گروهی تجسم خدا را به اشتباه درک کردهاند.
برخی میپندازند که خدا لباسی عیسی نام پوشید و این لباسی که عیسی نام دارد با کنترل از راه دور روحالقدس هدایت میشد. این دیدگاهی نادرست و تا اندازهای بازتاب دهندۀ باورهای یگانهانگاران است.
با چنین دیدگاهی، نجات، امری بیمعنی است. چون با عیسایی طرف خواهیم شد که از خود ارادهای ندارد. باچنین نگرشی باید گفت که عیسی مسیح، جایگاهی به مراتب پائینتر از آدم یا دیگر انسانها خواهد داشت.
برادر برانهام میگوید که خدا در مسیح وارد یک خانه با سه اتاق شد و ادامه میدهد: یعنی جسم، جان و روح.
در مسیح خدا در جسمی آشکار شد که دارای جان و روح بود. اگر جز این تعلیم دهیم، در واقع بعد انسانی را انکار کردهایم و دیگر نمیتوانیم از پسر خدا سخن بگوئیم.
مسیح، انسان کامل نیز بود. این انسان کامل بود که در قامت و حکمت رشد میکرد. این انسان کامل بود که دعا میکرد و یا وسوسه شد. این انسان کامل بود که بر روی صلیب برای گناهان ما جان سپرد.
این انسان کامل بود که به گفتۀ کتاب عبرانیان، فرمانپذیری را آموخت. این انسان کامل بود که میگفت پدر از من بزرگتر است. این انسان کامل بود که پدر را خدای خود میخواند.
این انسان کامل بود که:
📜 «پس قدری پیش رفته، به روی در افتاد و دعا کرده، گفت: «ای پدر من، اگر ممکن باشد این پیاله از من بگذرد؛ لیکن نه به خواهش من، بلکه به ارادۀ تو.» (متیٰ ۲۶: ۳۹)
این بعد انسانی است که میگوید من و پدر …
در بعد انسانی است که تمامی قدرت در آسمان و زمین به او داده می شود. در بعد الهی که خود صاحب همه چیز بود.
این انسان کامل است که صعود میکند و به دست راست خدا میایستد.
این انسان کامل است که شفیع ماست. این انسان کامل است که کاهن است.
این انسان کامل است که همدرد ما شد.
اگر چنین پنداریم که مسیح، یک روح انسانی نداشت، برداشتی نادرست از کلام خداست.
مسیح چون پسر بود میتوانست دعا کند. اگر جز این گمان بریم، به این معناست که مسیح به خودش دعا میکرد و چنین برداشتی مضحک است.
چون پسر بود میتواند شفیع باشد و…
انکار روح و جان انسانی مسیح، انکار تجسم است.
📜 «زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهر شده در جسم را اقرار نمیکنند. آن است گمراه کننده و دجال.» (۲ یوحنا ۲: ۷)
📜 «و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت: «ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم.» این را بگفت و جان را تسلیم نمود.» (لوقا ۲۳: ۴۶)
آنچه بسیاری درک نمیکنند این است که تجسم خدا محدود به جسم نشد. بلکه یک جان و روح انسانی در تجسم به او داده شد. و اگر جز این باشد نمیتوانیم از انسان کامل صحبت کنیم.
از این سبب نیز پطرس در مورد روح انسانی مسیح از واژۀ خاصی استفاده میکند:
📜 «زیرا که مسیح نیز برای گناهان یک بار زحمت کشید، یعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بیاورد؛ در حالیکه بحسب جسم مرد، لکن بحسب روح زنده گشت، ۱۹ و به آن روح نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که در زندان بودند،» (۱پطرس ۳: ۱۸-۱۹)
اینجا سخن از روح انسانی است، نه روح القدس. برای همین پطرس میگوید بهحسب روح زنده گشت. همان روح انسانی که مسیح در صلیب تسلیم پدر کرد.
پطرس رسول به نکتهای بس ارجمند اشاره میکند که اگر روح انسانی مسیح را نپذیریم، دچار مشکل خواهیم شد.
📜 «زیرا که از اینجهت نیز به مردگان بشارت داده شد تا بر ایشان موافق مردم به حسب جسم حکم شود و موافق خدا به حسب روح زیست نمایند.» (۱ پطرس۴: ۶)
آیا بدون روح انسانی چنین چیزی شدنی بود؟
اصولاً گوارایی نجات از این روست که پسر واقعا و از صمیم قلب، صلیب را برای نجات بشر پذیرفت، نه اینکه گمان کنیم یک نمایش بوده و او یک لباس متحرک بر روی زمین بود. این حجاب انسانی که خدا به تن کرد، سه بعد جسم و جان و روح را در خود داشت.
پذیرش این چیزها بدون روحالقدس ناممکن است.
در واقع روح انسانی مسیح نیز بخشی از تجسم است. تجسم، کامل بود. جان مسیح هم بخشی از تجسم است. تجسم خدا، یک تجسم پوچ و خالی از روح و جان نبود.
📜 «و عیسی به آواز بلند صدا زده، گفت: «ای پدر به دستهای تو روح خود را میسپارم.» این را بگفت و جان را تسلیم نمود.» (لوقا۲۳: ۴۶)
آنچه بسیاری نفهمیدهاند این است که این روح و جان هم تبدیل را تجربه خواهند کرد.
کلام خدا این وضعیت را به انسانیت باطنی تعبیر میکند.
📜«که بهحسب دولت جلال خود به شما عطا کند که در انسانیت باطنی خود از روح او به قوت زور آور شوید،» (افسسیان ۳: ۱۶)
📜«بلکه انسانیت باطنی قلبی در لباس غیر فاسد روح حلیم و آرام که نزد خدا گرانبهاست.» (۱پطرس ۳: ۴)
ما در تبدیل کامل، همتای او خواهیم شد.
و پس از این مرحله پسر هم با تخت نشین یکی خواهد شد یعنی به جایی باز خواهد گشت که از آن برون شده بود تا نجاتدهندۀ ما گردد.
فیض خداوند با همگی باد.
✍️ برادر شما بهروز خانجانی

