نماد سایت امروز

درس سوم


دوستان عزیز، برادران و خواهران در مسیح،
من برادر فرانک هستم که از مرکز بین‌المللی خدمت در کرفلد آلمان با شما سخن می‌گویم. در حالی‌که این افتخار را داریم که کلام گران‌بهای خدا را با شما در میان بگذاریم و تمامی مشورت خدا را اعلام کنیم، و نقشه نجات او را از عهد عتیق و جدید آشکار سازیم، امروز مایلم به اختصار درباره موضوع «الوهیت» سخن بگویم؛ همان‌طور که در دو موعظه گذشته نیز به آن پرداختیم. ما نشان داده‌ایم که خدا یکی است و در نقش‌های گوناگون خود را ظاهر می‌سازد؛ همچون آفریدگار، نجات‌دهنده، پادشاه، داور و غیره.
.
در اعمال رسولان، فصل ۲۰، پولس رسول چنین می‌نویسد:
«زیرا که از اعلان تمام مشورت خدا به شما دریغ نکردم» (آیه ۲۷). تمام مشورت خدا!
«پس بر خود و بر تمامی گله‌ای که روح‌القدس شما را بر آن ناظران ساخته است، مواظب باشید تا کلیسای خدا را که به خون خود خریده است، شبانی نمایید.»

کلیسای عیسی مسیح، کلیسای خدای زنده، یک فرقه یا سازمان مذهبی با مرکزیتی خاص در مکانی خاص نیست. کلیسای حقیقی عیسی مسیح از تمام ایمانداران واقعی تشکیل شده که به وسیله خون بره‌ای که بر صلیب جلجتا ریخته شد، خریده و فدیه داده شده‌اند. کلیسای واقعی، بدن مسیح است که از اعضایی تشکیل شده که تولد تازه یافته‌اند، از روح پر شده‌اند و به وسیله روح هدایت می‌شوند، و سرِ این بدن، مسیح است. و در این کلیسا، خداوند خدمات گوناگونی را نهاده است.
اما دوستان عزیز، پیش از آن‌که وارد دوره عهد جدید شویم، می‌خواهم در این سومین موعظه از مجموع ۵۲ موعظه‌ای که در حال آماده‌سازی آن هستیم، بار دیگر به عهد عتیق بازگردم و نشان دهم چگونه خدا، تنها خدای حقیقی، خود را نمایان ساخت. نشان دادیم که او در باغ عدن راه می‌رفت، آدم را به صورت خود آفرید. در پیدایش ۱۸ نشان دادیم که چگونه خداوند نزد ابراهیم آمد، با او نشست و غذا خورد. همچنین نشان دادیم که چگونه انبیا و مردان خدا در عهد عتیق، مانند میکایا، خداوند را بر تخت دیدند و تمامی لشکریان آسمان گرداگرد او بودند. همچنین اشعیای نبی گواهی می‌دهد که خداوند را بر تخت دید و کروبیان و سرافین او را احاطه کرده بودند. و در آن هنگام خداوند فرمود: «چه کسی برای ما خواهد رفت؟» او با شخصی دیگر درون الوهیت گفتگو نکرد، بلکه با آنانی که از ابتدا گرد او بودند، سخن گفت.
در سراسر دوره عهد عتیق، خدا هنوز خود را به عنوان پدر، پسر و روح‌القدس ظاهر نساخته بود. در طول چهار هزار سال، خدا تمامی امور را اعلام کرد که قرار بود در دوره عهد جدید، در قالب برنامۀ نجات، تحقق یابند. ما در موعظه‌های بعدی به این گزاره خواهیم پرداخت.
اما در تثنیه فصل ۶، از آیه ۴ به بعد، خداوند بار دیگر با موسی و سپس با اسرائیل سخن می‌گوید:
«ای اسرائیل بشنو: یهوه، خدای ما، یهوه واحد است. و یهوه، خدای خود را، با تمامی دل و تمامی جان و تمامی قوت خود، محبت نما.»

تأکید بر این است که خدا یکی است. همۀ ملت‌های بت‌پرست، خدایان و الهه‌های بسیار داشتند. ولی خدا، تنها خدای جاودان، تأکید می‌کند و می‌گوید:
«ای اسرائیل بشنو! تو قوم عهد من هستی، بشنو! من یهوه، خدای تو هستم؛ خدایان دیگری جز من نخواهی داشت.»
سپس خداوند در آیات ۶ و ۷ ادامه می‌دهد:
«و این کلام که امروز تو را امر می‌فرمایم، در دل تو باشد…» نه در سر، بلکه در دل! انسان با سر خود استدلال می‌کند، اما با دل ایمان می‌آورد.
و آیه ۷: «و آن را به فرزندانت با جدیت تعلیم ده، و وقتی که در خانه‌ات نشسته‌ای، و هنگامی که در راه می‌روی، و زمانی که می‌خوابی، و وقتی که برمی‌خیزی، از آن سخن بگو. و آن را به‌عنوان علامت بر دستت ببند، و آن را همچون نشانه‌ای میان چشمانت قرار ده. و آن را بر چارچوب در خانه‌ات و بر دروازه‌هایت بنویس.» و الی آخر.
ای دوستان عزیز، خدای اسرائیل اعتقادنامه را به آن‌ها داد، و این اعتقاد، باور به خدای سه‌گانه یا خدای سه‌شخصی نبود؛ نه! تنها به یک خدا بود. «ای اسرائیل بشنو!»

و برادران و خواهران، دوستان عزیز، شاید این گفته شما را متعجب کند، ولی آموزۀ تثلیث که در قرون سوم و چهارم مسیحی معرفی شد، به هیچ وجه در کتاب مقدس یافت نمی‌شود.
حتی در عهد جدید، خدا خود را به‌عنوان پدر ما در آسمان ظاهر می‌سازد — به همین دلیل دعا می‌کنیم: «ای پدر ما که در آسمانی…» — و در پسر یگانه‌اش بر زمین، و در ما توسط روح‌القدس ساکن می‌شود. خدا بر ما، خدا با ما، خدا در ما؛ سه جلوه از یک خدا برای تحقق نقشه نجات.
در دورۀ عهد عتیق، خدا هنوز خود را به‌عنوان پدر، پسر و روح‌القدس ظاهر نکرده بود. از این رو در درازای چهار هزار سال از آدم تا مسیح، نه ابراهیم و نه هیچ انسان دیگری بر روی زمین با خدا به‌عنوان پدر، یا با پسر یا روح‌القدس سخن نگفت.

برادران و خواهران، دانستن این نکته بسیار مهم است، زیرا تعلیم تثلیث نه تنها اشتباه است، بلکه کاملاً اشتباه است! خدا به‌صورت سه شخص وجود ندارد. ما به سه «ابدیت» یا سه «قادر مطلق» نیاز نداریم؛ یکی کافی‌ست. و تنها همان یکی وجود دارد!
اگر در سراسر عهد عتیق جست‌وجو کنید، خواهید یافت که همین خدای واحد خود را به شیوه‌های گوناگون نمایان کرده است. در مزمور ۹۰، آیه ۲ می‌خوانیم:
«… از ازل تا ابد، تو خدا هستی.»
در (اشعیا ۴۰: ۲۸) نیز آمده:
«آیا ندانسته‌ای؟ آیا نشنیده‌ای که خدای جاودان، یهوه، خالق کرانه‌های زمین، خسته و درمانده نمی‌شود و فهم او را کاوش نتوان کرد؟»
خدای جاودان، در عهد عتیق خود را به شیوه‌های گوناگون آشکار ساخت.
و ای دوستان عزیز، اجازه دهید این را بی‌پرده به شما بگویم.
باید بگویم: پیش از بازگشت مسیح، پیش از آن‌که یهودیان به خداوند بازگردند، تعلیم تثلیث باید به ایشان عرضه شود و روشن گردد که این تعلیم نه بر پایۀ کلام خداست و نه موافق ارادۀ او. یهودیان می‌توانند تنها به یک خدا ایمان داشته باشند، نه به دو و نه به سه شخص. حتی محمد نیز دچار مشکل شد، زمانی که مسیحیان تعلیم می‌دادند که خدا در آسمان پسری دارد. او می‌پرسید: «اگر خدا پسری دارد، مادر این پسر که بود؟»
اگر تمامی مردم زمین، به‌ویژه مسیحیان، متوجه ضرر و گمراهی ناشی از آموزه تثلیث می‌شدند، می‌بایست از خواب غفلت بیدار می‌شدند.
و من باید شما را با کلام خدا تکان دهم تا به این شناخت برسید که تنها یک خدا وجود دارد، خدایی که وعده‌ها را داده و خود را آشکار ساخته تا هدف عظیم خود را در دوران عهد جدید به انجام رساند.

سپس به اشعیای نبی، فصل ۴۳، آیه ۱۰ می‌رسیم: «شما شاهدان من هستید، خداوند می‌فرماید، و بنده‌ای که من برگزیده‌ام، تا مرا بشناسید و به من ایمان آورید – به من ایمان آورید! – و دریابید که من او هستم؛ پیش از من خدایی پدید نیامده و پس از من نیز نخواهد آمد.»

عزیزان، فرقی نمی‌کند که من چند آیه دیگر بخوانم – و البته چند آیه دیگر نیز خواهم خواند – اما تا زمانی که آمادۀ پذیرش اصلاح نباشید، تا زمانی که آمادۀ ایمان به کلام خدا، – نه تفسیرهای گوناگون آن – نباشید، همچنان که در دو موعظۀ پیشین گفتیم: کسانی که خدا را به‌صورت شخصی شناختند، دربارۀ او شهادت دادند. این یک ایده نبود، بلکه تجربه‌ای شخصی بود که انبیا می‌توانستند به آن نگاه کنند. و ای برادران و خواهران، چون خدا خود را در عیسی مسیح به‌صورت شخصی آشکار کرد، ما او را به‌صورت شخصی می‌شناسیم! و خداوند ما توانست بگوید: «اگر مرا دیده‌اید، پدر را دیده‌اید.»

اکنون با ادامۀ موضوع‌مان دربارۀ خدای واحد، اجازه دهید اشعیای نبی، فصل ۴۵، آیه ۵ را بخوانم: «من خداوند هستم و جز من هیچ‌کس نیست، خدایی جز من وجود ندارد؛ من کمر تو را بستم، هنگامی که مرا نمی‌شناختی…» – «من خداوند هستم و جز من هیچ‌کس نیست!» دوستان، من از کتاب‌های کلیسایی نمی‌خوانم، من از کتاب مقدس می‌خوانم! و زمان آن فرا رسیده که همۀ کسانی که می‌خواهند مورد پذیرش خداوند قرار گیرند، هر آنچه در دیگر کتاب‌ها نوشته شده را رها کنند و به آنچه در این یک کتاب نوشته شده بازگردند! اینجا ما توضیحات یا تفسیرها را نمی‌یابیم، اینجا خود خدا را می‌یابیم که سخن می‌گوید و از کسانی استفاده می‌کند که خود را به آن‌ها آشکار کرده و همچنین نقشه نجات خود را به آن‌ها شناسانده است. اکنون اگر کتاب مقدس را بخوانید: اشعیای نبی، فصل ۴۵، آیه ۲۳، اینجا خداوند می‌فرماید: «به خودم سوگند خورده‌ام، کلام از دهانم به عدالت بیرون آمده است…» عزیزان، اگر در دوره عهد عتیق اشخاص گوناگون وجود داشتند، خدا می‌توانست به این یا آن سوگند بخورد. اما خدا به خودش، به خودش سوگند خورد! شما می‌توانید این را در آیات بسیاری بخوانید. پیدایش، فصل ۲۲، آیه ۱۶؛ عاموس، فصل ۶، آیه ۸؛ عبرانیان، فصل ۶، آیه ۱۳، و تمام آیات مختلفی که در آن‌ها خدا، خدای یگانه، به خودش سوگند خورده است.

بار دیگر می‌گویم: ما هنوز با دوره عهد عتیق سر و کار داریم تا نشان دهیم که خدای یگانه در عهد عتیق به شیوه‌های گوناگون خود را آشکار کرد. ولی تجلی او در قالب انسانی در عیسی مسیح در آغاز عهد جدید رخ داد. عزیزان، اگر به‌سرعت به عهد جدید، به رومیان، فصل ۳ برویم، در آیه ۳۰ این‌گونه می‌خوانیم: «… زیرا واحد است خدایی که ختنه‌شدگان را از راه ایمان و نامختونان را از طریق ایمان عادل خواهد شمرد.» – «… زیرا خدا واحد است!» و همچنان که گفتیم: این خدای واحد خود را آشکار کرد تا ما را نجات دهد و به‌عنوان پسران و دختران به جایگاه اصلی‌مان بازگرداند.


در (غلاطیان ۳: ۲۰) می‌خوانیم: «حال آنکه میانجی، نمایندۀ تنها یک شخص نیست، اما خدا واحد است.» حتی در سراسر عهد جدید، اگرچه تجلیات گوناگون خدا نشان داده شده، کتاب مقدس تنها از یک خدا سخن می‌گوید.

به رومیان، فصل ۱ می‌رسیم، جایی که پولس رسول بشارت را معرفی می‌کند و از مأموریت خود سخن می‌گوید.
(رومیان ۱: ۱): «پولس، بنده عیسی مسیح، که به رسالت خوانده شده، جدا شده برای بشارت خدا (که پیش‌تر توسط انبیای او در کتب مقدس وعده داده شده بود)…» – وعده داده شده توسط انبیای او در درازای دورۀ عهد عتیق! ولی در عهد جدید، تحقق همگی آن وعده‌ها را می‌بینیم. در رومیان، فصل ۱۶، در آیات آخر می‌خوانیم: «فیض خداوند ما عیسی مسیح با همه شما باشد. آمین. اکنون به او که قادر است شما را بر پایه بشارت من و موعظه عیسی مسیح، بر اساس آشکار شدن رازی که از آغاز جهان نهان بود، استوار سازد…» این راز، تجلی مسیح، از آغاز زمان، پنهان نگه داشته شده بود و سپس آشکار شد. و ما در موعظه‌های آینده درباره این موضوع سخن خواهیم گفت.

ای برادران و خواهران عزیز، آمدن خداوند بسیار نزدیک است، در دسترس است. و پیش از بازگشت مسیح، کلیسای عهد جدید باید به تعالیم کتاب مقدس بازگردد، باید از همۀ فرقه‌ها، از همه آشوب‌ها، از همۀ تفسیرها بیرون آید و به کلام مقدس خدا از پیدایش تا مکاشفه احترام بگذارد. یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید.

دوستان عزیز، در موعظه‌های بعدی به وعده‌ها خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه خدا نخست پیشگویی کرد که چه خواهد کرد. و سپس به شما نشان خواهیم داد که چگونه در مسیح تمام وعده‌ها به انجام رسیده‌اند. لطفاً در آنچه خدا اکنون انجام می‌دهد سهیم شوید. در آنچه کلیساها یا فرقه‌ها یا شخصیت‌های کاریزماتیک انجام می‌دهند سهیم نشوید، در برنامه‌های آن‌ها شرکت نکنید – بخشی از نقشه و برنامه خدا برای زمان آخر باشید و به خدا و کلام او بازگردید و همان‌گونه که کتاب مقدس می‌گوید ایمان بیاورید.

خدا شما را برکت دهد و در نام مقدس عیسی با شما باشد. آمین.


پایان درس سوم – اوالد فرانک

خروج از نسخه موبایل