بارها در پرسمانها، دربارۀ تثلیث با اصطلاح «میمره» یا «ممره» روبرو میشویم. به گفتۀ سهگانهباوران، اصطلاح «میمره» به گونهای در برگردانهای آرامی به کار رفته است که خود موید دیدگاهی سهگانهانگار در عهدعتیق است. با توجه به اینکه ترگومها یا ترجمه ها و برگردانهای یهودی عهدعتیق به آرامی تا حدی رسمیت داشتند، امروزه دستهای از پژوهشگران سهگانهباور میکوشند اثبات کنند که خود یهودیان زمان مسیح هم به نوعی به تثلیث اعتقاد داشتند.
معادل واژۀ کلام در زبان آرامی باستانی یا به قولی ارامی شهنشاهی «میمره» است. این واژه بارها در برگردانهای ارامی عهدعتیق به کار رفته است. با توجه به کاربرد آن که تداعیگر یوحنا باب ۱ و کتاب مکاشفه است، الهیدانان سهگانهباور دوست دارند، «میمره»ی برگردانهای آرامی را به عنوان نشانهای از پذیرش تثلیث در میان یهودیان باستانی تلقی کنند. از دیدگاه آنها اشارۀ مربوط به میمره در برگردانهای آرامی معروف به «ترگومها» موید این امر است که یهودیان برای میمره شخصیت جداگانه قائل میشدند و او را به گونهای «شخصیت دوم» میدانستند. آیا میشود برای این ادعا اعتبار قائل شد؟
برای سنجش این ادعا باید کاربرد متعدد میمره در برگردان عهدعتیق را در نظر بگیریم.
در برگردان آرامی، آفرینش آدم و بسیاری از رخدادهایی که کتابمقدس به خدا منسوب میکند(پیدایش ۱: ۲۷ و ٦: ٦-۷) به میمره نسبت داده میشود.
در همین راستا در (خروج ۱: ۲-۲۰) چنین در برگردان ارامی میخوانیم: «و کلام خدا-میمره- تکلم فرمود و این سخنان را گفت…».
با در نظر گرفتن این آیات، الهیدانان سهگانهباور پیروزمندانه اعلام میکنند که یهودیان زمان مسیح به تثلیث عددی اعتقاد داشتند اگرچه دیگر از این نگرش دست شستهاند.
ولی آیا این ادعا صحت دارد؟ برای پاسخ به این پرسش باید کاربردهای خاص میمره را در ارتباط با انسان، در نظر گرفت.
از بررس متون آرامی پیداست که میمره به همان شکل در رابطه با انسانها هم به کار میرفته است. پس نگاهی موشکافانهتر به کاربردهای میمره در جاهای دیگری از برگردان آرامی عهدعتیق میتواند برای هر خوانندهای روشنگرانه باشد.
به این منظور ما چند گزاره از متن اصلی عبرانی را میآوریم.
آسا در متن عبری به پادشاه ارام چنین میگوید: « בְּרִית֙ בבֵּינִ֣י וּבֵינֶ֔ךָ» «پیمانی میان من تو برقرار شود…»(اول پادشاهان ۱٥: ۱۹). ولی در برگردان ارامی چنین آمده است: « קיימא בין מימרי ובין מימרך» به عبارتی «عهدی میان شخص من، کلام من [میمرهی منמימרי] و شخص تو یا کلام تو[میمرهی تو מימרך] برقرار شود.»
در متن عبرانی (ایوب ۸: ۷) چنین آمده است:
ֹֽא־ תְ֭שׁוּרֵנִי עֵ֣ין רֹ֑אִי עֵינֶ֖יךָ בִּי וְאֵינֶֽנִּי
« چشم کسیكه مرا میبیند دیگر به من نخواهد نگریست، و چشمانت برای من نگاهخواهد كرد و نخواهم بود.»
ولی در برگردان آرامی چنین میخوانیم:
« לא תסכי יתי עינא דחמיא יתי עינך במימרי ולאיתי»
«چشمی که بر من مینگرد دیگر مرا نخواهد دید، چشمان به میمرهی من نگاه خواهد کرد ولی دیگر نخواهم بود.»
پیداست که هیچ مکاشفهای دربارۀ «شخصیت دوم آسا پادشاه» یا «ایوب» در کار نیست بلکه در اینجا میمره به «تشخص» آنها اشاره دارد و بس. «میمرهی من» به معنی خود «من»، «شخص من» است.
با توجه به برگردانهای آرامی این آیات و آیات دیگر منظور از «میمره» یا «کلام» برای ما روشن میشود. میمره به «نمودها»ی خود خدا اشاره دارد و نه به شخص دوم الوهیت.
پس مطرح کردن کاربرد «میمره یا کلام» دربرگردان آرامی در توجیه تثلیث عددی چیزی جز رویکردی فریبکارانه نیست.
در پرتو این برگردان، درکی که نخستین خوانندگان انجیل یوحنا از متن داشتند برای ما بازتر میشود. آنها بههیچروی کلام را شخصیت دوم الوهیت تلقی نکردند بلکه «کلام» برای آنها تداعیکنندۀ «نمودهای خدا» بود که هرچند از دسترس بشر خارج است، اما بارها در تاریخ نجات به گونهای خود به انسان نزدیک شده است.
خادم خداوند؛
کشیش فیروز خانجانی
