فیض و رحمت خدا با تمام قومش باشد.
گاهی مسایلی را میشنوم که قلبم را بهدرد میآورد. چون گاهی پیغامها طوری پرداخته میشود که به ظاهر کتاب مقدسی است اما در باطن، هدفی نامقدس را دنبال میکند.
در مورد «نظم در کلیسا» ضروری است به نکاتی اشاره کنم.
۱- هر کلیسای محلی استقلال دارد.
این بدین معنی است که بهعنوان مثال، کلیسای تبریز نمیتواند برای کلیسای شیراز تصمیم بگیرد. اما یک سوال مهم مطرح است که آیا شورای محلی از افراد مستقل و پر از روح تشکیل شده یا با گذشت ایام، افرادی بله قربانگو، گزینش و نصب شدهاند. قطعا پولس و پطرس به خدمت یکدیگر احترام میگذاشتند اما پولس یک شخص بله قربان گو نبود. پولس، ضرورت و اهمیت هماهنگ بودن را میدانست. نباید یک فرد بله قربانگو را با یک شخص پر از روح اشتباه بگیریم. خطر آنجا است که شوراهای محلی مستقل کلیساها، شبیه شورای نگهبان ایران و یا مجلس خبرگان رهبری شود که ارادۀ یک شخص را انجام میدهند.
۲- اما دربارۀ شورای اورشلیم؛
«شورای اورشلیم» در جایگاه یک شورای محلی رفتار نکرد، زیرا ایمان مسیحی برخاسته از قرنتس یا کولسی نبود، بلکه از اورشلیم. به همین دلیل حتی پولس که رسول امتها و ظرف برگزیده بود، ناگزیر شد به هدایت روحالقدس تن داده و به اورشلیم برود و آنچه را در بین امتها تعلیم میداد را با بزرگان ایمان یعنی کلیسای اورشلیم و رسولان تطبیق کند مبادا مشت به هوا زده باشد. چون اگر تعلیم او با تعلیم دوازده رسول، هماهنگ نبود خدمت او مانند مشت زدن به هوا میبود.
دربارۀ شورای اورشلیم در (اعمال ۱۵) هم باید گفت امکان نداشت شورایی مشابه در قرنتس تشکیل شود و مثلا از قرنتس برای آبادان تصمیم گرفته شود.
هر چیز را باید در چارچوب درست درک کرد. اگر درک نکنیم ممکن است دچار مشکل شورای نیقیه شویم.
کولسی در جایگاه تصمیمگیری برای اورشلیم نبود. همچنانکه این یوحنا نیست که هدایت شد تعلیم خود را با پولس یا تیموتاؤس تطبیق دهد، بلکه پولس رسول بود که میبایست تعلیم خود را با تعلیم ارکان تطبیق دهد.
تعلیم از اورشلیم بیرون آمد، نه برفرض مثال از فیلیپیان.
پس درک جایگاه «اورشلیم» مهم است.
۳- مطلقاً یک کلیسای محلی نمیتواند برای کل کشور و به اسم «کلیسای ایران» عمل کند و حتی یک آرم یا لوگو انتخاب کند.
جالب این است که صلیب این آرم، شبیه شمشیر معروف علیابن ابیطالب باشد. لوگو علامت فرقههاست.
یک انتشارات، کلیسا محسوب نمیشود. یک شرکت یا یک مرکز میسیونری نیز کلیسا محسوب نمیشود. باید تفاوتها را درک کرد. قطعا برای درک تفاوتها باید از روحالقدس برخوردار بود.
۴- بسیار دوست دارم بدانم کسانی که دم از «نظم کلیسا» میزنند میتوانند با کتاب مقدس، مسائل یا نظمی که نبیخدا صحبت میکند را نشان دهند؟
چطور به این درک رسیدهایم که رسول، گزارش کاری به شبان محلی میدهد یا چطور به این نتیجه رسیدهایم که هر کلیسای محلی، پنج خدمت را دارد، در حالیکه پنج خدمت در بنای بدن، عمل میکند. از پنج خدمت ممکن است در یک کلیسای محلی دو خدمت، گاهی یک خدمت و گاهی سه خدمت دیده شود. اگر این نگرش را داشته باشیم پس معلمی مانند پولس چیزی برای تعلیم به شبان قرنتس ندارد. قطعا هماهنگی و اطاعت میان پنج خدمت وجود دارد اما این بدین معنی نیست که شبان برتر از رسول یا نبی یا معلم یا مبشر باشد. هر کدام از این خدمتها در عین هماهنگی استقلال هم دارند. در کلیسای محلی شبان نقش اصلی را بازی میکند اما در بدن رسول نقش اصلی دارد. این تفاوت ها را باید فهمید.
و خدا قرارداد بعضی را در کلیسا: اول رسولان، دوم انبیا، سوم معلمان، ..(اول قرنتیان ۱۲: ۲۸)
اگر چنین دریافتی را از نظم در کلیسا داریم پس بهتر بود اینگونه نوشته میشد:
بر بنیاد شبانان بنا شدهاید که مسیح سر زاویه است.
یا چنین: بر بنیاد ناظران بنا شدهاید که مسیح سر زاویه است.
اما به اینگونهها نوشته نشد بلکه نوشته شده:
📜 «و بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شدهاید که خود عیسی مسیح سنگ زاویه است.» (افسسیان ۱: ۲۰)
باید نبی را درست درک کرد.
خوب دقت کنید
📜«زیرا بنیادی دیگر هیچ کس نمیتواند نهاد جز آنکه نهاده شده است، یعنی عیسی مسیح.»(اول قرنتیان ۳: ۱۱)
به نظم در کلیسای محلی ایمان دارم. من و برادر فیروز اینرا در ابتدای کلیسا تعلیم دادیم.
اینجا دنبال جنگ یا بیاحترامی به شخص یا گروهی یا کلیسای محلی نیستیم. بلکه باید همهچیز در چارچوب کلام خدا باشد. تا همگی به یگانگی ایمان برسیم. آمین
میتوانم بیشتر بنویسم اما تا همین حد کافی است. هدف من تضعیف نیست بلکه کمک به تمام قوم خداست.
در مورد دو خدمت مبشری و شبانی سالها پیش نوشتم. خدا فیض دهد تا بتوانم در مورد سه خدمت دیگر هم بنویسم.
خدا به همگی برکت دهد
برادر شما بهروز خانجانی

