منکر میشود مشکل ما نیست، بلکه تناقضی آشکار است و نشان میدهد آنچه انجیل میگوید حقیقت دارد و واقع شده است.
منابع: قرآن ( کتاب آسمانی مسلمین)
سوره زخرف آیات ۶۰ تا ۶۹
وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنكُم مَّلَائِكَةً فِيالْأَرْضِ يَخْلُفُونَ ( ۶۰ )
وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ( ۶۱ )
وَلَا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطَانُ ۖ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ ( ۶۳ )
وَلَمَّا جَاءَ عِيسَىٰ بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ( ۶۳ )
إِنَّ اللَّهَ هُوَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۚ هَٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ( ۶۴ )
فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ ۖ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْ عَذَابِ يَوْمٍ أَلِيمٍ ( ۶۵ )
هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَن تَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ( ۶۶ )
الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ ( ۶۷ )
يَا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَلَا أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ( ۶۸ )
الَّذِينَ آمَنُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا مُسْلِمِينَ ( ۶۹ )
ترجمه:
و او [= مسیح] سبب آگاهی بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسی گواه نزدیکی رستاخیز است)؛ (۶۰)
هرگز در آن تردید نکنید؛ و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است! (۶۱)
و شیطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، که او دشمن آشکار شماست!(۶۲)
و هنگامی که عیسی دلایل روشن (برای آنها) آورد گفت: «من برای شما حکمت آوردهام، و آمدهام تا برخی از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم؛ پس تقوای الهی پیشه کنید و از من اطاعت نمایید! (۶۳)
خداوند پروردگار من و پروردگار شماست؛ (تنها) او را پرستش کنید که راه راست همین است!» (۶۴)
ولی گروههایی از میان آنها (درباره مسیح) اختلاف کردند (و بعضی او را خدا پنداشتند)؛ وای بر کسانی که ستم کردند از عذاب روزی دردناک! (۶۵)
آیا جز این انتظار دارند که قیامت ناگهان به سراغشان آید در حالی که نمیفهمند؟ (۶۶)
دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران! (۶۷)
ای بندگان من! امروز نه ترسی بر شماست و نه اندوهگین میشوید! (۶۸)
همان کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم بودند. (۶۹)
سوره (نساء آیات ۱۵۶ تا ۱۵۹)
وَبِكُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَىٰ مَرْيَمَ بُهْتَانًا عَظِيمًا ( ۱۵۶ )
وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ ۚ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ ۚ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّبَاعَ الظَّنِّ ۚ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ( ۱۵۷ )
بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا ( ۱۵۸ )
وَإِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا ( ۱۵۹ )
ترجمه:
و (نیز) بخاطر کفرشان، و تهمت بزرگی که بر مریم زدند. و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند؛ و قطعاً او را نکشتند!
بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حکیم است.
و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگ او، به او [= حضرت مسیح] ایمان میآورد؛ و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود.
«پایان»

