📜 هر گوشت از یک نوع گوشت نیست، بلکه گوشت انسان، دیگر است و گوشت بهایم، دیگر و گوشت مرغان، دیگر و گوشت ماهیان، دیگر. و جسمهای آسمانی هست و جسمهای زمینی نیز؛ لیکن شأن آسمانیها، دیگر و شأن زمینیها، دیگر است؛ و شان آفتاب دیگر و شأن ماه دیگر و شأن ستارگان، دیگر، زیرا که ستاره از ستاره در شان، فرق دارد.
(اول قرنتیان ۱۵: ۳۹-۴۱)
چند روز پیش یک برادر عزیز، فیلم کوتاهی برای من فرستاد که در آن مدعی بودند که در مریخ اهرامی شبیه اهرام مصر وجود دارد و این افراد مدعی شده بودند که این مسائل را دولتها مخفی میکنند تا بنیاد مذاهب فرو نپاشد.
حال پرسش این است که آیا اگر برفرض، چنین چیزی درست باشد، آیا بنیاد مذاهب فرو خواهد ریخت؟ جواب یک آری و یک نه است.
بیگمان همۀ مذاهبی که ساخته بشر هستند، فرو خواهند ریخت، همچنان که هم اینک نیز در حال فرو ریختن هستند و باور مردم به اصول مذهبی کمرنگ شده است. اما ایمان حقیقی که بر روی اندیشه و الهام خدا بنا شده هرگز فرو نخواهد ریخت.
ایمان راستین بر بنیاد افسانههای جعلی بنا نشده است.
آنچه باید همه درک کنند این است که هدف کتاب مقدس، نشان دادن برنامۀ نجات خدا برای انسان است. هدف کتاب مقدس این نیست که دربارۀ مریخ و آنچه در مریخ روی میدهد به ما توضیح دهد.
یا اینکه دربارۀ محتویات سیارههای دیگر بنویسد. اگر چنین بود بیگمان میبایست کتاب مقدس، کتابی با صدها هزار صفحه میبود.
همین ۶۶ کتاب در مجموعه کتاب مقدس بیشتر از هزار صفحه شده است و این، گسترگی کار خدا برای نجات انسان را نشان میدهد.
کتاب مقدس به دنبال این است که ذهن ما بر روی نجات خدا تمرکز کند.
کتاب مقدس از خلقت خدا سخن میگوید. ما تنها موجودات جهان هستی نیستیم. بخشی از موجودات این هستی با چشم ما دیده نمیشوند. حتی جالب است که چشم ما توانایی دیدن همۀ رنگهای همین سیاره را هم ندارد. به گفته دانشمندان، برخی از موجودات، دنیا را تک رنگ یا سیاه و سفید میبیینند.
در آسمان از موجودات گوناگون صحبت شده است؛ سرافین، کروبیان، لشگرهای آسمانی و … این تنها بخشی از آن چیزی است که ما از خلقت میدانیم
حتی حیوانات هم در آسمان دیده میشوند مانند اسب سفیدی که مسیح در هنگام بازگشت خود بر آن سوار است
اما این اسب به جهان ما تعلق ندارد.
پس همه ما باید با یک نگاه گستردهتر به هستی بنگریم.
آدم وقتی گناه را انتخاب کرد خیلی از قابلیتهای خود را از دست داد. بدن او در اثر گناه تضعیف شد. بعنوان مثال، برای همین است که انسان عرق میریزد.
ورود مرگ به زندگی آدم، بسیاری از تواناییهای بدنی آدم را از بین برد. اگر آدم درخت حیات را انتخاب میکرد وارد بعدی فراتر از بعد دوم و سوم میشد.
حال شگفت این است که تنها با تبدیل بدنهای ما است که نام تازۀ خدا را درک خواهیم کرد. آنچه تاکنون از خدا میدانیم آن چیزی است که خود او بر ما مکشوف کرده است. در عهد عتیق او خود را “هستمِ ابدی” شناسانده و در عهد جدید، همان “هستمِ ابدی”، نجات دهندۀ ماست یعنی یشوعا.
ما هنوز او را چنانکه هست ندیدهایم چون چنین چیزی در جسم، شدنی نیست ولی با بدن رستاخیز کرده و جسمِ تبدیل شده ممکن است.
📜 زیرا که میباید این فاسد، بی فسادی را بپوشد و این فانی به بقا آراسته گردد.
(اول قرنتیان ۱۵: ۵۳)
تنها در جسم بیفساد است که او را چنانکه هست میبینیم. خدا پیش از گناه برای آدم و حوا، خدای نادیدنی نبود بلکه خدا به گفتۀ کلام، در باغ در وقت غروب آنها را ملاقات میکرد.
جسم تازه، به جلال ابدی خدا آراسته است؛
📜 در ذلت کاشته میگردد و در جلال بر میخیزد؛ در ضعف کاشته میشود و در قوت بر میخیزد؛
(اول قرنتیان ۱۵: ۴۳)
گفتنی است که علم حتی تفکر تثلیث را نیز در هم میشکند.
چون اثبات شده که جهان ما بیش از سه یا چهار یا ده بُعد دارد.
این موضوع با آنچه تثلیثیان سعی دارند از هستی به ما نشان دهد فراتر است.
خدا برای ما در وضعیت فعلی ما در سه کامل است. یعنی پدر، پسر و روح القدس.
اما در ابدیت ما با تمام آنچه خدا هست روبرو خواهیم شد. او بُعدی دارد که در وضعیت کنونی برای ما قابل درک نیست.
میدانم شوک ایجاد میکنم اما مثالی میزنم: بعد از سلطنت هزار ساله و شکست دشمن آخر که موت است، پسر مطیع پدر خواهد شد تا خدا کل در کل باشد.
این برای دوستان تثلیثی که اعتقاد به “پسر ابدی” دارند، قابل درک نیست ولی ما به سادگی آن را درک میکنیم.
انگیزۀ تجسم، نجات است. هدف از بودن مسیح در دست راست خدا، شفاعت است. اما زمانیکه این هدف محقق شد یعنی دشمن آخر شکست خورد کار نجات به اتمام خواهد رسید. چون در آن زمان وارد نجات ابدی خدا یعنی حیات ابدی با بدنی تازه خواهیم شد. در آن زمان به شفیع نیاز نداریم برای همین است که تخت خدا و بره یکی خواهد بود و بندگانش او را خواهند دید. نه ایشان را بلکه او را.
مکتوب است:
📜 اما چون این فاسد، بیفسادی را پوشید و این فانی به بقا آراسته شد، آنگاه این کلامی که مکتوب است به انجام خواهد رسید که «مرگ در ظفر بلعیده شده است.
(اول قرنتیان ۱۵: ۵۴)
با درک این حقایق باید فریاد آمین هللویاه سر دهیم.
پس درک اینکه خدا یگانه است مهم است.
درک مساله کل درکل بودن خدا مهم است.
درک نجات بینظیر مسیح مهم است.
نجاتی که کلام دربارهاش میگوید:
📜 و اینکه بوساطت او همه چیز را با خود مصالحه دهد، چونکه به خون صلیب وی سلامتی را پدید آورد. بلی بوسیله او خواه آنچه بر زمین و خواه آنچه در آسمان است. و شما را که سابقاً از نیت دل در اعمال بد خویش اجنبی و دشمن بودید، بالفعل مصالحه داده است، در بدن بشری خود بوسیله موت تا شما را در حضور خود مقدس و بی عیب و بی ملامت حاضر سازد.
(افسسیان ۱: ۲۰-۲۲)
این نجات توسط بدن بشری مسیح امکانپذیر شد. چون انسان در جسم سقوط کرد. اما بدن بشری مسیح ابدی نبود. این بدن در رحم مریم شکل گرفت.
اما آنچه در بدن بشری مسیح از طریق مرگ صلیب تحقق یافت، هرچه در آسمان و زمین بود را با خود مصالحه داد.
تفاوت پدر و پسر در این است که پدر نامیرا است اما پسر مرد.
📜 آیا خدایی که پسر خود را دریغ نداشت بلکه او را در راه همۀ ما تسلیم کرد، با بخشیدن او همه چیز را با سخاوتمندی به ما نخواهد بخشید؟ (رومیان ۸: ۳۲)
مرگ مسیح حقیقی بود. مرگ مسیح یک خواب مصنوعی نبود بلکه مسیح واقعا مرد. مسیح طعم مرگ در جسم را چشید و وارد دنیای مردگان شد. اگر چنین نبود که او نمیتوانست صاحب کلیدهای موت و عالم اموات شود. او فقط صاحب کلیدهای موت نیست بلکه صاحب کلیدهای عالم اموات هم است. هللویاه. پس در اینجاست که گروههایی چون ادونتیستهای روز هفتم و شاهدان یهوه در اشتباه و تعالیم اشتباه هستند.
پس اگر دربارۀ مریخ یا هر سیارۀ دیگر صحبت شود ما فرو نخواهیم ریخت چون ایمان داریم هستی تنها یک آفریننده دارد.
در دنیایی که همه دچار شک و تردید هستند ما انجیل جاودانه را با اقتدار و قدرت اعلام خواهیم کرد و به تمام ساکنان زمین خواهیم گفت:
📜 و به آواز بلند میگوید: «از خدا بترسید و او را تمجید نمایید، زیرا که زمان داوری او رسیده است. پس او را که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید، پرستش کنید.» (مکاشفه ۱۴: ۷)
📜 زیرا که از او و به او و تا او همه چیز است؛ و او را تا ابدالآباد جلال باد، آمین. (رومیان ۱۱: ۳۶)
این او یک شخص است نه سه شخص ابدی
۱- از او
۲- به او
۳- تا او
همه چیز است
چون یگانه آفریدگار است. سه شخص ابدی خالق نیستند.
او را تا ابدالآباد جلال باد. آمین و آمین.
خادم خدا نه به خواست انسان بلکه بر حسب اراده خدا؛
بهروز خانجانی
✍️ کشیش بهروز خانجانی



