فیض خداوند ما عیسی مسیح با جمیع خوانندگان باد
به نظر میرسد موعظههایی که در مورد خدمتها در کتاب مکاشفه کردم برای بسیاری سنگ لغزش بوده است. اما این عده باید با کتاب مقدس اثبات کنند که تعلیم ما نادرست است. با صراحت تمام میگویم که احدی در تمام کرۀ خاکی نمیتواند ما را به تعلیم غلط متهم کند.
خلاصه میکنم؛
در (باب ۲ و ۳ مکاشفه)، هفت ستاره یا هفت فرشته را داریم.
این هفت فرشته، هفت انسان هستند. چون یوحنا برای فرشتههای آسمانی نمینویسد. بدون شک ستارۀ هفتم، برادر برانهام است.
در (مکاشفه ۸: ۱۳) عقابی را میبینیم؛ یعنی یک خدمت نبوتی قدرتمند که پس از ربوده شدن و بهطور خاص بعد از پایان خدمت «موسی و ایلیا» ظاهر میشود.
بدون شک این هم یک «انسان» است.
در (باب ۱۱مکاشفه)، موسی و ایلیا را داریم که این دو نیز انسان و دو شاهد هستند. چون در کوه تبدیل هیئت، آنها بودند که خداوند را در هیأتی تبدیل شده ملاقات کردند به همین دلیل در کتاب مکاشفه، از آنها با عنوان «دوشاهد» یاد شده است. خنوخ نبود که در کوه تبدیل هیأت، خداوند ما را ملاقات کرد. این دو هم انسان هستند.
در (مکاشفه ۱۴) از آیات ۶ به بعد با سه فرشته روبرو هستیم.
اینگونه شروع میشود: 📜
«…و فرشتهای دیگر را دیدم …»
چرا فرشتهای دیگر؟ چرا این اصطلاح؟
چون پیشتر، یوحنا هفت فرشته را دیده بود.
خصوصیت این فرشتۀ دیگر چیست؟
📜«…انجیل جاودانی را دارد …»
برادر برانهام تاکید میکرد که یک فرشتۀ آسمانی نمیتواند انجیل را موعظه کند، چون تنها کسی میتواند موعظه کند که انجیل را تجربه کرده باشد. به همین سبب، فرشتهای که در (اعمال ۱۰) کرنلیوس را ملاقات کرد، به او گفت به سراغ پطرس برود. این فرشتۀ آسمانی نمیتوانست انجیل را موعظه کند و به همین سبب فرمود تا در پی پطرس بفرستند.
این فرشتۀ (مکاشفه ۱۴آیه ۶و ۷) یکی از هفت فرشتۀ (مکاشفه بابهای۲و ۳) نیست.
به همین دلیل است که در گروه «سه فرشته» و نه «هفت فرشته» قرار داده شده است.
اکنون پرسش این است: کجای این تعلیم بدعت است؟
واقعا کجا و به چه سبب بدعت است؟
آیا اصلا این گروه منتقد، معنی بدعت را میدانند؟
کجای تعلیمی که دادم غلط است؟
دقیقا کدام آیه را به غلط تعلیم دادم؟
اگر عدهای بهدنبال بهانهای هستند تا خود را اثبات یا توجیه کنند، بحث دیگری است، اما واقعیتهای کتاب مقدس با توجیه انسانی از بین نخواهند رفت.
کسی نمیتواند حتی یک نقطه از کتاب مقدس را حذف کند.
در افتادن با بهروز خانجانی خیلی مهم نیست، اما در افتادن با تعلیم کلام یعنی افتادن به دستهای خدای زنده.
البته روح غیر کتاب مقدسی به هر حال نمیتواند با همۀ کلام هماهنگ شود. روح غیر کتاب مقدسی دقیقاً همان روح فرقهای است تا حدی میتواند این روح با کلام هماهنگ شود اما نه با همۀکلام خدا.
روح غیر کتاب مقدسی، یک روح فرقهای است.
روح فرقهای سرود میخواند فریاد میزند، موعظه میکند اما نمیتواند با تمام کلام هماهنگ شود.
واقعیتهای کتاب مقدس و آیات کلام خدا تبدیل پذیر و تغییر یافتنی نیست.
بعضیها در مورد ثمره صحبت میکنند.
پاسخ من ساده است، حتی منتقد من، ثمرۀ مستقیم یا غیر مستقیم خدمت من است.
حتی باکرههای نادان کلیسای ایران هم ثمرۀ خدمت من هستند. حتی برادرانی که بعدها برادران کذبه شدند هم ثمرۀ خدمت من هستند.
همه، مستقیم یا غیر مستقیم در کلیسای ایران، ثمره خدمت من و برادر فیروز هستند. تاکید میکنم و تاکید میکنم همه؛ بلا استثناء.
باز برای دفعه سوم تاکید میکنم همه، ثمرۀ خدمت ما هستند. روزی که در مورد پیغام صحبت کردیم، خادمین امروز یا بی ایمان بودند و یا در فرقهها.
شاید لازم باشد یک روز دربارۀ تاریخچۀ کلیسای ایران بنویسم تا تاریخ تحریف نشود.
روزی که برادر الکسی و برادر اِتـیَن را ملاقات کردیم، سه سال از آغاز فعالیت «کلیسای ایران» میگذشت.
چه باکرههای دانا چه نادان چه برادرانی که بعدها به برادران کذبه پیوستند، همه و همه از خدمت ما برخاستند.
شاید این لحن، تند باشد اما حقیقت محض است.
ادعایی نداریم اما در این خدمت روحانی بدون شناسنامه نیستیم. در مورد بسیاری از کشورها میتوان صحبت کرد. واقعا به قوت ما نبود. خدا در ضعف کامل ما، همیشه عمل کرده است.
نزدیک ۵۰۰ جزوه و کتاب در این سالها تألیف و یا ترجمه شده است. آیا این کار گروهی ده نفر بوده است؟
خیر کار یک گروه کوچک بود که شبانه روز کار کردند. اگر اسم این چیزها ثمره نیست پس چیست؟
پولس گفت میتوانید معلمان بسیاری داشته باشید اما فقط یک پدر دارید. پس همچنانکه او میتوانست بگوید من شما را در مسیح تولید کردم، من هم میتوانم بگویم که شما را در مسیح تولید کردم.
این فیض خداست. واقعا فیض خداست.
چون در من هیچ چیز نیکویی نیست.
خدا به تمام فرزندانش برکت دهد.
برادر شما در خون مسیح
بهروز خانجانی
