بخش سوم
مقابلهٔ عیسی مسیح با سنتهای تفسیریِ غیر الهامی
آنچه پولس رسول به تیموتائوس دربارهٔ خطر تعالیم غیرالهامی هشدار میدهد، ریشه در تعلیم خود عیسی مسیح دارد. پیش از آنکه کلیسا با افسانهها و تفسیرهای بشری مواجه شود، خودِ مسیح با سنتهایی روبهرو بود که با ظاهری دینی، اقتدار متن الهامی را تضعیف میکردند.
تنها پترس و پولس نبودند که با افسانهها و تفسیرهای بشری رویارویی کردند بلکه خودِ خداوند ما، عیسی مسیح، به شیوه مستقیم و آشکار با سنتهای تفسیریِ رایج میان برخی رهبران مذهبی درگیر شد. چالش او با شریعت نبود، بلکه تحریف شریعت از طریق تفسیرهای انسانی بود. تفسیری که اقتدار متن الهامی را خنثی میکرد. آنچه عیسی به نقد میکشد، نه یک نظام مدوّنِ متأخر، بلکه «سنت مشایخ» است (متی ۱۵: ۲).
۱. احترام به پدر و مادر و سنت «قُربان»
فرمان الهی روشن است:
«پدر و مادر خود را احترام کن» (خروج ۲۰: ۱۲)،
و حتی ضمانت اجرایی دارد:
«هر که پدر یا مادر خود را دشنام دهد، البته کشته شود» (خروج ۲۱: ۱۷).
بااینحال، سنتی تفسیری با نام «قُربان» به برخی اجازه میداد با یک نذر مذهبی، مسئولیت عملی دربارۀ والدین خود را کنار بگذارند. عیسی این سازوکار تفسیری را چنین محکوم میکند:
«بدینگونه کلام خدا را بهخاطر سنت خود باطل ساختهاید» (متی ۱۵: ۶ ؛ مرقس ۷: ۹-۱۳)
در متن یونانی، فعل ἀκυρόω (akyroō) بهکار رفته است که بهمعنای «بیاعتبار ساختن یا لغو حقوقی» است. معادل مفهومی دقیق آن در عبریِ کتابمقدسی، بهویژه در زمینهٔ نذر و قسم، فعل הֵפֵר (hēfēr) از ریشهٔ פרר است؛ یعنی لغوِ شرعی و الزامآور یک تعهد معتبر (اعداد ۳۰: ۵) بدینترتیب، اتهام عیسی صرفاً اخلاقی نیست، بلکه حقوقی–الهیاتی است: سنت، کلام خدا را عملاً لغو کرده است.
۲. قسم به قربانگاه و تحریف تقدّس سوگند
یکی از نمونههای بارز این تحریف، نظام طبقهبندیِ سوگندها بود. در این نظام، قسم خوردن به «قربانگاه» الزامآور تلقی نمیشد، ولی قسم به «هدیهای که بر قربانگاه است» باعث الزام میگردید. عیسی این منطق را آشکارا توبیخ میکند:
«وای بر شما ای راهنمایان کور… کدام بزرگتر است: هدیه یا قربانگاهی که هدیه را مقدس میسازد؟» (متی ۲۳: ۱۸ – ۲۰)
این منطق، بعدها به روش مدوّنتر در ادبیات ربّانی نیز بازتاب یافت. برای مثال، میشنا، رسالهٔ Shevuot، میان انواع سوگندها تمایز میگذارد و دربارهٔ دامنهٔ الزامآوری آنها بحث میکند. هرچند میشنا شکل نهاییِ متأخر دارد، اما نشان میدهد که چنین تفکیکهایی از پیش در سنت تفسیری جریان داشتهاند و بعدها در تلمود بسط یافتهاند.
نکتهٔ محوری عیسی این است که این تمایزها، هرچند بعدها صورتبندی فقهی یافتند، در ذات خود، تفسیری ساختگی بودند. زیرا در منطق عبری، قربانگاه منشأ قداست است، نه هدیه. در نتیجه، این نظام سوگندها عملاً به لغو (הֵפֵר) الزام سوگند میانجامید.
۳. قربانی و قربانگاه: آیین بدون آشتی
عیسی نه قربانی را نفی میکند و نه قربانگاه را؛ بلکه اولویت الهیِ آشتی و عدالت را بازمیگرداند:
«اگر هدیهٔ خود را نزد قربانگاه میآوری و در آنجا بهیاد آوری که برادرت از تو شکایتی دارد… نخست برو و آشتی کن» (متی ۵: ۲۳ – ۲۴)
این سخن، در امتداد سنت انبیاست (هوشع ۶: ۶ ؛ اشعیا ۱: ۱۱-۱۷) و نشان میدهد که آیین، بدون تغییر رابطه و قلب، دارای ارزش الهی نیست.
۴. سبت و تقدم حیات بر تفسیر خشک
سبت برای حیات انسان مقرر شده بود (پیدایش ۲: ۲-۳ ؛ خروج ۲۰: ۸-۱۱). اما تفاسیر سختگیرانهٔ رایج، آن را به ابزار قضاوت بدل کرده بود. عیسی با مثالی روشن این تحریف را میشکند:
«اگر گاو یا الاغ شما در روز سبت در چاه بیفتد، آیا فوراً او را بیرون نمیآورید؟» (لوقا ۱۴: ۵)،
و جمعبندی میکند:
«سبت برای انسان مقرر شد، نه انسان برای سبت» (مرقس ۲: ۲۷).
در همهٔ این نمونهها، عیسی نه با متن تورات، بلکه با سنتهای تفسیریِ غیرالهامی مقابله میکند. سنتهایی که با ظاهری دینی، اقتدار کلام خدا را لغو (ἀκυρόω / הֵפֵר) مینمایند. از همینرو، هشدار پولس به تیموتائوس دربارهٔ وفاداری مطلق به «کتب الهامشده» (۲ تیموتائوس ۳: ۱۶-۱۷) امتداد مستقیم همین تعلیم مسیح است.
سنتی که متن را بیاثر میکند، هرچند بعدها صورت فقهی یا تفسیری به خود بگیرد، در منطق کتابمقدسی زیر داوری کلام خدا قرار دارد.
منابع:
• The Holy Bible, English Standard Version. Wheaton, IL: Crossway, 2016.
• France, R. T. The Gospel of Matthew. NICNT. Grand Rapids, MI: Eerdmans, 2007.
• Carson, D. A. Matthew. Expositor’s Bible Commentary. Grand Rapids, MI: Zondervan, 2010.
• Neusner, Jacob. The Mishnah: A New Translation. New Haven: Yale University Press, 1988.
• Cohen, Shaye J. D. From the Maccabees to the Mishnah. Louisville: Westminster John Knox, 2006.
• Brown, Francis; Driver, S. R.; Briggs, Charles A. A Hebrew and English Lexicon of the Old Testament. Oxford: Clarendon Press, 1907
✍️ کشیش بهروز خانجانی



