اشارههای مسیحی به ذریت مار در ادبیات مسیحیت کهن:
در نوشتهای معروف به «انجیل یعقوب» که به سدۀ دوم برمیگردد، یوسف با شنیدن باردار شدن مریم چنین میگوید:
« چگونه در پیشگاه خداوند خدایم سر خود را برافرازم؟ چگونه دربارۀ این دختر دعا کنم؟… چه کسی آن دوشیزه را فاسد کرد؟ آیا سرگذشت آدم در زندگی من تکرار میشود؟ زیرا همان گاه که آدم آیین سپاسگزاری را به جای میآورد، مار از راه رسید و حوا را تنها پیدا کرده گمراهاش کرد، به راستی که همین امر برای من رخ داد.»(انجیل یعقوب ۱۳).
چنانکه از این سخن پیداست، یوسف با شنیدن خبر بارداری مریم اینگونه میپندارد که گناه باغ عدن در زندگی خانوادگیاش تکرار شده است.
ضمن تاثیرپذیری از (اول قرنتیان ۱۱: ۳) نویسنده همان فعل یونانی را برای فاسد کردن به کار میبرد، که دربارۀ دینه، برگردان کهن یونانی (پیدایش ۳۴: ۵) به کار برده شده است.
هرچند انجیل منتسب به یعقوب در فهرست کتابهای کتاب مقدس نیامده است، میتوان آن را منبع بخشی از سنت کلیساها دانست و از این روی، جایگاه ویژهای در کلیساهای شرقی دارد. نام پدر و مادر مریم در سنت برگرفته از اطلاعات انجیل منتسب به یعقوب میباشد.
۱- سکتوستوس آفریکانوس نویسندۀ مسیحی که در میان سدههای دوم و سوم میلادی میزیسته در تفسیر خود، آمدن پسران خدا نزد دختران آدمیان در پیدایش، از فرزندان شیث به عنوان «پسران خدا یاد میکند و دختران آدمیان را فرزندان قائن میداند. او در همین راستا از تبار قائن به عنوان «تباری که از خدا نصیبی ندارد»، «پلید» و کجگوهر یا با «طبیعت نامشروع» و ترکیبی یاد میکند.
ادبیات یهودی و کتابمقدس
در مکابیان چهارم، یکی از کتابهای آپوکریفا که مورد استفاده آبای کلیسا، همچون یوحنای زریندهان بوده و در فهرست کتب مقدسه بعضی از کلیساهای ارتودکوس نیز میباشد، مادر چند دلاور یهودی چنین میگوید:
«دوشیزهای پاکدامن بودم و از آستان خانۀ پدر، پا فراتر نگذاشتم بلکه از آن بدن خود که از دندۀ آدم ساخته شد، پاسداری کردم.
هیچ فرد هرزه، هیچ پلیدکاری مرا در صحرا نیالود، عفت و پاکی دوشیزگی مرا هیچ مار فریبگر با نجاست خود نجس نساخت.(مکابیان چهارم ۱۸: ۷-۸)
این متن مشخصاً به رخدادهای باغ عدن اشاره میکند. زن میگوید که از آن دنده، (به بیانی آن دندۀ برآمده از آدم) حفاظت کرده است که مشخصاً اشاره به پاکدامنی خودش دارد.
بسیار خوب! چه کسانی میتوانستند او را آلوده کنند؟ مردان هرزهگردی که در بیابانها میگشتند و مار اغواگر. در اینجا مشخصاً هر مردی که چشم ناپاک و پر از زنا باشد به آن مار اغواگر تشبیه شده است. چیزی که میتوانست آن زن را بیالاید، ذریت فرد زناکار بود.
