📜کودکی برای ما زاده شد… (اشعیا۹: ۵)
این کودک با تمام کودکانی که پیش و پس از او زاده شدند متفاوت بود.
تاکید کلام بر این نکته که یک کودک زاده شده، از اهمیت بهسزایی برخوردار است. این کودک برحسب نبوت میکاه نبی در بیتاللحم یهودیه متولد شد. یک روستای کوچک که اهمیتی برای جهان و حتی برای اسراییل نداشت. بیتاللحم یهودیه نه جایگاهی در پرستش داشت و نه از اعتبار خاصی برخوردار بود. اما در این مکان کوچک “کودکی برای ما زاده شد.” هللویاه!
چرا این کودک وَرا و فَرای همۀ کودکان گیتی بود؟
چون برپایۀ نبوت میکاه نبی میبایست کسی از آنجا بیرون میآمد که «طلوعهای او از قدیم و از ایام ازل بوده است.» (میکاه ۵: ۲)
طلوع کسی که از بیتاللحم بیرون آمد، از روزگاران بیآغاز بود. نبوت به بیتاللحم که محل تولد مسیح است اشاره میکند نه به رود اردن که محل تعمید اوست.
این تفاوت کودک زاده شده در بیتاللحم افراته است با ولادت سایرین چرا که دربارۀ هیچ کودکی گفته نشده که طلوعهای او از قدیم و ایام ازل است. تنها کسی که در قدیم حضور داشت، قدیمالایام بود. هللویاه!
آیا بعنوان دوستان عیسی، این حقیقت شگرف را درک میکنید؟
چرا در این نبوت از واژۀ «قدیم» سخن رفته است؟ زیرا در «قدیم»، تنها و تنها “قدیمالایام” وجود داشت. در روزگاران ازل، هیچ آفریدهای نبود. تنها قدیمالایام وجود داشت و بس. آمین
کسی که مکاشفهای از کلام نداشته باشد، این حقایق را درک نخواهد کرد.
ایام ازل! ایام ازل، ایام ازل!
از آن رو که خدا آغازی ندارد و او آن روزگاران را در تنهایی بهسر برد، به این ایام که خدا «تنهای تنها» بود، ایام ازل گفته میشود.
در همان ایام ازل بود که او نقشۀ نجات را پیریزی کرد. در ایام ازل بود که او نام ما را در دفتر حیات بره ثبت نمود. در ایام ازل بود که بره ذبح شد. در همین ایام ازل بود که انجیل جاوادانی مطرح شد. در این ایام بود که او بیتاللّحم را دید و اراده فرمود تا در جسم، آشکار شود. آمین.
چرا میگوید که من آلفا هستم؟
زیرا این نوزاد از قدیم بوده است.
کلمۀ خدا در سی سالهگی تن نگرفت. اگر چنین بود، نبوت اشعیا و میکاه بیمعنا بود.
این کودک، سَری از همگان سوا بود. در کلام خدا گزارش نشده که برای زادروز موسی یا ایلیا، یوحنای تعمید دهنده، مریم یا یکی از انیبای پیش یا پس از مسیح، خدا مجوسیانی را فرستاده باشد تا آن نوزادان توسط مجوسیان یا هرکس دیگری پرستیده شوند. اما دربارۀ این کودک مجوسیان میگویند:
📜«…زیرا ستاره او را در مشرق دیدهایم و برای پرستش او آمدهایم» (متیٰ ۲: ۲)
آیا تابحال خواندهاید که خدا برای پرستش موسی کسی را فرستاده باشد؟ و آیا شنیدهاید که خدا کسی را برای پرستش پولس هدایت کند؟
و اگر مسیح تا پیش از سی سالهگی الوهیت نداشت، آیا ستاره میتوانست چنین کافرانی را برای پرستش هدایت کند؟
اگر مسیح الوهیت نداشت پس در واقع، مجوسیان کافر بودهاند که یک انسان را بجای خدا پرستش کردهاند. اما همه میدانیم که چنین نیست بلکه آنان با هدایت خدا پای در این راه دشوار نهادند.
این سه مجوسی در اورشلیم در حضور پادشاه، کاهنان و تمام اورشلیم، انگیزۀ خود را بیان کردند.
انگیزه و هدف این سه مجوسی، پرستش آن نوزاد بود.
پس با این انگیزه اگر مسیح تا پیش از سیسالهگی الوهیت نداشت، ستاره باید این سه مجوس را پس از ترک کاخ هیرودیس، رها میکرد. اما ستاره میدانست که این کودک کیست پس همچنان به هدایت این سه مجوسی ادامه داد چون انگیزه و خواستۀ ایشان درست بود.
📜 «…و هان ستاره ای که در مشرق دیده بودند پیشاپیش آنها میرفت تا سر انجام بر فراز مکانی که کودک بود باز ایستاد. ایشان با دیدن ستاره بینهایت شاد شدند.» (متیٰ ۲: ۹-۱۰)
بیتردید پس از اعتراف سه مجوسی در اورشلیم که انگیزۀ پرستش این نوزاد را داشتند، اگر عیسی الوهیت نداشت، ستاره باید آنها را رها میکرد. چون ستاره میدانست که تنها و تنها خدا شایستۀ پرستش است. ستاره توسط خدا هدایت میشد. ستاره تعلیم غلط نداشت. ستاره، با الهام دیوها حرکت نمیکرد. ستاره، قدیمالایام را میشناخت. ستاره از پدر خانم و مادر خانم تعلیم نیافته بود. ستاره از خدا بود. ستاره هدفی داشت. چه هدفی؟ هدایت برای پرستش کودک. آمین
ای دوستان عیسی؛ ای دوستان عیسی؛ شاد باشید.
پس از اینکه ستاره به هدف خود رسید دیگر دیده نشد.
سپس چه شد؟
برپایه کلام، هنگامیکه سه مجوسی کودک را دیدند چنین کردند:
📜 «…و کودک را با مادرش دیدند و روی بر زمین نهاده ،آن کودک را پرستش نمودند…» (متیٰ ۲:۱۱)
میدانید چه چیزی درخور نگرش است؟ مجوسیان، مادر نوزاد را پرستش نکردند زیرا مادر نوزاد، دارای الوهیت نبود بلکه تنها کودک را پرستیدند. آمین و آمین.
کاتولیکها و اردتدوکسها توجه کنند: تنها و تنها کودک پرستش شد نه مادرش. هللویاه و آمین.
اینک واکنش آسمان را در برابر میلاد این مولود بررسی میکنیم:
📜 «و در آن نواحی، شبانان در صحرا بهسر میبردند و در شب پاسبانی گلههای خویش میکردند. ناگاه فرشته خداوند بر ایشان ظاهر شد و کبریایی خداوند بر گرد ایشان تابید و بهغایت ترسان گشتند. فرشته ایشان را گفت: «مترسید، زیرا اینک بشارت خوشی عظیم به شما میدهم که برای جمیع قوم خواهد بود. که امروز برای شما در شهر داود، نجات دهندهای “که مسیح خداوند باشد” متولد شد. و علامت برای شما این است که طفلی در قنداقه پیچیده و در آخور خوابیده خواهید یافت.» در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا را تسبیح کنان میگفتند: «خدا را در اعلیٰ علّـیّین، جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.» (لوقا ۲: ۸-۱۴)
در این آیات اعلام میشود که «مسیح خداوند» متولد شده است.
او پیش از سیسالهگی، «مسیح خداوند» نامیده شد. آیا کلام دروغ میگوید؟
به هیچ روی، کلام دروغ نمیگوید. بلکه این معلمان کذبه هستند که دروغ میگویند.
آیا دربارۀ تولد موسی گفته شد که موسای خداوند متولد شد؟ و آیا در مورد تولد یوحنای تعمید دهنده، گفته شد که یحیای خداوند متولد شد؟
آیا اصولا چنین چیزی میتوانست گفته شود؟
حاشا. زیرا هیچکدام آنها از «قدیم» و از ایام ازل نبودند. هیچکدام از آنها، «آلفا» نبودند.
دوستان عیسی؛
روح، مرا هدایت کرد تا بنویسم.
برادر برانهام تاکید میکند خدا میتوانست در کسوت یک مرد بالغ ظاهر شود، اما طریق خدا این نبود. بلکه در درجۀ نخست، در کسوت یک کودک، نمایان شد.
اگر عیسی، مسیح نبود نمیتوانست در دوازده سالهگی، هر سخن کاتبان را به نحو شگفتآوری با کلام خدا پاسخ دهد. (لوقا ۲: ۴۷)
نکند این معلمان دروغین، تصور میکنند که بدون مسح، میتوان به پرسشهای ژرف کتاب مقدسی پاسخ داد؟
کسی که از ریشه کنده شده باشد، مکاشفۀ عیسی مسیح را از دست خواهد داد. چنین شخصی آیات را فراموش میکند و نمیتواند بین آیات، هماهنگی ببیند. داستان زمانی جالبتر می شود که این سه مجوسی، پس از اینکه پرستش و هدایای خود را تقدیم میکنند، میخواهند به کشور خود بازگردند.
ایندفعه نه توسط ستاره بلکه خدا در خواب به آنها هشدار میدهد که به نزد هیرودیس باز نگردند.
📜 «و چون در خواب وحی بدیشان در رسید که به نزد هیرودیس بازگشت نکنند، پس از راه دیگر به وطن خویش مراجعت کردند.» (متیٰ ۲: ۱۲)
آیا این معلمان کذبه، معنی واژۀ «وحی» را میدانند؟
آیا بعد از اینکه این سه مجوسی، بهقول معلمان کذبه کسی را پرستش کردند که الوهیت نداشت، آیا امکان داشت که وحی الهی بر آنها بیاید؟ پرستش این نوزاد، این سه مجوس را دگرگون کرد و صاحب وحی شدند. آمین.
وحی، در مرتبهای فراتر از هدایت ستاره است. وحی، مختص انبیاء و مردان و زنان خدا بود. آنها سه هدیه دادند که یکی از هدایا طلا بود. بهقول نبی برگزیدۀ خدا، طلا نماد الوهیت بود. با دیدن کلمۀ مجسم خدا هر کسی که ایمان داشته باشد، متحول خواهد شد. آمین.
محبوبان خدا گمان میکنم که کتاب مقدس صراحت دارد و به روشنی همه چیز را بیان کرده است. از کسانی که دور شدهاند و تعلیم غلط را پذیرفتهاند دعوت میکنم تا دیر نشده بازگشت کنند. آغوش خداوند باز است و آمادۀ بخشش است.
دوستان عیسی شاد باشید و باز میگویم شاد باشید.
روحالقدس ما را به جمیع راستی هدایت میکند. فیض عیسی مسیح با جمیع شما باد.
برادر شما در خون برۀ جلجتا
کشیش بهروز خانجانی

