نماد سایت امروز

ظهور ستون آتش

امروز صبح ویدیویی ارسال شد که در آن فردی ظهور ستون آتش بر بالای سر برادر برانهام را زیر سؤال می‌بُرد. این ادعا بر پایه سوء‌برداشت و ناآگاهی نسبت به اسناد تاریخی و قواعد کارشناسی عکس است.

۱. دربارهٔ جرج لَسی

جرج لسی رسماً عضو اف‌بی‌آی نبود؛ اما این ادعا هیچ ارزشی در زیر سوال بردن اعتبار او ندارد. او رئیس «Houston Police Crime Laboratory» و یکی از معتبرترین متخصصان تحلیل عکس و اسناد در آمریکا بود. همان‌طور که معمول است، سازمان‌های امنیتی—including FBI—برای بررسی اسناد مشکوک از خدمات آزمایشگاه‌های خصوصی معتبر استفاده می‌کنند. این امر در تمام جهان رویه‌ای عادی است.

بنابراین این ایراد که «چون جرج لَسی عضو اف‌بی‌آی نبود پس تأیید او معتبر نیست» کاملاً بی‌اساس است. اعتبار از عضویت اداری نمی‌آید، بلکه از تخصص، شهرت، سابقه و پذیرش حرفه‌ای می‌آید—همهٔ اینها دربارهٔ لسی ثابت است.

۲. دربارهٔ موزهٔ واشنگتن

برادر اِوالد فرانک شهادت می‌دهد که در سال ۱۹۷۰ شخصاً به «Smithsonian Institution – Washington D.C.» مراجعه کرده و حدود ظهر، پس از جست‌وجوی فراوان، عکس ستون آتش را دیده است. شاهدان دیگری نیز شهادت مشابه داده‌اند. این یعنی حدود پنج سال پس از مرگ برادر برانهام (۱۹۶۵) این عکس در موزه موجود بوده است.

اینکه امروز آیا عکس برداشته شده یا باقی است، ربطی به واقعیت تاریخیِ «وجود داشتنِ آن در آن دوره» ندارد. موزه‌ها به‌طور مرتب آرشیوها را جابه‌جا می‌کنند؛ نبودن یک آیتم امروز، دلیلی بر جعلی‌بودن گذشته نیست.

۳. دربارهٔ تعلیم الوهیت و تعلیم ذریت مار

هر شخصی در سراسر دنیا که مدعی است این تعالیم اشتباه است، می‌تواند وارد گفت‌وگو شود؛ ما توان اثبات کتاب‌مقدسی بودن آنچه تعلیم می‌دهیم را داریم. ردّ این تعالیم بدون اشراف دقیق به متن مقدس، تنها بیان نظر شخصی است، نه استدلال الهیاتی.

۴. دربارهٔ نور بالای سر برادر برانهام

این نور، «انعکاس لامپ» یا «نور معمولی» نبود. نور مافوق طبیعی ماهیتی متفاوت دارد. نمونهٔ کتاب‌مقدسی:
• خروج ۳: ۲ – «ملا‌ک خداوند در شعله‌های آتش از میان بوته‌ای به او ظاهر شد… و دید که بوته در آتش می‌سوزد اما سوخته نمی‌شود.»
نور عادی چنین رفتاری ندارد. موسی حیران شد؛ طبیعی است که امروز نیز عده‌ای که تجربهٔ روحانی ندارند دچار لغزش شوند.

۵. دربارهٔ تحقق نبوت‌ها

اشکالِ این افراد برنبی خدا، نشان می‌دهد که اصول تحقق نبوت را نمی‌شناسند. کتاب‌مقدس به‌وضوح نشان می‌دهد که همهٔ نبوت‌ها همیشه توسط شخص نبی تحقق نمی‌یابد؛ بلکه ممکن است خدا اجرای آن را به دیگری واگذارد.

نمونه‌ها:
• اول پادشاهان ۱۹: ۱۵–۱۷ – خدا به ایلیا سه مأموریت داد:
۱) مسح حَزائیل بر آرام
۲) مسح یاهو بر اسرائیل
۳) مسح الیشع بر جای خود
اما ایلیا فقط الیشع را مسح کرد. بقیهٔ امور توسط الیشع و «یکی از پسران انبیا» انجام شد (دوم پادشاهان ۹: ۱–۳).
• تثنیه ۳۱: ۷–۸؛ یوشع ۱: ۱–۲ – به موسی گفته شده بود قوم را به سرزمین موعود ببرد، اما در نهایت یوشع این کار را انجام داد.

بنابراین اگر معیار نقد این افراد را قبول کنیم، بسیاری از انبیای کتاب‌مقدس نیز باید «ناکام» محسوب شوند، که احمقانه است. خدا نبوت را می‌دهد، اما اجرای آن ممکن است از طریق شخص دیگر انجام شود.


✍️ کشیش بهروز خانجانی

خروج از نسخه موبایل