نماد سایت امروز

درس پنجم


دوستان عزیز، برادران و خواهران در مسیح،
من برادر فرانک، از مرکز بین‌المللی خدمت در شهر کرِفلد آلمان با شما سخن می‌گویم.
ما بر این باوریم که باید کلام خدا را نه تنها در یک کشور، بلکه در سراسر جهان منتشر کنیم تا آنچه خودِ خداوند فرموده است به انجام برسد: «و به این بشارتِ ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امت‌ها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید.»

این پنجمین بخش از زنجیره تعالیم ماست که با هدف تبیین آموزه‌های کتاب‌مقدسی و شرح چگونگی تجلی خدا از آغاز، در قالب موعظه‌های آموزشی، تهیه شده است. همچنین می‌خواهیم روشن سازیم که چگونه همۀ انبیا به شناختی شخصی از خداوند رسیدند، از او مأموریت الهی دریافت کردند و بدین‌گونه بخشی از نقشۀ رستگاری شدند؛ همان نقشه‌ای که مأمور بودند آن را اعلام کنند.

دوستان گرامی، ما به‌ویژه دربارۀ گزارۀ «الوهیت» سخن گفتیم که بنیادی‌ترین موضوع ایمان است. همچنین به وعده‌هایی اشاره کردیم که در سراسر عهد عتیق درباره عیسی مسیح، پسر خدا، نجات‌دهنده و مسیح موعود داده شده بود؛ او که قرار بود برای رهایی و فدیۀ ما نمایان شود. در همین راستا، چگونگی تحقق همه وعده‌های عهد عتیق در عهد جدید را نیز خاطرنشان ساختیم.

یحیای تعمیددهنده همان نبی موعود بود، چنان‌که در (اشعیا ۴۰: ۳) و نیز در (ملاکی ۳: ۱) پیشگویی شده بود. شایان ذکر است که خداوند ما در عهد جدید، در انجیل‌های متی، مرقس، لوقا و یوحنا، این نبوت‌ها را تأیید فرمود. هر چهار انجیل، خدمت یحیای تعمیددهنده را تحقق وعده‌های خدا در عهد عتیق معرفی می‌کنند؛ همان وعده‌ای که خدا فرموده بود برای برگرداندن دل‌های پدران به سوی فرزندان و آماده ساختن قومی برای خداوند، رسول خود را خواهد فرستاد. (لوقا ۱:‏ ۱۶–۱۷).

سپس نشان دادیم که وعده‌های مربوط به عیسی مسیح، پسر خدا، که در سراسر عهد عتیق بیان شده بود، همگی در عهد جدید تحقق یافت. طبق آنچه از پیش نبوت شده بود، پسر خدا در بیت‌لحم، زاده شد. کلام خدا زندگی او را از لحظه تولد تا صعود به آسمان به تصویر می‌کشد و در این مسیر، تحقق وعده‌های الهی را می‌نگریم.

همچنین درمی‌یابیم که در سراسر چهار هزار سال عهد عتیق، همواره سخن از «خداوند خدا» به میان آمده است. هرگز نامی از «پدر، پسر و روح‌القدس» یا خدای تثلیثی و سه شخص مستقل آورده نشده است؛ هرگز. تنها در (مزمور ۲:‏ ۷) آمده است: «تو پسر من هستی، امروز تو را تولید کردم.» سخن از همان شخص است که با موسی سخن گفت و فرمود: «من هستم آن که هستم» و به بنی‌اسرائیل بگو: «اهیه مرا نزد شما فرستاده است.»

ای دوستان عزیز، او هنوز همان «اهیه»، همان «من هستم» است؛ او همچنان همان خداوند است. ولی می‌بایست انسان می‌شد. هنگامی که انسان شد، در مقام انسان، جایگاه دیگری یافت. او جای من و شما را گرفت. او برای من و برای شما مرد. لازم بود صددرصد انسان شود، در این جهان متولد گردد، همان‌گونه که من و شما متولد می‌شویم؛ با این تفاوت که بی‌گناه بود.

در این باره کتاب‌مقدس می‌فرماید: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قدرت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند؛ از این جهت آن مولود مقدس، پسر خدا خوانده خواهد شد.»

پس او به خاطر ما انسان شد. به‌عنوان انسان متولد شد، به‌عنوان انسان زندگی کرد و درست همانند من و شما بود. گریست، خوابید و از هر جهت انسانی کامل بود، زیرا ما انسان هستیم. از این‌رو جلال خود را ترک کرد و خداوند، خود، خادم شد؛ و بدین‌سان پدر در پسر ظاهر گردید.

در (اول قرنتیان ۶:‏ ۱۴) می‌خوانیم: «خدا خداوند را برخیزانید و ما را نیز به قوت خود خواهد برخیزانید.» در اینجا میان «خدا» و «خداوند» تمایز دیده می‌شود. در عهد عتیق همواره گفته می‌شد: «خداوند خداست.» اما اینجا می‌خوانیم که خدا، عیسی مسیحِ خداوند را از مردگان برخیزانید و ما را نیز به همان قدرت، زنده خواهد ساخت.

در (اول قرنتیان ۸:‏ ۶) نیز آمده است: «لکن ما را یک خداست، یعنی پدر، که همه‌چیز از اوست و ما برای او هستیم؛ و یک خداوند، یعنی عیسی مسیح، که همه‌چیز به‌واسطۀ اوست و ما نیز به‌واسطه او هستیم.» پس در اینجا نیز تمایزی دیده می‌شود.

بار دیگر تأکید می‌کنم: آن «من هستم»، از پیدایش تا آخرین باب مکاشفه، همان است؛ او «اول و آخر» و «الف و یا» است.

ولی چه رخ داد؟ باید این حقیقت را دریابیم. در عهد عتیق، خدا خود را به‌عنوان «فرشتۀ عهد» آشکار ساخت، با موسی و بنی‌اسرائیل سخن گفت و شریعت را عطا کرد. ولی در عهد جدید نمی‌توانست خود را به همان صورت بر ما آشکار سازد، زیرا ما در جسم و خون هستیم.


بنابراین، نجات‌دهنده می‌بایست در جسم و خون ظاهر می‌شد تا بهای فدیه ما را بپردازد. چرا؟ زیرا گناهِ نخستین و جدایی از خدا و حیات جاودان، در جسم و خون و در باغ عدن رخ داد.
ما همه در همان وضعیت گناه‌آلود متولد می‌شویم. هر انسانی که به این جهان می‌آید، باید بمیرد. (عبرانیان ۹:‏ ۲۷).

از این‌رو نقشۀ فدیه را درمی‌یابیم: خداوندِ جلال، جلالِ خود را ترک کرد و به خاطر ما انسان شد تا ما بار دیگر در جایگاه اصلی خود، یعنی فرزندان خدا، قرار گیریم.

به همین دلیل، خداوند ما در (یوحنا ۲۰:‏ ۱۷) فرمود: «نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.» و در یوحنا ۱۷ نیز می‌فرماید: «نام تو را به برادران خود شناساندم.»

ای عزیزان، اجازه دهید این سخن را بی‌پرده و در حضور خدا بگویم: زمان آن فرارسیده است که موضوع تجلیات خدا را بازگو کنیم؛ یعنی تجلی پدر در پسر که در آغاز عهد جدید، از همان باب نخست انجیل متی، به ثبت رسیده است.

پسر در ازلیت متولد نشده بود.

و ای عزیزان، باید این را با تأکید بگویم: اکنون زمان تصمیم‌گیری است که آیا باید آنچه را در کتاب‌های تعلیمی و کاتشیزم‌ها نوشته شده، بپذیریم یا آنچه را خودِ کتاب‌مقدس تعلیم می‌دهد.

تصمیم من سال‌ها پیش گرفته شده است. من نمی‌توانم به هیچ انسانی، حتی به بزرگ‌ترین شخصیت‌های مذهبی، اعتماد کنم. هیچ‌کس شایستۀ ایمان من نیست. از این‌رو، در نام عیسی مسیح، خداوند ما اعلام می‌کنم که ایمانداران حقیقی، یعنی کلیسای حقیقی عیسی مسیح، نه یک فرقه‌اند، نه یک کلیسای حکومتی، و نه تحت ادارۀ هیچ انسانی که بر روی زمین قرار دارد، مقر آن هر کجا که باشد.

کلیسای عیسی مسیح بدن اوست که از اعضای بسیار تشکیل شده و تنها مسیح، سرِ آن است.

در کلیسای او، همان‌گونه که رسول پولس به قرنتیان نوشت و نیز در (افسسیان ۴:‏ ۱۱) آمده است، خداوند رسولان، انبیا، مبشران، شبانان و معلمان را مقرر کرده است.

پس باید تصمیم بگیریم که آیا همچنان به مصوبات شوراهای کلیسایی، مانند نیقیه، افسس، کالسدون و دیگر شوراهایی که بعدها در قالب کاتشیزم‌ها تدوین شدند، ایمان خواهیم داشت یا نه.

هر کس که به کلیسایی تعلق دارد، طبعاً تعالیم همان کلیسا را می‌پذیرد. من با هیچ شخصی و هیچ کلیسایی دشمنی ندارم. صدها فرقه و شاخۀ مذهبی در جهان وجود دارد و هر کس مطابق آنچه تعلیم یافته است ایمان می‌آورد. من درباره کلیساهای مختلف سخن نمی‌گویم و آنها را محکوم نمی‌کنم؛ زیرا آنان حق دارند مطابق باور خود عمل کنند.

اما ای دوستان عزیز، اجازه دهید بی‌پرده و جدی بگویم: هر مراسم مذهبی در کلیساهای رسمی با این عبارت آغاز می‌شود: «به نام پدر و پسر و روح‌القدس…»؛ در حالی که چنین عبارتی نه در عهد عتیق و نه در عهد جدید حتی یک بار نیز به کار نرفته است.

پس چرا من باید از آن استفاده کنم، در حالی که پطرس، یعقوب، یوحنا و پولس رسول هرگز چنین عبارتی را بر زبان نیاورده‌اند؟

چرا باید از فرمولی استفاده کنم که در شورای نیقیه تثبیت شد؟ آیا باید به آنچه آتاناسیوس، ایرنائوس یا آگوستین گفته‌اند ایمان بیاورم؟ هرگز.

من ایمان دارم که باید به آنچه خدا از طریق انبیا و رسولان فرموده است ایمان آورد. اگر شما نظر دیگری دارید، اختیار با شماست؛ اما اجازه دهید من با خدا و کلام خدا باقی بمانم.

اکنون تحریف از کجا آغاز شد؟

هر کس تاریخ کلیسا را مطالعه کند، می‌داند که نسخه‌های خطی چهار انجیل، ابتدا به زبان‌های آرامی و عبری میان کلیساها دست‌به‌دست می‌شد و سپس به زبان یونانی منتقل گردید.

اما دوستان، شیطان مردم را با (متی ۲۸:‏ ۱۹) فریب داد؛ جایی که آمده است: «همه امت‌ها را شاگرد ساخته، ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید.»

پدران کلیسا در نیقیه بر اساس همین متن نتیجه گرفتند که باید فرمولی رسمی برای تعمید و سایر مراسم کلیسایی برقرار شود.

بار دیگر با اقتدار کلام خدا اعلام می‌کنم: هیچ نبی و هیچ رسولی حتی یک بار نیز عبارتی را که امروزه در کلیساهای شناخته‌شده جهان به کار می‌رود، بر زبان نیاورده است.

دوستان، هر کس تاریخ کلیسا را به دقت بررسی کند، خواهد دید که بسیاری از محققان کتاب‌مقدس نیز به همین نتیجه رسیده‌اند. چنان‌که در پاورقی متی ۲۸ در نسخه یونانی Novum Testamentum Nestle–Aland آمده است که در برخی پژوهش‌ها چنین ادعا شده است: «عبارت اصلی “به نام من” بوده است.»

امروزه خودتان نیز می‌توانید در اینترنت درباره این موضوع تحقیق کنید و ببینید این بحث از کجا مطرح شده است.

وظیفۀ من این است که بگویم حتی متن کتاب‌مقدس نیز در طول تاریخ در معرض دخالت انسان‌ها قرار گرفته است.


ای برادران و خواهران، این حقیقت برای من بسیار دردناک است.
اکنون زمان آن رسیده است که همه‌چیز بر پایۀ شهادت دو یا سه شاهد استوار گردد. در نام عیسی مسیح از شما می‌پرسم:

آیا در سراسر عهد جدید، حتی یک نمونه وجود دارد که آیینی با فرمول «به نام پدر و پسر و روح‌القدس» انجام شده باشد؟ نه.

چرا؟ زیرا چنین نمونه‌ای وجود ندارد.

در کلیسای خدای زنده هرگز چنین رسمی وجود نداشت؛ بلکه این امر بعدها در کلیساهای بشری رواج یافت. اما در کلیسای عیسی مسیح هرگز چنین نبود.

از این رو پولس رسول در (کولسیان ۳:‏ ۱۷) می‌نویسد:
«و هر آنچه در قول و فعل کنید، همه را به نام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را به‌وسیلۀ او شکر نمایید.»

از این‌رو من کلام خدا را حرمت می‌نهم.

دوستان عزیز، بار دیگر می‌گویم: اکنون در آستانۀ پایان زمان فیض هستیم. کلام خدا هرگز تغییر نمی‌کند و هر تعلیم باید بر شهادت دو یا سه شاهد استوار باشد.

هرگاه دربارۀ الوهیت سخن می‌گوییم، همواره با خدای یکتا روبه‌رو هستیم. این خدای یکتا در عهد عتیق به شیوه‌های گوناگون خود را آشکار ساخت و در عهد جدید در عیسی مسیح، پسر یگانۀ خود، ظاهر شد تا ما را به خانواده خدا بازگرداند و دوباره ما را به‌عنوان پسران و دختران خدا بپذیرد.

مهم آن است که همه ما به آغاز بازگردیم: «در ابتدا کلمه بود.»

همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، پیش از بازگشت مسیح، همه‌چیز باید به جایگاه نخست خود بازگردد.

اکنون زمان خدا برای قوم اوست تا کتاب‌مقدس را بار دیگر با دقت بررسی کنند.

نه به من ایمان بیاورید و نه به هیچ انسان دیگری؛ بلکه تنها به خدا ایمان داشته باشید. آنگاه روح‌القدس شما را به تمامی راستی هدایت خواهد کرد.

در آن هنگام، پیغام را خواهید شناخت، پیغام‌آور را خواهید شناخت و خواهید دید که کلام موعود خدا برای این زمان در حال تحقق است.

آخرین افراد فراخوانده می‌شوند تا به کلام خدا و مکاشفه عیسی مسیح، خداوند و نجات‌دهنده ما، بازگردند.

ما این را «پیغام زمان آخر» می‌نامیم.

خداوند شما را برکت دهد و با شما باشد.

اگر مایل باشید، می‌توانیم نوشته‌هایی را در اختیار شما قرار دهیم که با ژرفا به موضوعات گوناگون کتاب‌مقدس می‌پردازند. کافی است با ما تماس بگیرید یا برای ما ایمیل بفرستید.

خداوند خدا شما را برکت دهد و در نام مقدس عیسی با شما باشد.

آمین.

پایان درس پنجم _ اوالد فرانک

خروج از نسخه موبایل