محبوبان من؛
برادران و خواهران گرامی،
اشتیاق فراوانی دارم که دربارۀ اورشلیم نوین، موعظه کنم. پیشاز این هم موعظه کردهام. در کتاب «مکاشفه؛ طوماری مختوم به هفت مهر» هم نوشتهام. اما دوست دارم پیوسته و همواره در زمینۀ این شهر با شکوه موعظه کنم. دربارۀ سنگهای درخشندۀ آن و دربارۀ همه چیز آن شهر.
📜 «آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگ بلند برد و شهر مقدس اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل میشود، و جلال خدا را دارد و نورش مانند جواهر گرانبها، چون یشم بلورین. و دیواری بزرگ و بلند دارد و دوازده دروازه دارد و بر سر دروازهها دوازده فرشته و اسمها بر ایشان مرقوم است که نامهای دوازده سبط بنی اسرائیل باشد. از مشرق سه دروازه و از شمال سه دروازه و از جنوب سه دروازه و از مغرب سه دروازه. و دیوار شهر دوازده اساس دارد و بر آنها دوازده اسم دوازده رسول بره است. و آن کس که با من تکلم میکرد، نی طلا داشت تا شهر و دروازههایش و دیوارش را بپیماید. و شهر مربع است که طول و عرضش مساوی است و شهر را به آن نی پیموده، دوازده هزار تیر پرتاب یافت و طول و عرض و بلندیاش برابر است. و دیوارش را صد و چهل و چهار ذراع پیمود، موافق ذراع انسان، یعنی فرشته. و بنای دیوار آن از یشم بود و شهر از زر خالص چون شیشه مصفی بود. و بنیاد دیوار شهر به هر نوع جواهر گرانبها مزین بود که بنیاد اول، یشم و دوم، یاقوت کبود و سوم، عقیق سفید و چهارم، زمرد و پنجم، جزع عقیقی و ششم، عقیق و هفتم، زبرجد و هشتم، زمرد سلقی و نهم، طوپاز و دهم، عقیق اخضر و یازدهم، آسمانجونی و دوازدهم، یاقوت بود. و دوازده دروازه، دوازده مروارید بود، هر دروازه از یک مروارید و شارع عام شهر، از زر خالص چون شیشه شفاف. و در آن هیچ قدس ندیدم زیرا خداوند خدای قادر مطلق و بره قدس آن است. و شهر احتیاج ندارد که آفتاب یا ماه آن را روشنایی دهد زیرا که جلال خدا آن را منور میسازد و چراغش بره است. و امّتها در نورش سالک خواهند بود و پادشاهان جهان، جلال و اکرام خود را به آن خواهند درآورد. و دروازههایش در روز بسته نخواهد بود زیرا که شب در آنجا نخواهد بود. و جلال و عزت امّتها را به آن داخل خواهند ساخت. و چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود، هرگز داخل آن نخواهد شد، مگر آنانی که در دفتر حیات بره مکتوبند.» (مکاشفه ۲۱: ۱۰-۲۷)
این شهر، شهری بیهمانند است، شاهکار عیسی مسیح.
چشم به راه رهنمود خدا هستم تا در چند نشست، دربارۀ این شهر با شکوه موعظه کنم…
شهر خدا. شهری که ابراهیم با دیدن آن دچار سرمستی گردید. ابراهیم آنچنان مست این شهر شد که چادرنشینی را برگزید و از ساختن شهر و خانهای در زمین چشم پوشید.
«زانرو که مترقب شهری با بنیاد بود که معمار و سازندۀ آن خداست» (عبرانیان ۱۱: ۱۰)
کسانی که از آن کلیسای نخستزادگان هستند، این شهر را خواهند دید. آمین
📜 «بلکه تقرب جستهاید به جبل صهیون و شهر خدای حیّ یعنی اورشلیم سماوی و به جنود بی شماره از محفل فرشتگان و کلیسای نخست زادگانی که در آسمان مکتوبند و به خدای داور جمیع و به ارواح عادلان مکمل و به عیسی متوسط عهد جدید و به خون پاشیده شده که متکلم است به معنی نیکوتر از خون هابیل.» (عبرانیان ۱۲: ۲۲-۲۴)
کلیسای نخستزادگان در آسمان مکتوب هستند و در زیر پوشش خونی هستند که نیکوتر از خون هابیل است. آمین
اورشلیم آسمانی، اورشلیم نوین، شهر خدا
آمین و آمین
خداوندا! اورشلیم نوین را به ابراهیم نشان دادی؛ عطا فرما تا یکایک کلیسای نخستزادگان، اورشلیم آسمانی را درک کنند و مانند ابراهیم، مست آن شهر شوند. عطا کن تا لبریز از روحالقدس شویم. عطا کن تا یکدل شویم. عطا کن تا عیسی، آن پادشاه جلال را ببینیم. عطا کن تا شایستگی ربوده شدن به همه بخشیده شود. ایمان ربوده شدن و دیدار در ابرها.
خداوندا! اورشلیم آسمانی را میخواهیم. خداوندا! اورشلیم آسمانی را به ما عطا فرما.
خداوندا! ما را در آن روز فراموش مکن. خواهش میکنیم که ما را فراموش نکن.
خداوندا! ما را به بلندای پُری مسیح برسان.
خداوندا! لطف خودت را از ما دریغ مکن.
خداوندا! ببخش و برافراز؛ افتادگان را با قدرت برخیزان.
پدر، پدر ما را فراموش نکن. سایۀ لطف تو از ما دور نشود. میخواهیم شهروند اورشلیم آسمانی باشیم تا ابد.
بهنام پسرت عیسی مسیح.
آمین!
برادر شما بهروز خانجانی

