📜 «چنانکه میگوید: «اسم تو را به برادران خود اعلام میکنم و در میان کلیسا تو را تسبیح خواهم خواند.» (عبرانیان ۲: ۱۲)
📜 «من نام تو را بر آنانکه از جهانیان به من بخشیدی آشکار ساختم…» (یوحنا ۱۷: ۶)
📜 «…پدر قدوس آنان را به قدرت نام خود که به من بخشیدی حفظ کن …» (یوحنا ۱۷: ۱۱)
📜 «زیرا خدایی که گفت تا نور از ظلمت درخشید، همان است که در دلهای ما درخشید تا نور معرفت جلال خدا در چهره عیسی مسیح از ما بدرخشد.» (دوم قرن ۴: ۶)
📜 «و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت.» (پیدایش ۱: ۴)
دانستن اسم خدا یک مکاشفه است. این مکاشفه تنها به فرزندان حقیقی داده میشود.
اگر (متی ۲۸: ۱۹) را نداشتیم؛
📜 «پس رفته، همه امّتها را شاگـرد سازیـد و ایشـان را بـه اسمِ اب و ابن و روحالقدس تعمید دهید.» (متی ۲۸: ۱۹)
همه در نام عیسی مسیح تعمید میگرفتند بدون اینکه درک درستی از مکاشفۀ نام خدا داشته باشند.
اکنون بیشینۀ جهان مسیحی در عناوین (پدر، پسر و روحالقدس) تعمید میگیرند، چون مکاشفۀ اسم را ندارند و بابت (متی ۲۸: ۱۹) باید با تمام دل خدا را شکر نماییم.
چون این آیه مانع از این شده است که هر کسی به قوم حقیقی خدا منسوب شود.
نام تنها به برادران آشکار میشود و بس.
✳️ نکته جالب اینجا است که گروهی هم هستند (در کلیساهایی که الوهیت مسیح را انکار میکنند) که در نام عیسی مسیح تعمید میگیرند، بی آنکه مکاشفه نام خداوند را داشته باشند: که یهوۀ عهد عتیق، عیسی مسیح عهد جدید است.
این نشان دهندۀ آن است که نام را به کار میبرند بیآنکه مکاشفۀ این نام را داشته باشند. مثل «پسران اسکیوا» که نام را به کار میبردند اما بدون مکاشفۀ نام.
به کار بردن نام، زمانی برای خدا ارزش دارد که مکاشفۀ این نام به شخص داده شد باشد.
نام عیسی، فقط نام پدر و پسر نیست بلکه نام روحالقدس نیز هست. یک نیروی فعال نمیتواند نامی داشته باشد. الوهیت، تنها پذیرش پدر نیست بلکه پذیرش پسر خدا نیز هست.
یعنی اینکه پدر در پسرش عیسی مسیح که صورت دیدنی خداست جهان را ملاقات کرد.
حیات جاودان، تنها پذیرش پدر و بس نیست.
📜 «اما آگاه هستیم که پسر خدا آمده است و به ما بصیرت داده است تا حق را بشناسیم و در حق یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم. اوست خدای حق و حیات جاودانی. ای فرزندان، خود را از بتها نگاه دارید. آمین.» (اول یوحنا ۵: ۲۰-۲۱)
آری؛ پسر خدای حق است یعنی همان پدر.
عیسی، در طبیعت الهی خود، همان پدر سرمدی است.
همچنانکه در (یوحنا ۱۷: ۱۱) خواندیم، پسر اعلام میکند که نام پدر به او بخشیده شده است. به همین دلیل است که میخوانیم:
📜 «از این جهت خدا نیز او را بغایت سرافراز نمود و نامی را که فوق از جمیع نامها است، بدو بخشید. تا به نام عیسی هر زانویی از آنچه در آسمان و بر زمین و زیر زمین است خم شود، و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.» (فیلیپیان ۲: ۹-۱۱)
📜 «بالاتر از هر ریاست و قدرت و قوت و سلطنت و هر نامی که خوانده میشود، نه در این عالم فقط بلکه در عالم آینده نیز» (افسسیان ۱: ۲۱)
اگر کسی به نام خداوند عیسی مسیح تعمید نیافته است بدین معنا است که نام، هنوز برای او آشکار نشده است و باید در این یگانهنام تعمید گیرد تا عطای روحالقدس را بیابد.
اگر کسی هم به نام عیسی مسیح تعمید گرفته باشد بدون اینکه درکی از الوهیت عیسی مسیح داشته باشد، نشان میدهد که روح، خداوندی عیسی را برای او آشکار نکرده است و این عمل با اینکه طبق کلام و درست است ولی هرگاه عملی، بدون ایمان انجام شود، نه تنها موجب تحصیل رضامندی خدا نمیگردد بلکه حتی گناه است؛
«زیرا هرچه از ایمان نباشد گناه است»
به یاد داریم روزی که آن بازرگان به عیسی مسیح گفت: ای استاد نیکو، عیسی بلافاصله او را به این نکته متوجه ساخت که آیا میدانی من به راستی خدا هستم که مرا نیکو خواندی یا نه؟ زیرا تنها خدا نیکوست. عیسی نگفت چرا مرا نیکو میخوانی؟ من که خدا نیستم، بلکه گفت: زیرا تنها خدا نیکوست. یعنی نخست درک کن که چه میگویی و سپس مرا استاد نیکو یا خداوند خطاب کن.
پس توجه داشته باشید اعتراف درست این است:
📜 «زیرا اگر به زبان خود، عیسی خداوند را اعتراف کنی و در دل خود ایمان آوری که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت.» (رومیان ۱۰: ۹)
آیا دقت کردید؟
در «اعتراف زبانی» همراه با «ایمان قلبی» است که باید به «عیسی خداوند» ایمان آورد:
عیسای خداوند
📜 «…و احدی جز به روحالقدس عیسی را خداوند نمیتواند گفت» (اول قرن ۱۲: ۳)
یعنی کسی «حق ندارد» بدون کشف روحالقدس، عیسی را خداوند بنامد نه اینکه نمیتواند بگوید. اینها دو چیز متفاوت هستند.
کسی که در زبان اعترف میکند و در دل ایمان میآورد، حق تعمید یافتن را دارد.
آیا ایمان داری که عیسی خداوند است؟
خداوند همان خداست و خدا همان خداوند است.
📜 «من هستم الف و یا، اول و آخر،» میگوید آن خداوند خدا که هست و بود و میآید، قادر علیالاطلاق.» (مکاشفه ۱: ۸)
اگر خداوند، شخصی جدا یا متمایز از خدا باشد پس عملاً ما دو خداوند داریم که این برخلاف کلام است.
پولس میگوید:
یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید
یک خداوند بر مبنای کلام خدا، عیسی مسیح است. آمین
خداوند شخص متمایزی از خدا نیست و خدا هم شخص متمایزی از خداوند نیست.
هر کس به عناوین پدر، پسر و روحالقدس تعمید گرفته است باید به نام عیسی مسیح تعمید گیرد. بدین گونه میپذیرد که خدا همه چیز را در او جمع کرد: (افسسیان۱: ۱۰) حتی الوهیت را.
📜 «زیرا خدا رضا بدین داد که تمامی پری در او ساکن شود،» (کولسیان۱: ۱۹)
📜«که در وی از جهت جسم، تمامی پری الوهیت ساکن است.» (کولسیان ۲: ۹)
چون تمامی پری الوهیت در او بود از این جهت است که رساله به عبرانیان دربارۀ پسر چنین شهادت داد:
📜 «اما در حق پسر: «ای خدا تخت تو تا ابدالآباد است و عصای ملکوت تو عصای راستی است.» (عبرانیان ۱: ۸)
آیا نام بر تو آشکار شده است؟
فیض با همگی باد
✍️ کشیش بهروز خانجانی




