📜 که چون در صورت خدا بود، با خدا برابر بودن را غنیمت نشمرد، لیکن خود را خالی کرده، صورت غلام را پذیرفت و در شباهت مردمان شد؛ و چون در شکل انسان یافت شد، خویشتن را فروتن ساخت و تا به موت بلکه تا به موت صلیب مطیع گردید. (فیلیپیان ۲: ۶تا ۸)
آیا این آیات را میتوان به یکی از انبیاء نسبت داد؟ پاسخ، خیر است.
آیا میتوان این آیه را به برادر برانهام نسبت داد؟ پاسخ، خیر است.
چون برادر برانهام در صورت خدا نبود. موسی یا ایلیا صورت غلام را نگرفتند. (زیرا آنها از ابتدا نیز خادم بودند).
موسی یا ایلیا یا برادر برانهام یا سموئیل در ابتدا نبودند. کلمه از طریق تمام انبیاء کار کرد، اما تنها در مسیح جسم شد. موسی یا سموئیل یا برادر برانهام، از باکره متولد نشدند یا هنگامی که مادران آنها زایمان کردند، طفلی که عمانوییل باشد را به دنیا نیاوردند.
در انتها هم تخت خدا و برانهام نخواهد بود. یا در انتها چهره برادر برانهام را نخواهیم دید. بلکه در انتها تخت خدا و بره را خواهیم داشت و چهره او را خواهیم دید. البته کسانی که قرار نیست تحقق تخت خدا و بره را ببینند هیچگاه این مسائل را درک نمیکنند.
آن نور در راه دمشق به پولس گفت: من عیسی هستم.
همان اسمی که پس از هشت روز، در وقت ختنه به آن طفل داده شده بود.
در مورد هیچ نبیای اینگونه شهادتی داده نشده است:
📜 و چون روز هشتم، وقت ختنه طفل رسید، او را عیسی نام نهادند، چنانکه فرشته قبل از قرار گرفتن او در رحم، او را نامیده بود. (لوقا ۲: ۲۱)
در مورد هیچ انسانی نمی توان گفت پیش از قرار گرفتن 《او》 در رحم. این 《او》 کیست؟ این 《او》 یهوه است وگرنه معنی نداشت که او “عمانوییل” نامیده شود.
کسی که مزدور است مجبور است تفکر ارباب خود را پیاده کند و متاسفانه معلمان زیادی مزدور شدند .
کلمه جسم شد و تمام.
این شهادت کلام است.
📜…اما در حق پسر: «ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است. (عبرانیان ۱: ۸)
کلام، پسر را خدا میداند. کلام نمیگوید اما در حق عروس یا در حق پسر انسان یعنی برادر برانهام. میگوید ای خدا!!چون نه عروس و نه برادر عزیزمان برانهام، خدا نیستند.
برادر برانهام نمیتوانست بگوید من الف و یا هستم، اما عیسی میتوانست. برادر برانهام نمیتوانست بگوید مرده شدم و اینک تا ابد زنده هستم. برادر برانهام نمیتوانست حتی در جایگاه پسر انسان بگوید کلیدهای موت و عالم اموات نزد من است. برادر برانهام نمیتوانست حتی در جایگاه خدمت پسر انسان، همچون برّه از مرکز تخت فرمان دهد.
این چه دیوانگیای است که بین یک عده رسوخ کرده و گمان میکنند مکاشفهای آسمانی دارند. مگر برادر برانهام است که به دست راست خدا بالا رفت؟ مگر برادر برانهام است که الان در اعلی علیین است؟
حتی در چهارچوب خدمت پسر انسان، برادر برانهام قابل قیاس با رئیس شبانان نیست.
من به خدمت برادر برانهام افتخار میکنم همانطور که به خدمت موسی یا پولس و یا… احترام میگذارم. اما تنها بره است که شایستۀ جلال و اکرام است و هیچکس در آسمان و زمین و زیر زمین در مقابل نام برانهام زانو نخواهد زد بلکه برانهام و همه در مقابل بره زانو زدند و خواهند زد. آمین و آمین.
📜 زیرا آن بره که در مرکز تخت است شبان آنان خواهد بود و آنان را به چشمههای آب حیات هدایت خواهد کرد و خدا همهً اشکها را از چشمان آنان پاک خواهد کرد.» (مکاشفه ۷: ۱۷).
برادر برانهام حتی در جایگاه خدمت پسر انسان نمیتوانست بگوید: “من هستم”. دیوانگی باید تمام شود. اینکه یک یا دو آیه از کلام برداشته شود و سپس توضیحات آبکی و بدون پشتوانه داده شود باید پایان پذیرد. یاد بگیریم به خدا و کلام او احترام کنیم. مزدور نباید بود.
فیض با همگی باد.
✍️ کشیش بهروز خانجانی



