نماد سایت امروز

تعلیم کاتبان

📜 …و نه مثل کاتبان. (متی۷ : ۲۹)

مگر کاتبان چگونه تعلیم می‌دادند؟

کاتبان به فرقه‌های یهودی آن دوران تعلق داشتند. برخی از فرقۀ فریسی بودند و برخی از شاخه صدوقی و برخی دیگر نیز به شاخه‌های کوچکتر و کمتر شناخته شده، گرایش داشتند.
هر کدام از آموزگاران نیز برای تفسیر کلام خدا از نظریات الهیدانان نامدار آن دوران بهره گرفته و قوم را تعلیم می‌دادند.
نباید چنین بیانگاریم که تعلیم کاتبان یک‌سره نادرست بود، بلکه در بخش‌های بسیاری، آموزه‌های درستی نیز داشتند. با این‌همه، نفوذ پندارها و افکار انسانی (غیر الهی) در آموزه‌های‌ ایشان، مشهود و فراوان بود و هنوز نیز این روند در آموزه‌های رابی‌ها ادامه دارد. از این رو مسیح گفت:

📜 پس عبادت مرا عبث می‌کنند زیرا که احکام مردم را به‌منزلۀ فرایض تعلیم می‌دهند.
(متی ۱۵: ۹)
تلمود تا حدود زیادی برخاسته از تفاسیر بزرگان یهودی است. اما تعالیم نادرست در آن رخنه کرده است.
امروزه نیز در بر همان پاشنه می‌چرخد. برداشت‌ها و تفاسیر انسانی مانع شده تا قوم، حقیقت را بشناسند.
به ظاهر عمق‌ها تعلیم داده می‌شود ولی در حقیقت، عمق‌های شیطان است که ترویج و تعلیم داده می‌شود…

📜 این تعلیم را نپذیرفته‌اید و عمق‌های شیطان را چنانکه می‌گویند نفهمیده‌اید، بار دیگری بر شما نمی‌گذارم. (مکاشفه ۲: ۲۴)

عمقهای شیطان، همان مکاشفه‌ای است که در کلام مکتوب خدا یافت نمی‌شود ولی آنانکه خارش گوش‌ها دارند آن را مکاشفه‌ای عمیق می‌دانند.
مانند کسانی‌که با شنیدن عبارت:
“نور از نور و خدا از خدا” توسط تثلیثیون به وجد می‌آیند و می‌پندارند که به عمقی دست یافته‌اند که مکاشفۀ حقیقت است. اما می‌دانیم آنچه در کتاب مقدس نوشته نشده باشد، همان صدای غریبی است که گوسفندان حقیقی مسیح به آن گوش نخواهند سپرد و آن را پیروی نخواهند کرد.
البته که ما این عمقها را نفهمیده‌ایم، چون این عمقها از شیطان است.
در حالی‌که تعلیم مسیح متفاوت بود. او نه چون کاتبان بلکه با اقتدار الهی تعلیم می‌داد. او می‌توانست تمام آیات کلام را همچون اجزای یک پازل، کنار هم بگذارد و تعلیمی دقیق و تصویری کامل بدهد.
او اقتدار آن را داشت که وقتی دربارۀ رستاخیز از او پرسیدند بگوید:
زیرا که خدا خدای مردگان نیست.

او می‌توانست از آنچه یهودیان هر روز تکرار می‌کردند ولی از درک آن ناتوان بودند، قیامت را اثبات کند.
یهودیان همواره به خود می‌بالیدند که خدای آنها خدای ابراهیم، اسحاق و یعقوب است. بی‌آنکه درک کنند خدا نمی‌تواند خدای مردگان باشد. همچنانکه امروز نیز پیوسته مسیحیان دعا می‌کنند که: ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدس باد، اما مکاشفۀ نام را ندارند.
مسیح توانایی این را داشت که در پاسخ زن سامری بگوید: زمانی می‌رسد که خدا را نه در این کوه و نه در اورشلیم، بلکه در روح خواهید پرستید. زیرا خدا روح است و هر که می‌خواهد او را بپرستد باید در روح و راستی باشد.
مسیح این توانایی را داشت که بگوید هر که از آب و روح زاده نشود پادشاهی خدا را نخواهد دید. او می‌توانست نقودیموس را توبیخ کرده و بگوید تو چگونه استاد یهود هستی ولی از درک این چیزها ناتوانی؟
می‌توانست بگوید: “شنیده‌اید که… [چنین]… اما من به شما می‌گویم که… [چنان]”.

یک معلم راستین باید بدین‌سان و با اقتدار تعلیم دهد بی‌آنکه از آنچه مکتوب است سر بپیچد و یا خارج شود.
این است تفاوت شیوۀ تعلیم مسیح با روش کاتبان. آنان تفسیرها را می‌کاوند بی‌آنکه نور را یافته باشند در حالی‌که عیسی مسیح، خود نور است و خادمین او در این نور و اقتدار، ره‌ می‌سپارند و همچون استادشان مسیح، با اقتدار تعلیم می‌دهند.

فیض با همگی شما باشد.

برادر شما

✍️  کشیش بهروز خانجانی

 

خروج از نسخه موبایل