یکی از سادهانگارانهترین تشبیهات در توجیه تثلیث، داستان ملاقات سه فرشته با ابراهیم است.
در سخنان یکی از معلمین کلام که اتفاقا از پیران کلیسا و از قضا جزو معدود تعلیم دهندگان مسیحی ایرانی نیز میباشند که به تعلیم صحیح و دقیق اهمیت میدهند، شنیدم که گفتند در ملاقات سه فرشته با ابراهیم میتوانیم تثلیث را ببینیم!
از شنیدن این سخن بسیار در شگفت شدم. آخر چگونه توانستند از آیاتی به آن وضوح و روشنی، تثلیث را ببینند؟
بیایید به آیات کتاب مقدس نگاهی بیفکنیم.
پس خداوند گفت: چونکه فریاد سدوم و غموره زیاد شده است و خطایای ایشان بسیار گران، اکنون نازل میشوم تا ببینم موافق این فریادی که به من رسیده، بالتّمام کردهاند، و الّا خواهم دانست. آنگاه آن مردان از آنجا به سوی سدوم متوجه شده، برفتند و ابراهیم در حضور خداوند هنوز ایستاده بود. و ابراهیم نزدیک آمده گفت: آیا عادل را با شریر هلاک خواهی کرد؟ …. خداوند گفت: اگر پنجاه عادل در شهر سدوم یابم، هر آینه تمام آن مکان را به خاطر ایشان رهایی دهم.
(پیدایش ۱۸: ۲۰تا ۲۳ و ۲۶)
حال چند پرسش مطرح میکنیم:
۱- اگر آن سه تن نماد خدای تثلیث بودند، چرا کلام میگوید آن دو مرد رفتند و ابراهیم هنوز در حضور خداوند ایستاده بود؟ اگر خدا بدون تثلیث، خدای کاملی نباشد، چگونه میتوان گفت که ابراهیم همچنان در حضور خداوند ایستاده بود؟
۲- کتاب مقدس میگوید خدا را هرگز کسی ندیده است. پسر یگانهای که در آغوش پدر است، همان او را ظاهر کرد. پس ابراهیم چگونه توانست پیش از ظهور عیسی مسیح، آن خدای نادیده را به چشم ببیند در حالیکه پسر با روحالقدس به سدوم رفته است؟ مگر کلام نمیگوید پسر بود که پدر را ظاهر کرد؟ پس چگونه بود که پس از رفتن پسر، پدر همچنان با ابراهیم گفتگو میکرد؟ البته میدانیم که رساله به عبرانیان میفرماید: به ایمان، مصر را ترک کرد و از غضب پادشاه نترسید زیرا که چون آن نادیده را بدید، استوار ماند. (عبرانیان ۱۱: ۲۷) اما این بخش کلام به دیدار ابراهیم و خداوند، پیش از این زمان ملاقات با سه فرشته اشاره میکند. زیرا کلام میفرماید: زیرا که چون آن نادیده را بدید، استوار ماند. این “زیرا” به کدام علت اشاره میکند؟ به ترک مصر توسط ابراهیم بوسیله ایمان و نترسیدن از غضب پادشاه. پس این “زیرا” به پیش از زمان ملاقات سه فرشته بازمیگردد نه روز مجازات سدوم و غموره.
۳- کتاب مقدس میگوید خدا را هرگز کسی ندیده است. پسر یگانه که در آغوش پدر است (کلمه مجسم خدا، یعنی عیسی مسیح) او را آشکار کرد. پس این “هرگز” که میگوید چندان هم “هرگز” نبوده. زیرا ابراهیم و یعقوب و موسی و …. او را دیده بودند. باید بپذیریم یا کتاب مقدس دروغ میگوید که “هرگز کسی خدا را ندیده است” یا معلمین تثلیث، دروغگو هستند و به هر ضرب و زوری که شده میخواهند خدای واحد حقیقی را به عنوان سهشخص متمایز معرفی نمایند.
۳- معلمین تثلیثباور میگویند عیسی گفت که پدر شما ابراهیم مرا دید و شادمان شد. پس یعنی ابراهیم، عیسی را دیده است. در حالیکه کتاب مقدس چنین چیزی نمیگوید بلکه از دیدن “روز خداوند” توسط ابراهیم سخن میگوید.
از این رو کلام میفرماید که: “به ایمان، مصر را ترک کرد زیرا آن نادیده را بدید.”
یعنی ابراهیم، بوسیله ایمان خویش توانست روز ظهور خداوند را بر زمین ببیند. نه به چشم سر بلکه به وسیلهی روح.
پدر شما ابراهیم شادی میکرد که روز مرا ببیند؛ و آن را دید و شادمان شد.»
(یوحنا ۸: ۵۶) ترجمه هزاره نو
پدر شما ابراهیم شادی کرد بر اینکه روز مرا ببیند و دید و شادمان گردید.»
(یوحنا ۸: ۵۶) ترجمه تحتاللفظی (ترجمه قدیم)
عیسی هرگز نگفت که پدر شما ابراهیم، “مرا” دید. او گفت که (روزِ مرا) دید و شادمان شد. یعنی (امروزِ مرا) که برای نجات جهان به زمین آمدهام با ایمان خویش نگریست و به آن تحیت گفت.
کتاب عبرانیان میفرماید: خدا در ایام گذشته به واسطه انبیا و پیامبران با پدران ما تکلم کرد. اما در این ایام آخر، با ما به واسطه پسر خود متکلم شد.
اگر کسی تصور کند که خدا در ایام قدیم هم توسط پسر، با انبیا گفتگو میکرده است، کلام خدا را دروغ شمرده و خدا را تکذیب کرده است. کتاب مقدس صراحتا میگوید که خدا در “این ایام آخر” به واسطه پسر خود با ما گفتگو کرده است. در حالیکه پیش از این “با روشهای گوناگون و توسط انبیا” با پدران ما سخن میگفته است. آیا با وجود این آیات، میتوان همچنان باور داشت که ابراهیم با تثلیث اقدس ملاقات کرده است؟
۴- ممکن است عزیزان تثلیثباور بگویند که آن کسی که ابراهیم با او گفتگو کرد پدر نبود بلکه پسر بوده است، بنابراین باید این را نیز بپذیرند که در این صورت، مقام پسر از پدر و روحالقدس بزرگتر است. زیرا پسر با ابراهیم گفتگو میکرد ولی پدر برای اجرای حکم تنبیه سدوم به همراه روحالقدس به آن شهر رفت. بنابراین چنین تصوری از ریشه نادرست است.
۵- اگر تثلیث باوران بگویند که خدای پدر با ابراهیم گفتگو میکرد و پسر و روحالقدس به سدوم رفتند، علاوه بر تکذیب عبرانیان ۱: ۱ و عبرانیان ۱: ۱۳ و یوحنا ۱: ۱۸ همچنین تکذیب میکنند که خدا روح است. زیرا آن سه مرد، هر سه قابل رویت و دیدنی بودند. حال آنکه مسیح گفت: دستها و پایهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح، گوشت و استخوان ندارد چنانکه مینگرید که در من است.
پس اگر مسیح میگوید، خدا روح است و نیز میفرماید که روح، گوشت و استخوان ندارد که قابل لمس باشد، ابراهیم چگونه توانست روح ها را ببیند و حتی برای ایشان خوراکهای گوشتی و نان و کره و شیر گوساله تهیه کند و آنها نیز بخورند؟ (پیدایش ۱۸: ۶ تا ۸)
در حین نگارش این متن، آیات متعددی را در ذهن خود میدیدم که از پیش چشمانم عبور میکردند و اگر بنا بر آوردن تمام آنها و توضیح یکایک آنها باشد دیگر در یک مقاله نمیگنجید. بنابراین تنها آن قدر نوشته شد که بدانید و به کلام زنده خداوند ایمان آورید، نه به افسانههای ساختگی و جعلی پیرزنان و جادوگران خدانشناس که در پی شهوات خود شتافتند. آنانی که کلام خدا درباره ایشان میفرماید:
زیرا هرچند خدا را شناختند، ولی او را چون خدا تمجید و شکر نکردند بلکه در خیالات خود باطل گردیده، دل بیفهم ایشان تاریک گشت. ادعای حکمت میکردند و احمق گردیدند. و جلال خدای غیرفانی را به شبیه صورت انسان فانی و طیور و بهایم و حشرات تبدیل نمودند.
(رومیان ۱: ۲۱ – ۲۳)
خداوندا، ما را از جمیع وسوسهها، حملات شیطان و آموزههای نادرست که از دیوها سرچشمه میگیرند نگاه دار. زیرا در تو پناه میبریم تا این بلایا بگذرد.
آمین

