بیگمان، دربارهٔ کشتی نوح و روایت توفان، موعظهها و تعالیم بیشماری شنیدهایم. با اینهمه، این روایت کهن تنها گزارشی تاریخی نیست، بلکه دربردارندۀ ژرفایی روحانی است که کمال معنای خود را در عهد جدید مییابد.
امروز سرودی بس دلنشین شنیدم؛ سرودی با نام: «بر بالهای کبوتر» که در بسیاری از کلیساهایی که پیام ایمان را اعلام میکنند خوانده میشود. این سرود مرا بار دیگر به تأمل در معنای روحانی کشتی نوح فراخواند.
کشتی، نماد نجات در مسیح است و فراتر از آن، تصویری از خودِ مسیح. همانگونه که کشتی تنها راه رهایی از داوری بهوسیلۀ آبها بود، امروز نیز نجات منحصراً با «بودن در مسیح» یافت میشود.
اما نکتهای بنیادین در داستان نوح است که نباید از نظر، دور داشت:
نجاتی که توسط کشتی فراهم شد، تنها شامل نوح و خانوادهاش نبود، بلکه تمام موجودات زنده، حتی حیوانات، به درون آن راه یافتند. این حقیقت آشکار میسازد که از همان آغاز، طرح نجات خدا محدود به انسان نبود، بلکه همۀ آفرینش را در بر میگرفت.
از همین روست که عهد جدید اعلام میکند:
خلقت با اشتیاقی ژرف در انتظار ظهور پسران خداست.
خدا تمام آفرینش خویش را دوست میدارد، اما کتابمقدس بهروشنی میآموزد که آزادی و رهایی خلقت، وابسته به ظهور پسران خداست. خلقت، زمانی از بندگی فساد آزاد میشود که فرزندان خدا به جلال خود وارد شوند.
خلقت تازه، امری انتزاعی یا جدا از انسان نیست؛ بلکه با بهکمالرسیدن جایگاه فرزندان خدا تحقق مییابد. مطابق مکاشفه، آسمان و زمین جدید زمانی پدیدار میشوند که این کار نجات به فرجام کامل رسیده باشد.
این دگرگونی، نخست در درون ما آغاز میشود؛
آنجا که انسان «در مسیح» خلقتی تازه مییابد.
و سپس در زمان مقرر، به دگرگونی بدنها خواهد انجامید؛
آنگاه که بدن فروتن ما به شباهت بدن پرجلال او دگرگون میشود.
در آن زمان است که ما بهتمامی به همانندی پسر خدا درخواهیم آمد؛
چراکه هرچند اکنون فرزندان خداییم، اما آنچه خواهیم شد هنوز آشکار نشده است؛ ولی میدانیم هنگامی که او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود.
بدینسان، کشتی نوح، پیشتصویری باشکوه از این حقیقت سترگ است:
نجاتی که در مسیح آغاز میشود، در فرزندان خدا به کمال میرسد، و سرانجام سراسر خلقت را به آزادی و جلالی که خدا مهیا کرده است رهنمون میسازد.
✍️ کشیش بهروز خانجانی



