نماد سایت امروز

درس ششم

ما باید به سوی خدا بازگردیم


دوستان عزیز، برادران و خواهران محبوب در مسیح، این برادر فرانک است که از مرکز بین‌المللی مأموریت در کرفلد آلمان با شما سخن می‌گوید. ما این خدمت رسولی و نبوتی را تنها به یک دلیل داریم: ارائه آموزه‌های ناب کتاب‌مقدسی و اعلام نقشۀ نجات خدا.
امروز از (رومیان باب ۱) چند آیۀ را برگزیده‌ام تا اهمیت خدمت‌هایی را که خدا در کلیسای عیسی مسیح نهاده است، به شما نشان دهم.
در (رومیان ۱: ۱) می‌خوانیم:
«پولس، غلام عیسی مسیح، خوانده شده برای رسول بودن و جدا شده برای انجیل خدا …»
رسول در اینجا از دعوت الهی خود، مأموریتش و مسئولیتی که در برابر خدا داشت سخن می‌گوید. او از تمام مذهب‌ها و هر چیز دیگر جدا شد و کاملاً وقف انجیل خدا گردید.
او پیش از دریافت این دعوت، شخصی مذهبی بود؛ در کتاب‌مقدس تعلیم یافته بود و حتی با این حقیقت مبارزه می‌کرد، تا زمانی که خداوند در آن نور ماورای طبیعی در راه دمشق بر او ظاهر شد.
شاید ما هم در یک مذهب یا کلیسا باشیم، اما هنوز خداوند را ملاقات نکرده باشیم، نور را ندیده باشیم و خواندگی مستقیم برای خدمت دریافت نکرده باشیم؛ بلکه فقط در سنت‌ها باقی مانده و همان‌ها را تعلیم دهیم.
در آیۀ ۲ درباره این انجیل خدا گفته شده است:
«…که خدا پیش‌تر به وسیله انبیای خود در کتب مقدس وعده داده بود…»
باید بارها و بارها بگوییم که خدا همه چیز را مطابق کلام خود انجام می‌دهد. در عهد‌عتیق، همۀ وعده‌ها را داد و در عهد‌جدید هر آنچه را که به وسیله انبیا وعده کرده بود به انجام رساند. عهد‌جدید از اولین صفحه تا آخرین صفحه تأیید می‌کند که خدا به کلام خود وفادار ماند و آنچه را وعده داده بود به انجام رساند.
عهد‌جدید با خدمت یحیای تعمیددهنده آغاز شد؛ مردی که در آن روزگار از سوی خدا فرستاده شده بود با پیامی از جانب خدا برای قوم خدا تا دل‌های قوم خدا را آماده کند که خداوند را به عنوان نجات‌دهنده خود بپذیرند و عروس و داماد را به هم پیوند دهد.
در (رومیان ۱: ۵) می‌خوانیم:
«…که به وسیله او فیض و رسالت را یافتیم تا برای نام او، اطاعت ایمان را در میان همه امت‌ها برقرار سازیم…»
در اینجا خدمت الهی با هدفی همراه است: بازگرداندن مردم از نافرمانی به اطاعت، برگرداندن آنان از راه‌های خودشان به راه‌های خدا و از تعلیمات انسانی به تعلیمات حقیقی کتاب‌مقدس.
در (رومیان ۱: ۱۶) دربارۀ انجیلی که پولس موعظه می‌کرد می‌خوانیم:
«زیرا من از انجیل مسیح عار ندارم، چون که قوت خداست برای نجات هر که ایمان آورد، نخست یهود و سپس یونانی.»
و امروز برای همه ما نیز چنین است. پولس از انجیل مسیح شرم نداشت، انجیلی که برای او و برای هر یهودی و غیر یهودی که ایمان می‌آورد، قدرت خدا برای نجات شده بود.
محبوبان، اجازه دهید یک آیۀ دیگر را نیز بخوانیم؛ آیۀ ۱۸:
«زیرا غضب خدا از آسمان بر هر بی‌دینی و ناراستی انسان‌هایی آشکار می‌شود که حقیقت را در (توسط) ناراستی بازمی‌دارند …»
این سخنی بسیار قوی، روشن‌کننده و مهم است: کسانی که حقیقت را سرکوب می‌کنند، حقیقت را از مردم پنهان می‌سازند و به جای حقیقت، تعالیم خود را موعظه می‌کنند.
«…حقیقت را در ناراستی نگاه می‌دارند و سرکوب می‌کنند…»
و این همان چیزی است که در تمام مسیحیت، در همه مذاهب و در واقع در سراسر جهان به هر شکل ممکن، اتفاق می‌افتد.
اما مسئله این است که تنها حقیقت می‌تواند ما را از گمراهی آزاد سازد؛ تنها عدالت می‌تواند ما را از ناراستی رها کند؛ و تنها ایمان می‌تواند ما را از بی‌ایمانی آزاد نماید.

گرامیان، بیایید به چند بخش دیگر از کتاب‌مقدس رجوع کنیم.

مأموریت من این است که از شهری به شهر دیگر، از کشوری به کشور دیگر و از قاره‌ای به قاره‌ای دیگر بروم تا انجیل جاودانی را موعظه کنم؛ همان‌گونه که در (متی ۲۴: ۱۴) و نیز در کتاب مکاشفه به ما گفته شده است که انجیل جاودانی، یعنی انجیل ملکوت، باید موعظه شود و سپس پایان فرا خواهد رسید.
همه ما ایمان داریم ـ دست‌کم اگر کلام خدا را حقیقت بدانیم ـ که بازگشت مسیح بسیار نزدیک است. ما در پایانِ زمان آخر زندگی می‌کنیم. همگی نبوت‌های کتاب‌مقدس و همه پیشگویی‌ها در حال تحقق هستند. هیچ چاره‌ای برای مشکلاتی که بر همه ملت‌های روی زمین می‌آید وجود ندارد. روزهای خوب، اگر اصلاً وجود داشته‌اند، برای همیشه پایان یافته‌اند.
عزیزان، بیایید به (یوحنا ۷: ۱۶) بازگردیم:
«عیسی در پاسخ ایشان گفت: تعلیم من از من نیست، بلکه از فرستندۀ من است.»
شاید لازم باشد اکنون واعظان، مبشران و کسانی را مخاطب قرار دهم که خود را مردان خدا می‌نامند و ادعا می‌کنند دارای خدمت و شاید حتی دعوت الهی هستند.

خداوند ما فرمود:
«تعلیمی که من موعظه می‌کنم از من نیست، بلکه از آنِ کسی است که مرا فرستاده است.» ای خادمان گرامی انجیل، شما تعلیم چه کسی را موعظه می‌کنید؟ نماینده کدام کلیسا هستید؟ من قصد انتقاد ندارم؛ فقط می‌خواهم نکته‌ای را روشن کنم.
ما صدها فرقه و میلیون‌ها کلیسا در سراسر جهان و در بخش‌های محلی داریم، و هرکدام تعلیم خاص خود را دارند. هر کلیسا به آنچه به عنوان قوانین و دستورالعمل‌های فرقۀ خود تعیین شده ایمان دارد.
اما اکنون زمانی فرا رسیده است که قوم خدا به سوی خدا و کلام او فراخوانده می‌شوند؛ تا با کتاب‌مقدس همسو شوند و اجازه دهند حقیقت، چیرگی یابد. تا امروز حقیقت در ناراستی سرکوب شده است.
و ناراستی چیست؟ بی‌ایمانی چیست؟ این چیزها چه هستند؟
محبوبان، آیا ما تنها یک مذهب به دست آورده‌ایم یا عیسی مسیح را؟ آیا تنها انجیلی همراه با چند داستان موعظه می‌کنیم یا انجیل عیسی مسیح را به عنوان قدرت خدا برای نجات اعلام می‌نماییم؟
پولس رسول، انجیل کامل را موعظه کرد. همه چیز در آن بود: نجاتِ جان، آزادیِ روح و شفایِ بدن. همه چیز در آن گنجانده شده بود. آن یک انجیل کامل بود.
اما امروز چه می‌بینیم؟
آیا آیۀ ۱۷ را بخوانیم؟
«اگر کسی بخواهد اراده او را به‌جا آورد…»
اگر کسی آمادۀ انجام اراده خدا باشد،
«درباره این تعلیم خواهد دانست که آیا از خداست یا اینکه من از خود سخن می‌گویم.»
امروز نیز همین حقیقت، پابرجاست.
همه ما، بله همه شما دوستان عزیزی که اکنون گوش می‌دهید، باید تصمیم بگیرید: آیا از خودمان سخن می‌گوییم و تعالیم خود را اعلام می‌کنیم؟
اگر بخواهم صادق باشم، پیشینۀ من لوتری، باپتیست و پنتیکاستی بوده است. نسل‌های متمادی در خانواده ما لوتری بودند و ما باور داشتیم که لوتر بزرگ‌ترین مرد خدا در کشور ما بود. خدا او را به شکلی بسیار خاص به کار برد، اما آن صرفاً یک آغاز بود؛ نخستین گام‌ها بود:
«عادل به ایمان زیست خواهد کرد.»
اما حقایق بیشتری باید بازگردانده شوند. تعلیمات کتاب‌مقدسی وجود دارند که باید پیش از بازگشت مسیح احیا شوند.
آنگاه بیداری‌های دیگری را که تحت خدمت جان وسلی، جان اسمیت و دیگر مردان خدا، تا فینی و مودی و دیگران به وجود آمد، بهتر درک می‌کنیم.
سپس درمی‌یابیم که حدود صد سال پیش، روح‌القدس دوباره افاضه شد. اما این همه ماجرا نبود؛ حقایق بیشتری باید آشکار می‌شد.
و ای دوستان، من شاهد عینی و شنیداری آنچه خدا از زمان جنگ جهانی دوم انجام داده هستم. خداوند در سال ۱۹۳۳ ویلیام برانهام را فراخواند. او دعوتی فرا طبیعی و مأموریتی الهی با مسئولیتی الهی دریافت کرد.
سپس در ۷ مه ۱۹۴۶ خداوند تجربۀ فراطبیعی دیگری به او بخشید. نمی‌توانم دربارۀ جزئیات بگویم، اما او با پیغامی فرستاده شد که بازگشت دوم مسیح را پیشاپیش اعلام می‌کرد؛ پیغامی برای احیا، اصلاح و بازگرداندن ما به حقایق اولیه، به بنیاد اصلی و به تعلیمات نخستین کلام خدا.
و برادران و خواهران عزیز، لطفاً به آنچه اکنون می‌گویم احترام بگذارید: اگر می‌خواهید در آنچه خدا امروز انجام می‌دهد سهمی داشته باشید، باید با وعده‌هایی که به نقشۀ نجات مربوط هستند پیوند بخورید.
شما نمی‌توانید امروز به دنبال این مبشر و فردا به دنبال دیگری بروید؛ امروز به دنبال یک شخصیت کاریزماتیک و فردا به دنبال شخصی دیگر، همراه با داستان‌ها، نمایش‌ها و اجراهای ظاهری.
نه، این چیزی نیست که خدا از شما می‌خواهد.
ما باید به سوی خدا بازگردیم، و این یک ضرورت است! این حرف یک پیشنهاد نیست؛ یک ضرورت است!
و بنابراین چیزی را بسیار روشن درک می‌کنیم و باید آن را بگوییم. من باید بگویم: زمان تصمیم‌گیری فرا رسیده است.
اینکه آیا می‌خواهیم کلام خدا را بی هیچ تفسیر شخصی باور کنیم یا نه؛ فقط ایمان بیاوریم و هر موضوع را در هماهنگی کامل در خود کتاب‌مقدس تأیید شده بیابیم.
این درباره الوهیت، تعمید آب، شام خداوند و همه تعلیمات بنیادی کتاب‌مقدس صدق می‌کند.
و سپس، البته باید تصمیم بگیریم که آیا می‌خواهیم آنچه را در این کتاب نوشته شده باور کنیم یا آنچه را در یک کتاب تعلیمات کلیسایی نوشته شده است.
شاید آن کتاب هزار صفحه یا بیشتر داشته باشد و دائماً تعلیمات یک کلیسا را توضیح دهد؛ اما من با این کتاب (کتاب مقدس) قانع هستم.
و اگر احساس می‌کنید موظفید آنچه پدران کلیسا گفته‌اند باور کنید، من هیچ مانع شما نخواهم شد. ولی اگر من جای شما بودم، در کنار خدا می‌ایستادم!
اعتراف می‌کردم که هر انسانی دروغگوست، حتی انسان مذهبی.

و لطفاً مرا ببخشید، اما آن مردان مذهبی در شورای نیقیه، زمانی که ۵۴۰ نفر گرد هم آمدند تا دربارۀ آموزۀ تثلیث تصمیم بگیرند، شبانه‌روز بحث می‌کردند. شما می‌توانید مدت آن شورا را در کتاب‌های تاریخ کلیسا بخوانید.
سپس ۳۱۸ نفر به یک نوع رأی دادند و بقیه به نوعی دیگر. آیا آنان در سال ۳۲۵ میلادی باید تعیین میکردند که من چه چیزی را باور کنم؟ چنین نمی‌انگارم.
برای من، موضوع از پیش حل شده است. پاسخ در کتاب مقدس است. من به هیچ شورا و هیچ حکم کلیسایی نیاز ندارم.
فقط باید به شما بگویم که حقیقت در ناراستی سرکوب شده است.
برای مثال، وقتی خداوند ما فرمود:
«بر ما لازم است که تمام عدالت را به‌جا آوریم.»
و سپس وارد رود اردن شد و تعمید گرفت تا تمام عدالت را به‌جا آورد. این چه بود؟
و یحیی تعمیددهنده گفت:
«من نیاز دارم از تو تعمید بگیرم، چگونه تو از من می‌خواهی تو را تعمید دهم؟»
اما او پاسخ داد:
«باید تمام عدالت را به‌جا آورم.»
و او تعمید گرفت.
وقتی پطرس رسول، نخستین موعظه را انجام داد و هزاران نفر گرد آمدند، کلام خدا مانند چکشی بر سر آنان نبود، بلکه مانند شمشیری در دل‌هایشان نفوذ کرد.
و آنان پرسیدند:
«ای مردان و برادران، چه باید بکنیم؟»
پاسخ بسیار روشن و مستقیم بود:

«توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان تعمید گیرید، و عطای روح‌القدس را خواهید یافت.»

و سه هزار نفر به کلیسا افزوده شدند.
اما امروز چه می‌بینیم؟
چند قطره آب بر سر یک نوزاد، و سپس روحانی می‌گوید:
«اکنون تو فرزند خدایی.»

نه، نه، چنین چیزی در کتاب‌مقدس وجود ندارد!
چرا عدالت و حقیقت در ناراستی سرکوب می‌شوند؟ چرا تعلیمات غلط چنان تلقی می‌شوند که گویی درست‌اند، و تعلیمات صحیح کتاب‌مقدس، چنان‌که گویی غلط هستند؟
برادران و خواهران، خدا هیچ سازشی را نخواهد پذیرفت.
و من از شما می‌خواهم: امروز در کنار خدا بایستید، کلام خدا را باور کنید و در حقیقت باشید.
و تنها آنگاه حقیقت شما را آزاد خواهد ساخت و شما فرزند خدا خواهید شد؛ قدرت خدا، انجیل کامل و ظهور قدرت خدا را در جان، روح و بدن خود دریافت خواهید کرد.
فیض خدا، سلامتی خدا و برکات خدا بر همۀ شما قرار گیرد، هر جا که باشید، در نام گرانبهای خداوند عیسی مسیح.
و بسیار مایل هستم از شما بشنوم. ما نشریات و کتاب‌های روحانی به زبان‌های مختلف در اختیار داریم و آماده‌ایم بی هیچ هزینه‌ای در خدمت شما باشیم.
خداوند با شما باشد تا زمانی که دوباره در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.
خدا شما را در نام مقدس عیسی برکت دهد. آمین.

پایان درس ششم –  اوالد فرانک

خروج از نسخه موبایل