📜«و آن بیست و چهار پیر و چهار حیوان به روی درافتاده، خدایی را که بر تخت نشسته است سجده نمودند و گفتند: «آمین،..» (مکاشفه ۱۹: ۴)
این یکی از قویترین آیاتی است که بر یگانگی خدا تاکید میکند. از نظر یک تثلیثی خدا سه شخص است اما در این آیه، کتاب مقدس و تمام آسمان به وضوح و روشنی اعلام میکند که یک شخص و تنها یک شخص بر تخت نشسته است.
در (مکاشفه ۴: ۲) آمده است:
📜 «فیالفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشینندهای.» (مکاشفه۴: ۲)
آیا دقت کردید؟
مکتوب است: نشینندهای.
و این نشیننده، مطابق (مکاشفه ۱۹: ۴) یگانه خداست.
باز میخوانیم:
📜 «آنگاه آن بیست و چهار پیر میافتند در حضور آن تختنشین و او را که تا ابدالآباد زنده است عبادت میکنند و تاجهای خود را پیش تخت انداخته، میگویند…» (مکاشفه ۴: ۱۰)
باز هم بر «آن تخت نشین» تاکید شده است، یعنی یک شخص نه سه شخص ابدی.
همچنین:
📜 «از این جهت پیش روی تخت خدایند و شبانهروز در هیکل او، وی را خدمت میکنند و آن تخت نشین، خیمه خود را بر ایشان بر پا خواهد داشت.» (مکاشفه ۷: ۱۵)
از تخت خدا صحبت میشود و آن تختنشین که یگانه خداست.
حال ببینیم بره کیست؟ آیا بر اساس تعلیم شاهدان یهوه، او مخلوق نخست است؟
قطعا چنین نیست. وقتی یوحنا در دست راست تختنشین یگانه، یک کتاب دید که از درون و بیرون مختوم به هفت مهر بود،
هیچکس در آسمان و زمین و زیر زمین، شایسته نبود تا کتاب را بگیرد و یا حتی بر آن نگاه کند.
دقت کنید: هیچکس. لطفا به واژۀ هیچکس دقت کنید.
اما نجات از کجا آمد؟ به کلام توجه کنیم تا ببینیم نجات دهنده از کجا آمد.
📜 «آنگاه دیدم که در وسط همان تخت و در میان آن حیوانات و پیران برهای ایستاده بود که علامت برهً قربانی شده را داشت. آن بره دارای هفت شاخ و هفت چشم بود هفت چشمی که هفت روح خدا هستند و به همهً جهان فرستاده شدهاند.» (مکاشفه ۵: ۶)
در وسط همان تخت، تنها یک شخص نشسته بود و این یک شخص، خدای واحد است. نه یک شخص دوم نه یک شخص سوم نه یک مخلوق نخست، بلکه شخص یگانۀ خدا.
نکته جالب اینکه او، هم تختنشین است، هم هفت چشم و هفت شاخ دارد.
چشم من، شخص جداگانهای از من نیست.
این بدان معناست که مسیح، شخصا بر هفت کلیسا در هفت دوره، نظارت میکند و با هفت شاخ، یعنی با قدرت خود در هفت دوره، از کلیسای خود محافظت میکند.
در آیۀ ۶ (مکاشفه ۵) در یک تصویر هم پدر را داریم ۱-تخت نشین ۲-هم بره یعنی پسر، هم ۳- هفت چشم و هفت شاخ که روح خداست یعنی روحالقدس.
اما نه در سه شخص، بلکه در یک شخص. چرا؟
چون باید همه چیز در او یعنی در مسیح جمع شود.
📜 «برای انتظام کمال زمانها تا همه چیز را خواه آنچه در آسمان و خواه آنچه بر زمین است، در مسیح جمع کند، یعنی در او.» (افسسیان ۱: ۱۰)
اگر برادران تثلیثی این حقیقت و این نقشه را درک کرده بودند، محال بود که با تعمید بهنام خداوند عیسی مسیح مخالفت کنند.
باید همه چیز، خواه در آسمان و خواه در زمین در او جمع شود. برای همین است که همه چیز در قول و فعل، باید به نام او انجام شود.
📜 «و آنچه کنید در قول و فعل، همه را به نام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را به وسیلۀ او شکر کنید.» (کولسیان۳: ۱۷)
چون همه چیز باید در مسیح جمع شود، پدر نیز نام خود را به پسرش داد یعنی نامی که بالاتر از جمیع نام هاست.
آیا بالاتر از نام خدا نامی در آسمان و بر زمین وجود دارد؟ نامی که بالاتر از جمیع نامهاست، نام خود خداست.
📜 «بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوت و سلطنت و هر نامی که خوانده میشود، نه در این عالم فقط بلکه در عالم آینده نیز.» (افسس۱: ۲۱)
📜 «از این جهت خدا نیز او را بهغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است، بدو بخشید. تا بهنام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود،…» (فیلیپیان۲: ۹-۱۰)
✍️ کشیش بهروز خانجانی



