نبی موعود
برادران و خواهران عزیز در مسیح،
من برادر فرانک هستم و از کانون خدمت بینالمللی در کرفلد آلمان با شما سخن میگویم. برای من همواره افتخاری بزرگ است که پیغام خدا برای این روزگار و زمان را با قوم او در میان بگذارم.
موضوع سخن ما همان موضوع همیشگی است: بازگشت مسیح و تحقق نبوتهای کتابمقدس در روزگار ما.
هدف این خدمت نبوتی آن است که شما را با نقشۀ نجات خدا آشنا سازد و وعدههایی را که او برای این عصر داده است، روشن کند.
قصد داوری کسی را ندارم، ولی امروز بیش از هر زمان دیگری، در همۀ کلیساها و فرقهها، فعالیتهای مذهبی فراوانی جریان دارد. واعظان شناخته شده و شخصیتهای کاریزماتیک برنامههای گوناگونی را به مردم عرضه میکنند. ولی پرسش من این است:
خدا برای روزگار ما چه وعدهای داده است؟ به گفتۀ خود خدا پیش از بازگشت مسیح، چه رویدادهایی باید رخ دهد؟
برادران و خواهران عزیز، باب ۲۴ انجیل متی از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این باب، خداوند بارها هشدار میدهد که افراد بسیاری مردم را گمراه خواهند کرد؛ از پیامبران و مسیحان دروغین سخن میگوید که بسیاری با دیدن نشانهها و معجزات بزرگ آنها خواهند گفت: «مسیح اینجاست» یا «مسیح آنجاست.»
اما در کنار این هشدار، به وعدهای نیز اشاره شده است: خدا نبی خاصی خواهد فرستاد؛ نه انبیای بسیار، بلکه یک نبی مشخص.
همانگونه که در عهد عتیق نیز چنین بود، وجود یک نفر کافی بود؛ یک نوح، یک ابراهیم، یک موسی، یک الیشع یا یک ایلیا. خدا همواره یک نفر را برمیگزید تا سخنگوی او باشد و پیغام الهی را با عبارت «قول خداوند» به مردم برساند.
به (لوقا ۱: ۳) نگاه کنیم. نویسنده میگوید:
«من نیز مصلحت چنان دیدم که همه را مِنالبدایة (از ابتدا) به تدقیق در پی رفته، به ترتیب به تو بنویسم.»
او میگوید: «به تدقیق در پی رفته»، به بیانی«همه چیز را با دقت کامل دریافتهام.»
آیا ادعای برخورداری از تدقیق در موضوع و درک کامل امور و وقایع مربوط به ظهور نخستین مسیح از سوی یک انسان، ادعایی بزرگ نیست؟
ولی آنان شاهدان عینی بودند؛ با چشمان خود خدمت کامل خداوند را دیده بودند و با گوشهای خود سخنان او را شنیده بودند. آنان تحقق پیاپی نبوتهای کتاب مقدس را دیدند و به لطف و فیض خدا، درک کاملی از آنچه خدا در زمان ایشان، مطابق کلام خود، انجام میداد، یافتند.
من در سراسر جهان بارها این حقیقت را گفتهام که تفسیرهای نادرست علمای دین، مردم را از تشخیص تحقق نبوتهای کتاب مقدس بازداشت.
لحظهای تصور کنید؛
قوم اسرائیل ۴۰۰۰ سال، چشم به راه آمدن مسیح موعود بود؛ کسی که قرار بود فدیه و آزادی و زندگی جاودان را برای آنان به ارمغان آورد. اما هنگامی که او خود آمد، خاصانش او را نپذیرفت.
زیرا کاتبان و معلمان شریعت، با توضیحات و تفسیرات خود از نبوتهای کتاب مقدس، مردم را گمراه کرده بودند. در نتیجه، تمام یک ملت، روز تفقد خدا را از دست داد.
این حقیقتی شگفتآور است.
چه کسی میتواند درک کند که خودِ خداوند جلال، به میان انسانها آمد، کلام خدا تحقق یافت، ولی مردم از شناسایی آنچه خدا در روزگارشان انجام میداد، درماندند؟
با اینهمه نباید تنها مردم زمان آمدن نخست مسیح را محکوم کنیم. مگر امروز وضعیت چگونه است؟ مگر کلیساها و فرقههای مختلف، هر یک سرگرم برنامههای خود نیستند؟ مگر هر گروه، برداشتها، تفسیرها و توقعات خاص خود را ندارد؟
امروز چه کسی حقیقت کلام خدا را میشناسد؟
چه کسانی به وعدههای خدای قادر مطلق ایمان دارند؟
برای نمونه، (در رومیان ۸: ۱۴) آمده است:
«زیرا همهٔ کسانی که از روح خدا هدایت میشوند، ایشان پسران خدایند.»
امروز چه کسانی از روح خدا هدایت میشوند؟
روح خدا همواره انسان را به سوی کلام خدا و به ویژه، سمت وعدههایی که خدا داده است، هدایت میکند.
مهمترین وعده برای روزگار ما در کتاب (ملاکی باب ۴) آمده است؛ و من هر جا در جهان موعظه کنم، این وعده را یادآوری میکنم.
بهتازگی از چهار کشور غرب آفریقا بازگشتهام. در بزرگترین گردهمایی، حدود ۹ تا ۱۰ هزار تن برای شنیدن کلام خدا آمده بودند. ما کارهای عظیم خدا را دیدیم و گرسنگی روحانی مردم برای شنیدن کلام حقیقی او کاملاً آشکار بود.
دوستان عزیز،
اکنون بار دیگر به آنچه در باب نخست انجیل لوقا خواندیم بازمیگردیم؛ جایی که نویسنده میگوید از آنچه خدا در آمدن نخست مسیح انجام داد، شناختی کامل یافته بود.
در (اول قرنتیان ۲: ۶) نیز میخوانیم:
«لکن حکمتی بیان میکنیم نزد کاملین، امّا حکمتی که از این عالم نیست و نه از روسای این عالم که زایل میگردند. بلکه حکمت خدا را در سرّی بیان میکنیم، یعنی آن حکمت مخفی را که خدا پیش از دهرها برای جلال ما مقدّر فرمود.»
دوستان عزیز، هرگاه به موعظههای برادر برانهام گوش میدهیم، درمییابیم که او مردی بود که از سوی خدا فرستاده شده بود؛ مردی که کلام خدا را با خود آورد و خواندگی و رسالتی مستقیم از جانب خدا برای خدمت دریافت کرده بود.
بگذارید حقیقتی را با شما در میان بگذارم؛ چه پیشتر آن را شنیده باشید و چه نه.
در میان همۀ مبشران بزرگ و نامآشنای جهان، این #ویلیام_ماریون_برانهام بود که دعوت و مأموریت مستقیمی از خدا دریافت کرد.
او حتی روز و ساعت این ملاقات را با دقت بیان میکرد.
برای نمونه، از ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ یاد میکرد؛ روزی که به او گفته شد:
«همانگونه که یحیی تعمیددهنده به عنوان پیشتاز ظهور نخستین مسیح فرستاده شد، تو نیز با پیغامی فرستاده شدهای که پیشتاز ظهور ثانی مسیح میشود.»
یا از ۷ مه ۱۹۴۶، حدود ساعت یازده شب سخن میگفت؛ زمانی که فرشتۀ خداوند بر او ظاهر شد. نوری فراطبیعی به اتاقی آمد که برادر برانهام در آنجا بود. سپس آن فرشته در میان آن نور فرود آمد، پاهایش بر زمین قرار گرفت و با برادر برانهام سخن گفت و دربارۀ مأموریتش به او چنین فرمود:
«همانگونه که به موسی دو نشانه داده شد، به تو نیز دو نشانه داده شده است.»
سپس فرشتۀ خدمت او، عطیه ویژهای را که دریافت کرده بود، و مأموریتش برای رساندن پیام این عصر را برای او توضیح داد.
دوستان عزیز،
ناچارم این مطالب را بیان کنم. من شخصیتی کاریزماتیک یا فردی ویژه نیستم، اما دعوتی الهی دریافت کردهام.
پیش از آنکه برادر برانهام را بشناسم یا حتی او را ملاقات کنم، خداوند را بهعنوان نجاتدهنده خود شناخته بودم. قدرت رستاخیز او را در زندگی خود تجربه کرده بودم و نجات کامل و برکات خدا را، همانند آنچه در روز پنتیکاست رخ داد، چشیده بودم.
ولی از هنگامی که با برادر برانهام و خدمت او آشنا شدم، رابطهای نزدیک و دوستانه با او پیدا کردم.
امروز در سراسر جهان، اتفاقی مهم در حال روی دادن است:
آخرین فراخوان و واپسین پیغام الهی تنینانداز میشود.
و من همواره این هشدار را بازگو میکنم:
روز دیدار و تفقد خدا را از دست ندهید.
اکنون به موضوع ظهور دوم و بازگشت مسیح میپردازیم.
برادران و خواهران عزیز،
این همان امید و وعدهای است که ما به آن دل بستهایم.
خداوند در (انجیل یوحنا باب ۱۴) فرمود:
«میروم تا برای شما مکانی آماده کنم و سپس بازخواهم گشت تا شما را نزد خود ببرم؛ تا هر جا من هستم، شما نیز همانجا باشید.»
گذشته از این، آیات فراوان دیگری نیز درباره آمدن دوباره او سخن میگویند.
اما دوستان عزیز، آمدن خداوند فرایندی طولانی نخواهد بود که روزها، هفتهها، ماهها یا سالها ادامه یابد.
بلکه رویدادی ناگهانی خواهد بود که در یک روز بلکه یک دم به وقوع میپیوندد.
کافی است کتابمقدس را با دقت بررسی و تفحص کنیم. ما از آن فاصله کوتاهی که در آن انتظار داریم خدا کاری کاملاً استثنایی انجام دهد، آگاهی دقیقی نداریم.
در آن دوره کوتاه، رخدادهایی اتفاق خواهد افتاد که هرگز در تاریخ جهان سابقه نداشته است.
در آن زمان، خود خداوند برخاسته، عمل فدیه را به کمال خواهد رساند؛ درست همانگونه که آفرینش را نیز به کمال رساند.
این حقیقت را میتوانید در (اشعیا باب ۲۸)، (رومیان ۹: ۲۷ـ۲۸) و نیز در بخشهای دیگری از کتابمقدس مطالعه کنید. اما دوستان، اکنون زمانِ آمادهسازی برای آن اموری است که خدا در پایان، پیش از بازگشت مسیح، در میان کسانی که بهوسیلهٔ این آخرین پیام فراخوانده شدهاند، به انجام خواهد رساند. ما بارها به این وعدهها اشاره کردهایم و نیازی نیست هر بار دوباره آنها را بازگو کنم.
با اینحال، یک حقیقت باید بارها و بارها گفته شود:
مهمترین وعدۀ خدا برای روزگار ما در (ملاکی ۴) آمده است؛ اینکه خدا پیش از فرا رسیدن روز بزرگ و هراسانگیز خداوند، ایلیای نبی را خواهد فرستاد.
و اگر به باب نخست انجیل لوقا مراجعه کنید، خدمت یحیی تعمیددهنده بهروشنی در برابر چشمان ما قرار میگیرد. درباره او گفته شده است که:
«دلهای پدران را به سوی فرزندان بازخواهد گردانید.» (لوقا ۱: ۱۶–۱۷)
اما در زمان ما، دلهای فرزندان خدا باید به سوی پدران رسولی بازگردانده شود؛ یعنی به آغاز کلیسا، به تعالیم و موعظههایی که در ابتدای شکلگیری کلیسای عهد جدید وجود داشت.
این پیغام، قوم خدا را از هرگونه آشفتگی، از همۀ تفسیرهای شخصی و از راههای ساختۀ انسان به بیرون فرا میخواند و آنان را دوباره به سوی خدا و کلام او بازمیگرداند.
دوستان عزیز،
درک این حقیقت بسیار مهم است که تنها زمانی میتوانیم تقدیس شویم که در ارادۀ خدا و مطابق کلام او زندگی کنیم.
از همین رو، در (عبرانیان ۱۰: ۱۰) آمده است: کسانی که خداوند را پیروی میکنند بهواسطۀ یک قربانی و در ارادۀ خدا تقدیس شدهاند.
پس تنها گفتن اینکه «من به عیسی مسیح ایمان دارم» کافی نیست. هر یک از ما باید شخصاً در چارچوب ارادۀ خدا قرار داشته باشیم؛ همان ارادهای که در وعدههای او برای این روزگار آشکار شده است.
دوستان عزیز،
اگر خداوند ما در (متی ۱۷: ۱۱) وعدۀ عهد عتیق را تأیید نکرده بود و نفرموده بود:
«البتّه الیاس میآید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود.»
هرگز به این موضوع اشاره نمیکردم.
اما چون این وعده در کلام خدا نوشته شده و خود خداوند نیز آن را تأیید کرده است، ناگزیر باید دربارۀ آن گفتگو کنیم.
این سخن را خداوند پس از پایان خدمت یحیا۲ی تعمیددهنده بیان کرد.
در دو آیۀ بعد، از خدمت یحیی که به انجام رسیده بود سخن گفت، اما همزمان با فعل آینده اعلام کرد که ایلیا خواهد آمد و همه چیز را به وضعیت نخست بازخواهد گرداند.
اگر انجیل مرقس و لوقا را نیز بخوانید، خواهید دید که همان خدمت موعود در عهد عتیق را بیان میکنند.
دوستان عزیز،
اکنون میخواهم چیزی را با شما در میان بگذارم:
ایلیایی که برای این روزگار وعده داده شده بود، آمده و مأموریت خود را به انجام رسانده است؛ اما مردم با او همان کردند که خود میخواستند.
حتی بزرگترین مبشرانی که خدمت خود را در نخستین موج بیداری روحانی دهه ۱۹۴۰ آغاز کردند، الهام اولیه خود را از جلسات برادر برانهام دریافت کردند و سپس هر یک خدمت مستقلی را آغاز نمودند.
آنان از یک سو، خدمت عظیمی را که خدا از طریق ویلیام برانهام در روزگار ما انجام داده بود، تحسین میکنند؛ اما از سوی دیگر ادعا میکنند که تعالیم او نادرست بوده است.
در یک جمله میگویند:
«او نبی تأییدشده خدا بود…»
اما بلافاصله ادامه میدهند:
«…ولی در تعالیمش اشتباه میکرد.»
دوستان عزیز،
چگونه ممکن است نبی خدا در تعلیم اشتباه کند، اگر همان چیزی را تعلیم دهد که کتاب مقدس تعلیم میدهد؟
اگر همان چیزی را بگوید که کتاب مقدس میگوید؟
اگر همانگونه تعمید دهد که رسولان تعمید میدادند؟
در اینجا با مسئلهای بسیار ریشهای روبهروییم.
پرسش این است:
کتاب مقدس دربارۀ ذات خدا، تعمید در آب و شام خداوند چه تعلیمی میدهد؟
تعلیم واقعی کتاب مقدس چیست؟
دوستان عزیز،
باید این حقیقت را نیز بگویم:
کتابمقدس هرگز از خدایی متشکل از سه شخص سخن نمیگوید، بلکه از همان خدای یگانه سخن میگوید؛ خدایی که خود را به شیوههای گوناگون آشکار ساخته است: بهعنوان پدر در آسمان، در پسر یگانهاش بر زمین، و اکنون بهوسیلۀ روحالقدس در میان ایمانداران زندگی میکند.
یعنی:
• خدا فوق ماست؛
• خدا با ماست؛
• خدا که در ما ساکن است.
همین اصل دربارۀ تعمید نیز صادق است.
وقتی خداوند فرمود:
«ایشان را به نامِ پدر و پسر و روحالقدس تعمید دهید.»
نخست باید بدانیم آن نام چیست، آن نام کدام است تا بتوانیم مطابق فرمان او تعمید دهیم.
تنها یک نام است؛ همان نام مقدسی که خدا، بهعنوان پدر، در عهد جدید آشکار ساخت؛ نامی که در دعای خداوند نیز آمده است:
«نام تو مقدس باد»
آن نام، خداوند عیسی مسیح است.
از همین رو، از روز پنتیکاست به بعد، همه ایمانداران در نام خداوند عیسی مسیح تعمید داده شدند.
دوستان عزیز، دوستان عزیز و محبوبم،
آیا ما درک و فهم همه جانبهای از ارادۀ کامل خدا و وعدههای بینقص او داریم؟ آیا با خدا و کلام گرانبهای او همدل و همراستا هستیم؟ یا اینکه همچنان به راه خود میرویم و بر باورهای موروثی خود پافشاری میکنیم؟ یا اینکه به سوی خداوند بازمیگردیم؟ آیا دلهای ما به سوی کلام خدا، به سوی خودِ خدا بازگشته است؟
دوستان عزیز،
دعا میکنم خدا شما را برکت دهد، با شما باشد و درکی روشن و کامل از وعدههای خود، تحقق آنها، راههای خویش و همۀ تعالیمی که امروز در ملکوت خدا آشکار میشود، به شما عطا کند، درکی از امور که در راستای بازگرداندن همه چیز به جایگاه نخستین، پیش از بازگشت مسیح انجام میشود.
خدا شما را برکت دهد و همراهتان باشد.
و بار دیگر، با محبت، این سخن را تکرار میکنم:
وعدۀ خدا برای این روزگار را بپذیرید و در آنچه او امروز در حال انجام آن است، سهیم شوید.
به نام مقدس عیسی مسیح.
آمین
پایان درس هفتم – اوالد فرانک

