نماد سایت امروز

جمعه ، شنبه و یکشنبه

در یک جمعه، تمام نیروهای تاریکی پایکوبی می‌کردند. به نظر می‌رسید که عدالت و راستی برای همیشه شکست خورده و تاریکی برتری را از آن خود کرده است. شیطان به گمان خود توانسته بود بزرگ‌ترین مردی که تا کنون به دنیا آمده بود را با اتهامات دروغین بر صلیب کشد. کسی که هیچ گناهی نکرد. کسی که معجزات بزرگی به ظهور رسانید و گناهان را می‌بخشید. کسی که مردگان را زنده کرد و حتی یک مرده چهار روزه را به زندگی بازگرداند. کسی که بر آب‌ها راه رفت. کسی که بر توفان قدرت داشت. کسی که حتی جانوران درنده را زیر فرمان خود آورد. کسی که بر هر درد و بیماری قدرت داشت. کسی که درون انسان‌ها را می‌دید. کسی که زایشی دیگرگونه با سایر آدمیان داشت. شیطان به گمان خود چنین کسی را بر صلیب کرد.
مسیح، مظهر عدالت بود و به صلیب کشیدن مسیح، به معنی مصلوب کردن عدالت و قدوسیت بود.
شیطان می‌پنداشت همچنان که از طریق قائن هابیل را کشت، اشعیا با ارّه پاره شد، زکریا بر مذبح کشته شد و دانیال در بی فرزندی مرد و خون انبیاء بسیاری را بر زمین ریخت و آنها را رهسپار دنیای مردگان کرد، دربارۀ مسیح هم چنین خواهد بود.
او به خود می‌بالید که پادشاهان بزرگی همچون کوروش، داریوش، اسکندر و چنگیز خان مغول را به دنیای مردگان فرستاده است.
به رغم نبوت‌ها در کلام، او نمی‌توانست نقشۀ خدا را ببیند، چون نقشۀ خدا همیشه در پس مکاشفه‌ای که از روح‌القدس است مخفی است.
یکی از دلایل پوشیده بودن زمان بازگشت خداوند هم همین است.
ولی شیطان یعنی صاحب قدرت موت با مصلوب کردن مسیح، بزرگ‌ترین اشتباه خود را مرتکب شد.
چرا که مسیح، کسی مانند دانیال و موسی و ایوب یا کوروش بزرگ نبود. بلکه عیسی مسیح، رئیس حیات بود. (اعمال ۳: ۱۵)

او نمی‌توانست فروتنی مسیح را درک کند. برای همین کوشید بر روی صلیب، عیسی را با این سخن که اگر پسر خدا هستی، خود را نجات بده، برانگیزد.
اما داستان از زمانی که مسیح فریاد زد: تمام شد، آغاز گردید.
مسیح، با این فریاد، جان داد و پرده هیکل از بالا به پایین داره شد.
با ورود روح انسانی مسیح یعنی رئیس حیات به دنیای مردگان، زمین لرزه‌ واقع شد.
چون از همان ابتدا، تمام دنیای مردگان یا بقول کلام، دنیای زیرین لرزید.
در همان لحظه نخست، ارواح همۀ مردگان و دیوها و حتی شیطان در برابر رئیس حیات زانو زدند. برای همین بود که زمین لرزید.

تصور اینکه مردانی چون کوروش و داریوش و ابرمردان تاریخ که پیش از مسیح مرده بودند، مسیح را در دنیای مردگان ملاقات کردند، حس عجیبی به من می‌دهد.
مسیح با ورود خود به دنیای مردگان، صاحب کلیدهای مرگ و جهان مردگان شد.

📜 …و کلیدهای موت و عالم اموات نزد من است. (مکاشفه۱: ۱۸)

او صاحب تنها یک کلید نه، بلکه صاحب کلیدهای موت و عالم مردگان شد. اگر خدا اجازه دهد در آینده در این باره خواهم نوشت.
بر خلاف پنداشت ادونتیست‌ها، مسیح در روز شنبه استراحت نمی‌کرد، بلکه به آخرین ایستگاه جهان مردگان، یعنی دنیای قدیم سر زد.
📜 و به آن روح نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که در زندان بودند، که سابقا نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در ایام نوح انتظار می‌کشید، وقتی که کشتی بنا می‌شد، که در آن جماعتی قلیل یعنی هشت نفر به آب نجات یافتند.
(اول پترس ۳: ۱۹-۲۰)

کتاب مقدس، دوران پیش از توفان را دنیای قدیم می‌نامد.
📜 و بر عالم قدیم شفقت نفرمود بلکه نوح، واعظ عدالت را با هفت نفر دیگر محفوظ داشته، توفان را بر عالم بی‌دینان آورد.
(دوم پترس۲: ۵)

نقطه آغاز عالم قدیم، تا به آدم می‌رسد. باید به عالم قدیم می‌رفت چون نسب‌نامۀ انسانی مسیح، به آدم باز می‌گردد.
مسیح پس از پایان این سفر در صبح روز یکشنبه، با پیروزی از مرگ برخاست.
شایان ذکر است که با رستاخیز مسیح از مردگان، شاهد یک زمین لرزه دیگر نیز هستیم.
چون خدا فرمان داد که مسیح از مردگان بیرون آید و فرشتۀ خدا شخصا پایین آمد
که ناگاه زلزله‌ای عظیم حادث شد از آن رو که فرشتۀ خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از در قبر غلتانیده، بر آن بنشست.(متی ۲۸: ۲)
با زمین لرزۀ نخست، مزار مقدسین شکافته شد.

📜 که ناگاه پردۀ هیکل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگ‌ها شکافته گردید، و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدن‌های مقدسین که آرمیده بودند برخاستند، و بعد از برخاستن وی، از قبور برآمده، به شهر مقدس رفتند و بر بسیاری ظاهر شدند.
(متی ۲۷: ۵۱-۵۳)

ورود مسیح به دنیا مردگان یک نتیجۀ آنی داشت؛ زنده شدن بدن‌های پوسیده و تبدیل به خاک شدۀ مقدسین. با رستاخیز مسیح از مردگان، آنان نیز زنده شدند. هللویاه.

برادر برانهام می گوید مردم اسرائیل دیدند که چگونه ابراهیم و سارا دست در دست یکدیگر در کوچه های اورشلیم راه می‌رفتند.
بسیاری از مقدسین عهد عتیق برخی جسماً و برخی روحاً از دنیای مردگان بیرون آمدند.
آنانی که روحاً خارج شدند، در قیامت عهد جدید، جسماً هم بر خواهند خاست.
چنین شد که به گفتۀ رسالۀ افسسیان،
مسیح، اسیری را به اسیری برد. آمین.

با رستاخیز مسیح از مردگان، این تضمین را داریم که اگر هم کسی پیش از ربوده شدن، در مسیح بخوابد، پا به دنیای مردگان نخواهد گذارد. این سعادت را مقدسین عهد عتیق نداشتند. اما مقدسین عهد جدید این خوشبختی بزرگ را دارند تا در پیروزی روز یکشنبه سهیم باشند.
چون مسیح فاتح جلجتا است و اوست که به دنیای مردگان وارد شد و تنها کسی است که مرگ را شکست داد. برای همین است که در زیر آسمان، تنها یک نام برای نجات به مردمان داده شده است، نه دو یا سه نام.

از این روست که مقدسین حقیقی عهد جدید، هر سخن و هر کار خود و همه چیز را به نام عیسی مسیح انجام می‌دهند. حتی پدر را در این نام پرستش می‌کنند زیرا می‌دانند که پدر، نام خود را به پسرش عیسی مسیح بخشیده است. برای همین نوشته شده که روح‌القدس به نام عیسی مسیح می‌آید. در صبح قیام این مژده به ما داده شده که راستی و عدالت پیروز است. اگرچه شاید موقتا بپنداریم که تاریکی چیره شده است ولی پیام قیام مسیح از مردگان، پیروزی نور بر تاریکی است.

قیام بر دوستان عیسی مبارک.

اگر خدا فیض دهد دربارۀ چهل روز و صعود و پنتیکاست خواهم نوشت تا یک پنتیکاست عالی را امسال در همۀ کلیساهای محلی تجربه کنیم. این چهل روز پس از رستاخیز، همانند شاگردان به طور خاص به استاد آسمانی گوش خواهیم سپرد تا ببینیم در مورد امور ملکوت چه می‌گوید .آمین و آمین


قیام و رستاخیز خداوند مبارک


برادر بهروز خانجانی
خادمی که نه به ارادۀ انسان بلکه با دعوت الهی می‌‌نویسد.

خروج از نسخه موبایل