دوست دارم چند آیه را یادآور شوم تا ببینیم کلیسای نخستین با چه کیفیتی پیش میرفت؟
📜 تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را به روحالقدس حکم کرده، بالا برده شد
(اعمال ۱: ۲)
مسیح به روحالقدس حکم کرد و سپس به بالا برده شد.
حکم چه بود؟
چیزهای زیادی دربارۀ ملکوت شنید بودند اما مهمترین حکم این بود.
📜 و چون با ایشان جمع شد، ایشان را قدغن فرمود که «از اورشلیم جدا مشوید، بلکه منتظر آن وعده پدر باشید که از من شنیدهاید.
(اعمال ۱: ۴)
پس از اینکه آنها اطاعت کردند در (اعمال ۲) این وعده تحقق یافت و دلیری یافتند تا کلام را در همه جهان اعلام کنند.
📜 …البته شنیدند: «صوت ایشان در تمام جهان منتشر گردید و کلام ایشان تا اقصای ربع مسکون رسید.»
(رومیان ۱۰: ۱۸)
هر نسلی باید به این وعده تحقق بخشد. کلیسای نخستین به راستی عالی کار کرد و توانست صدای انجیل را به تمام جهان برساند. پشتوانه این مردان، قدرت روحالقدس بود نه امکانات جهان و با تکیه بر قدرت عظیم خدا توانستند شگفتی ساز شوند.
زمان امتها محدود به دورۀ رسولان نیست زیرا از زمان_های امتها گفتگو شده است.
📜 …تا زمانهای امّتها به انجام رسد…
(لوقا ۲۱: ۲۴)
اکنون در پایان زمانهای امتها هستیم. در زمان رسولان در ابتدای زمانهای امتها بودیم.
پس از پایان زمانهای امتها روز مهیب خداوند آغاز خواهد شد. این روز با آخرین مرحله از درد زایمان آغاز خواهد شد.
پیش از پایان زمانهای امتها. خدا قول داده ایلیای نبی را بفرستد. (ملاکی ۴: ۵-۶)
اما در اعمال پس از اینکه وعده را یافتند، چه چیزی رخ داد؟
📜 پس ایشان کلام او را پذیرفته، تعمید گرفتند و در همان روز تخمینا سه هزار نفر بدیشان پیوستند. و در تعلیم رسولان و مشارکت ایشان و شکستن نان و دعاها مواظبت مینمودند. و همه خلق ترسیدند و معجزات و علامات بسیار از دست رسولان صادر میگشت.
(اعمال ۲: ۴۱-۴۳)
بسیاری ایمان آوردند و در مشارکتها و شکستن نان و دعاها مواظبت میکردند. تعلیم رسولان سر لوحۀ تمام کلیساهای نخستین بود و خدا با معجزات بزرگ، همراه رسولان و کلیسا بود.
جفا بود ولی فیض عظیم خدا هم بود. جفا بود ولی معجزات و آیات هم بود.
پنهان شدن در خانهها برای مشارکتها بود ولی قدرت خدا هم بود. فرشتگان هم بودند.
📜 ناگاه مردی را که لنگ مادرزاد بود میبردند که او را هر روزه بر آن در هیکل که جمیل نام دارد میگذاشتند تا از روندگان به هیکل صدقه بخواهد. آن شخص چون پطرس و یوحنا را دید که میخواهند به هیکل داخل شوند، صدقه خواست. اما پطرس با یوحنا بر وی نیک نگریسته، گفت: «به ما بنگر.» پس بر ایشان نظر افکنده، منتظر بود که از ایشان چیزی بگیرد. آنگاه پطرس گفت: «مرا طلا و نقره نیست، اما آنچه دارم به تو میدهم. به نام عیسی مسیح ناصری برخیز و بخرام!
و دست راستش را گرفته، او را برخیزانید که در ساعت پایها وساقهای او قوت گرفت و برجسته، بایستاد و خرامید و با ایشان خرامان و جَست و خیز کنان و خدا را حمد گویان داخل هیکل شد. و جمیع قوم او را خرامان و خدا را تسبیح خوانان دیدند. و چون او را شناختند که همان است که به در جمیل هیکل بجهت صدقه مینشست، به سبب این امر که بر او واقع شد، متعجب و متحیر گردیدند.
(اعمال ۲: ۲-۱۰)
همینطور که پیشتر میرویم و کتاب اعمال رسولان را میخوانیم بیش از پیش، شگفتزده میشویم.
📜 پس آنانی که متفرق شدند، به هر جایی که میرسیدند به کلام بشارت میدادند. اما فیلپس به بلدی از سامره درآمده، ایشان را به مسیح موعظه مینمود. و مردم به یکدل به سخنان فیلپس گوش دادند، چون معجزاتی را که از او صادر میگشت، میشنیدند و میدیدند، زیرا که ارواح پلید از بسیاری که داشتند نعره زده، بیرون میشدند و مفلوجان و لنگان بسیار شفا مییافتند. و شادی عظیم در آن شهر روی نمود. اما مردی شمعون نام قبل از آن در آن قریه بود که جادوگری مینمود و اهل سامره را متحیر میساخت و خود را شخصی بزرگ مینمود، بحدی که خرد و بزرگ گوش داده، میگفتند: «این است قوت عظیم خدا.» و بدو گوش دادند از آنرو که مدت مدیدی بود از جادوگری او متحیر میشدند. لیکن چون به بشارت فیلپس که به ملکوت خدا و نام عیسی مسیح میداد، ایمان آوردند، مردان و زنان تعمید یافتند.
(اعمال ۸: ۴-۱۲)
کلام ناب بود، معجزات بود و مردان و زنان تعمید مییافتند.
ولی پرسش این است که این مردان و زنان به چه نامی تعمید یافته بودند؟
بر پایه همین باب، این مردان و زنان به نام خداوند عیسی مسیح تعمید یافته بودند و بس.
📜 زیرا که هنوز بر هیچ کس از ایشان نازل نشده بود که به نام خداوند عیسی تعمید یافته بودند و بس. (اعمال ۸: ۱۶)
چون واقعیت این است که مطابق کتاب مقدس هیچ کس و باز تاکید میکنم هیچکس در عناوین پدر و پسر و روح القدس تعمید نگرفت و تعمید نداد. این تعمید یک درک نادرست از فرمان خداوند عیسی مسیح است.
باز میخوانیم
📜 اما پطرس در همه نواحی گشته، نزد مقدسین ساکن لُدَّه نیز فرود آمد. و در آنجا شخصی اینیاس نام یافت که مدت هشت سال از مرض فالج بر تخت خوابیده بود. پطرس وی را گفت: «ای اینیاس، عیسی مسیح تو را شفا میدهد. برخیز و بستر خود را برچین که او در ساعت برخاست.»
(اعمال ۹: ۳۲-۳۴)
باز میخوانیم:
📜 و در یافا، تلمیذهای طابیتا نام بود که معنی آن غزال است. وی از اعمال صالحه و صدقاتی که میکرد، پر بود. از قضا در آن ایام او بیمار شده، بمرد و او را غسل داده، در بالاخانهای گذاردند. و چونکه لده نزدیک به یافا بود و شاگردان شنیدند که پطرس در آنجا است، دو نفر نزد او فرستاده، خواهش کردند که «در آمدن نزد ما درنگ نکنی.» آنگاه پطرس برخاسته، با ایشان آمد و چون رسید او را بدان بالاخانه بردند و همه بیوه زنان گریه کنان حاضر بودند و پیراهنها و جامههایی که غزال وقتی که با ایشان بود دوخته بود، به وی نشان میدادند. اما پطرس همه را بیرون کرده، زانو زد و دعا کرده، به سوی بدن توجه کرد و گفت: «ای طابیتا، برخیز!» که در ساعت چشمان خود را باز کرد و پطرس را دیده، بنشست. پس دست او را گرفته، برخیزانیدش و مقدسان و بیوه زنان را خوانده، او را بدیشان زنده سپرد. چون این مقدمه در تمامی یافا شهرت یافت، بسیاری به خداوند ایمان آوردند. و در یافا نزد دباغی شمعون نام روزی چند توقف نمود.
(اعمال ۹: ۳۶-۴۳)
باز هم میتوان از پولس نوشت؛
نحوه ایمان آوردن او، اینکه دست بر دستمالها میگذاشت، اینکه چگونه بشارت داد. اینکه چگونه آیات و معجزات ظاهر شدند. اینکه چطور موقعی که آتش روشن میکرد یک مار سمی و خطرناک او را نیش زد اما پولس هیچ آسیب ندید.
اما چرا این همه دور هستیم. چرا این همه فاصله داریم
آیا عیسی مسیح ضعیف شده؟
خیر چون کتاب مقدس میگوید عیسی مسیح همان است و تغییری نمیکند.
ولی چالش بزرگ ما این است مردان و زنانی نداریم که همچون داوود فریاد کنند.
جان من تشنۀ خداست.
📜 ای خدا، تو خدای من هستی. در سَحَر تو را خواهم طلبید. جان من تشنه تو است و جسدم مشتاق تو در زمینِ خشک تشنۀ بی آب. (مزمور ۶۳: ۱)
📜 چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد. (مزمور ۴۲: ۱)
خدا قول داده بر زمین تشنه آب بریزد.
📜 اینک بر (زمین) تشنه آب خواهم ریخت و نهرها بر خشک. روح خود را بر ذریت تو خواهم ریخت و برکت خویش را بر اولاد تو.(اشعیا ۴۴: ۳)
تنها کسانی که اشتیاق شدید برای خدا دارند باران آخر را تجربه خواهند کرد. کسانی که حقیقتا تشنه هستند و در حضور خدا در دعاها مواظبت میکنند.
اشتیاق دعا کردن و ماندن در حضور خدا بسیار کمرنگ شده است.
در دورهای هستیم که خدا میخواهد تمام بدن را بلند کند. نه تنها یک شخص بلکه کل بدن. کلیسا به مردان و زنانی نیاز دارد که جای نگاه کردن به سریالهای بی سر و ته با اشتیاق و اشک بکارند. شبها تا صبح بیدار باشند. در جنگ روحانی واقعا حضوری فعال داشته باشند.
آنگاه خدا نیز با قدرت عمل خواهد کرد و شاهد کارهایی از خدا خواهیم بود که در پندار نمیگنجد.
به مردان و زنانی نیاز داریم که آغشته به کلام هستند و پذیرای هیچ چیزی جز کلام نیستند. هیچ لکهای را بر خود نمیپذیرند. هیچ ارثی از فرقه و تفکر فرقهای ندارند.
بلکه مسیح را پوشیدهاند.
📜 و تازه را پوشیدهاید که به صورت خالق خویش تا به معرفت کامل، تازه میشود،(کولسیان ۳: ۱۰)
این طبیعت تازه با هیچ تفکر انسانی سازش نمیکند.
کسانی که مشتاق و منتظر خدا هستند بدون هیچ تردیدی از قوت پر خواهند شد همانطور که شاگردان منتظر خدا بودند و در پنتیکاست از خدا پر شدند.
بر زمین تشنه آب خواهم ریخت.
خادم خدا
✍️ کشیش بهروز خانجانی



