به همه در تنها نامی که در زیر آسمان به ما داده شده، سلام میکنم.
(اعمال رسولان ۴: ۱۲ – «زیرا که زیر آسمان، نامی دیگر به مردم داده نشده که به آن باید نجات یابیم.»)
این روزها برای جلسهای بزرگ که بهزودی خواهیم داشت، خود را آماده میکنیم و بیش از هر زمان دیگر به دعاهای شما نیازمندیم.
اما این روزها موضوعی عمیق ذهن مرا درگیر کرده و آن این است که:
چقدر، ارزش وعدههای خدا را درک کردهایم؟
من همواره هنگامی که در برابر تحقق یک وعده الهی قرار میگیرم، قلبم سرشار از سپاسگزاری میشود. چون با خود میگویم:
در میان حدود هفت میلیارد نفر، خدا به من فیض داد تا وعدۀ او را بشناسم. چه افتخار بزرگی است که بفهمم خدا در زمان ما، نبیِ موعود ملاکی ۴ را فرستاده است:
«اینک، پیش از آمدن روز بزرگ و هولناک خداوند، ایلیای نبی را نزد شما میفرستم.» (ملاکی ۴: ۵)
فرقهها و نظامهای دینی نتوانستند تحقق این وعده را ببینند، ولی اینکه ما توانستیم آن را دریابیم، نعمتی بزرگ است.
نمیتوان ادعای درک وعدههای خدا را داشت، ولی بیتفاوت بود. برادر ویلیام برانهام به یک پرسش کلیدی چنین پاسخ داد:
برخی میگویند: «اگر در زمان مسیح میزیستیم، هرگز او را انکار نمیکردیم و نسبت به او بیتفاوت نمیبودیم.»
اما او پاسخ داد:
«موقعیت امروز شما نشان میدهد که اگر دو هزار سال پیش بودید، چه میکردید. اگر امروز همراه باشید، همانگونه دو هزار سال پیش نیز همراه میبودید؛ اما اگر امروز بیتفاوت باشید، در گذشته نیز چنین میبودید.»
امروز، خدا زنده است و عمل میکند. وعدههای او پیش چشمان ما در حال تحقق است.
«خوشا به حال چشمانی که آنچه شما میبینید، میبینند؛ زیرا به شما میگویم، بسیاری از انبیا و پادشاهان خواستند آنچه را شما میبینید، ببینند و ندیدند، و آنچه را شما میشنوید، بشنوند و نشنیدند.»
(لوقا ۱۰: ۲۳-۲۴)
پس هر کس گوش شنوا و چشم بینا دارد، خواهد دید و خواهد شنید.
«آن که گوش دارد، بشنود آنچه روح به کلیساها میگوید.» (مکاشفه ۲: ۷)
✍️ کشیش بهروز خانجانی



