توجّه داشته باشیم که سنگ سفیدی که خدا به فرشته ی کلیسای پرغامس داد، یک سنگ سفید بود که نه به معنای عدالت آن فرشته، بلکه به معنی “عدالت خود خداوند” بود.
و بر این سنگ یک نام بود. نامیکه هیچ کس به جز آنکه آن را دریافت نموده بود نمیدانست. او این را میدانست، ولی هیچ کس به جز او نمیتوانست این را بداند. آنوقت میبینید که آنها با تملّق سخن میگویند و مقدّسین خود را به آن نسبت میدهند. آنها میگویند که آن یوحنّا، پولس، مریم، یا این و آن یا دیگری هستند؛ این را باور نکنید، چون اگر این طور بود خدا هرگز اینگونه نمیگفت. میبینید؟ درست است او باید این را برای خود نگه دارد. هیچ کس جز خود او نمیدانست، ولی او میدانست زیرا هر غالب شونده ای به این طریق یک نام جدید دریافت میکند.
توجّه کرده بودید که ابراهیم را ابرام میخواندند ولی وقتی خدا خواست که از او استفاده کند نام او را به “ابراهیم” تغییر داد. سارا، ابتدا ساره بود، ولی زمانی که خدا میخواست از او استفاده کند نام او را به سارا “پرنسس” تغییر داد. میدانید که یعقوب…؟ یعقوب “حیلهگر” بود. عیسو یعنی سرخ، سرخ و پرمو و یعقوب یعنی “حیلهگر” و حیلهگر یعنی “فریب دهنده”. آیا عیسو نگفت: “آیا نامش یعقوب، حیلهگر، نیست؟” ولی وقتی در تمام شب با خداوند کشتی گرفت و غالب شد و برکت یافت، خدا نام او را از یعقوب به اسرائیل
(شاهزاده ی خدا) تغییر داد. پولس تا زمانی که روحالقدس را در شکل نوری که بر او تابید ملاقات نمود، شائول خوانده میشد، بعد از آن نامش از شائول به “پولس” تغییر یافت. شمعون زمانی که عیسی را ملاقات نمود، نام او به “پطرس” تغییر یافت.
وقتی که عیسی غالب آمد، نام او تغییر یافت و او گفت که آن نام را بر “هر که با او باشد و مثل او غالب شود، او که نام جدید یافته باشد، نام جدید خود را بر او مکشوف خواهم ساخت.” میبینید؟ و هر که غالب شود. منظورم از بین آن رهبران و… حال، تمام بنیاسرائیل قطعاً نامشان تغییر نکرد. درست است. ولی آن رهبران، زمانی که غالب شدند، یک نام جدید دریافت کردند. میبینید که چهقدر دقیق انجام میشود.
وحال متوجّه میشویم که او همچنین “منِّ مخفی” را یافت. منّ مخفی نمادی از نان تقدمه است. نان تقدمه تنها از آن کاهن است. درست است. نان تقدمه تنها از آن کاهن بود و این یک چیز ویژه بود که برای کاهن درست میشد. که رهبران هستند. تمام جماعت منّ را به دست میآوردند ولی او، منّ مخفی (ویژه) را مییافت. میدانید؟ اگر غالب میشد آن مکاشفه را، که از آن فرشته بود به دست میآورد… او غالب آمده بود، مخاطب او فرشته ی کلیسا بود. میبینید؟
برگرفته از پیغام عصر کلیسای طیاطیرا
ویلیام ماریون برانهام

