توماس آکوئیناس در پرسش شمارۀ ۶۶ جلد سوم «مدخل الٰهیاتی» خود، به مسئلۀ تعمید به نام عیسی مسیح میپردازد. هرچند تأکید میکند که تعمید باید با ذکر تثلیث انجام شود، با این حال پاسخ او نشان دهندۀ پاسخهای گوناگون کلیسای سنتی پیرامون تعمید در درازای تاریخ است.
او ضمن پذیرش این اصل که کلیسای نخستین تعمید را به نام عیسای مسیح انجام میداد، به تغییر رویۀ برخورد کلیسا با روش اولیه اشاره میکند. به واقع کلیسای سنتی در برخورد با این موضوع، موضعی دوگانه اتخاذ میکند.
او به سه مورد در این زمینه اشاره میکند.
آمبروزیوس استاد آگوستین در سدۀ چهارم در نوشتهای تحت عنوان «در باب روحالقدس» اعلام میکند که تعمید «به نام مسیح» معتبر است چون « با ذکر مسیح، از پدر که او را مسح کرده و همینطور پسر که مسح شده و روحالقدس که در آن، مسیح شده یاد میکنی». این مسئله گویای این است که او میکوشید از بروز اختلاف بر سر قضیۀ تعمید جلوگیری کند.
پاسخ آمبروزیوس مربوط به زمانی است که کلیسای سنتی میکوشید همۀ دنیای مسیحی را جذب کند: هر دو تعمید میتوانند درست باشند ولی بهتر است به نام «پدر و پسر و روحالقدس» صورت بگیرد.
این موضع دوگانه نشاندهندۀ این است که افرادی که روش تازه را باب میکنند با احتیاط پیش میروند. در جایی که بتوانند تحمیل کنند، این کار را میکنند ولی در جاهای دیگر که توان تحمیل ندارند مصلحت میبینند که تعمید به نام عیسای مسیح را معتبر بشمارند.
ولی چنین به نظر میرسد که با وجود تلاش کلیسای سنتی (که در بسیاری از مواقع میتوانست از پشتیبانی حکومتی برخوردار باشد)، هنوز تعمید به نام خداوند انجام میشود.
«پاپ پلاجیوس» در سدۀ ششم به یکی از اسقفها مینویسد: « اگر افراد حوزه نظارت شما اعلام کنند که به نام خداوند تعمید یافتهاند، هرگاه به ایمان کاتولیک روی آوردند، بیدرنگ آنها را به نام تثلیث تعمید دهید…»
ولی باز به نظر میرسد که با وجود چنین کوششهایی، تعمید اولیه ادامه پیدا کرد. «پاپ نیکولاس» در قرن نهم در پاسخ به پادشاه بلغارستان گفت:
« افرادی که به نام تثلیث اقدس یا حتی تنها به نام مسیح تعمید یافتهاند چنانکه در کتاب اعمال میخوانیم نیاز به تعمید دوباره ندارند زیرا به قول آمبروزیوس در ماهیت، همان تعمید است.»
بنابراین به نظر میرسد پس از چند سده، باز هم تعمید به نام عیسی مسیح صورت میگرفت.
ولی به هر صورت مفسران کلیسای کاتولیک میپذیرند که تعمید در آغاز به نام عیسی مسیح صورت میگرفت. امروز مفسران غیرانجیلی باز معتقعدند که تعمید به نام پدر و پسر و روحالقدس برگردان نگاه عمیقتر بعد از عصر رسولان است. به قول اراسموس کلیسای اولیه در حکم گهواره است و بازگشتن به چارچوب کلیسای آغازین، همچون کوشش فرد بالغ برای بازگشت به گهواره است. این سخن اراسموس برگردان نگرش کلیسای سنتی است.
ولی چالش هنگامی آغاز میشود که انجیلیها که مدعی پیروی از کتابمقدس هستند، بخواهند اثبات کنند که بههیچروی تعمید به نام عیسای مسیح صورت نگرفته بود. آنها برای اثبات این ادعا همه قوانین تفسیر کتابمقدس را نقض میکنند و حتی به دروغ متوسل میشوند. «جان جیل» مفسر سدۀ هجدهم در تفسیر خود از (اعمال ۲: ۳۸) مینویسد:
«نام مسیح به این علت به شکل ویژه ذکر میشود که یهودیان او را رد کرده و به عنوان مسیح نپذیرفته بودند…»!
ولی پرسش اینجاست که اگر چنین است پس چرا پطرس همین دستور را برای کرنلیوس که هیچ دشمنی با مسیح نداشت، تکرار میکند؟

