در سدۀ هشتم پیش از میلاد دو کشور آشور و مصر جهت تسلط بر انتهای غرب آسیا، منطقهای که امروز به خاور نزدیک شناخته شده است، در ستیز بودند. اهالی منطقه هم چیرگی آشور و هم تسلط مصر را تجربه کرده بودند و به نظر میآمد که پذیرش هدایت مصر بهتر از گردن نهادن به سلطۀ آشور بود. پادشاهان و امیران منطقه به جز امیر غزه همه به اتفاق دست یاری به سوی مصر دراز میکنند مگر بتوانند از سلطۀ خانمانسوز فرمانروای نینوا رهایی یابند.
هرچند روزگاری اهالی یهودا از آمدن پادشاه آشور خشنود بودند (اشعیا ۸: ۶) ولی به زودی نشانههای فشار اقتصادی بر آنها سنگینی میکند. (دوم تواریخ ۲۸: ۲۰) صحنههای ویرانی در شمال سرزمین اسراییل برای آنها تداعیگر پیشروی سایۀ شوم مرگ است.
در چنین هنگامهای فرعون مصر عناوین پنجگانۀ خود را به رخ همه میکشاند و به پادشاهان منطقه نشانهای معروف به صلیب آنخ یعنی صلیب حیات را میفرستد و به آنها اطمینان میدهد که ارتش مصر با تجربۀ دیرینهای که دارد آشور را شکست خواهد داد. اشعیا که روزگار اَحاز را نسبت به پیامد ائتلاف با فرمانروای آشور هشدار داد بود، باز اعتراض میکند و پیمان بزرگان یهودا با مصر را پیمانی با خود مرگ قلمداد میکند. (اشعیا ۲۸: ۱۸)
اشعیا راهحل الهی را عنوان میکند و از فرزندی سخن میگوید که با تولد خویش، نبوتهای خدا دربارۀ خاندان داوود را محقق خواهد کرد:
«כִּי־ יֶ֣לֶד יֻלַּד־ לָ֗נוּ בֵּן נִתַּן־ לָ֔נוּ וַתְּהִ֥י הַמִּשְׂרָ֖ה עַל־ שִׁכְמ֑וֹ וַיִּקְרָ֨א שְׁמ֜וֹ פֶּלֶא יוֹעֵץ֙ אֵ֣ל גִּבּ֔וֹר אֲבִיעַ֖ד שַׂר־ שָׁלֽוֹם»:
📜 « زیرا كه برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و نام او رایزن شگفت و خدای توانا و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.» (اشعیا ۹: ۶)
پسر یا منجی موعود نه در آسمان بلکه در زمین و در میان انسانها زاده میشود. کتابمقدس از تولد پسر یا مولودی “در آسمان” سخن نمیگوید بلکه “در زمین”. چنانکه در نبوتهای پیشین آمده بود، آن پسر که از تبار داوود زاده میشود، در حکم پسر خدا خواهد بود.
اشعیا پس از نبوت دربارۀ عمانوئیل، ویژگیهای این وارث تاج و تاخت داوود را برمیشمارد. با توجه به اینکه این نبوت چه در محافل مسیحی چه در محافل یهودی بسیار بحثبرانگیز شده است به گونهای که گاه برگردانهای نادرست از آن شده است، این وعده را در نگرشی کوتاه، بررسی خواهیم کرد.
۱. رایزن شگفت یا مدبّر ممتاز
פֶּלֶא יוֹעֵץ֙ θαυμαστὸς σύμβουλος(یونانی)، Admirabilis Consiliarius (برگردان نو لاتین).
مشورت شگفت یا تدبیر شگفت از ویژگیهای خود خداست. این به چه مفهوم است؟
شخصی که برای فهمیدن زمان به ساعت خود نگاه میکند، پوشیدن لباس گرم در سرمای زمستان، کودکانی که در مدرسه سرگرم یادگیری خواندن و نوشتن هستند. در شرایط عادی آنها از صحنههای معمولی زندگی انسان هستند. ولی وضعیتی را فرض کنید که درک زمان غیرممکن شده باشد. شخصی را فرض کنید که با داشتن لباس مناسب در قطب شمال، لباس سبک تابستانی بپوشد. کلاس اول یک دبستان را تصور کنید که در آن استاد دانشگاه پیچیدهترین فرمولهای ریاضی را به بچههایی که به تازگی شمردن را یاد گرفتهاند آموزش میدهد. کودکی شش ساله را فرض کنید که با شلوار یک بزرگسال در خیابان راه برود.
چنین دنیایی نه زیباست و نه خواستنی. زمانیکه ما به دنبال مسائل شگفت هستیم، معمولا به یاد داستانهای جادوگران و پریهای مهربان دوران کودکی خود میافتیم. کسی که با جنباندن عصای خود، کاخ زیبایی را در دل جنگل حاضر سازد. شاید هنوز به دنبال این چیزها باشیم. دعا کنیم بخوابیم و ببینیم که ده میلیون پاند وارد حساب ما شده است.
ولی کتابمقدس «شگفت» اول را در مسائل بسیار عادی زندگی جستجو میکند. در هر چیزی که جلوهگر نظم الهی باشد.
امروزه میدانیم که انجام بسیاری از کارهای سادهای که برشمردیم مستلزم بسیج شدن بسیاری از توانمندیهای انسانی است.
قرار است آن مولود، یعنی آن پسر، همان برنامهساز شگفت و سترگ باشد.
۲. خدای توانا الگیبور،
« אֵ֣ל גִּבּ֔וֹר Θεὸς ἰσχυρός » (یونانی قدیم)، Deus fortis (لاتین) به معنی خدای پیروزمند و نیرومند است. «ال» به معنی «وجود نخست» است. ال، تقدم را میرساند. هرچند الوهیم میتواند به خدایان دیگر اطلاق شود، واژۀ «ال» در زمانی که به الوهیت مربوط میشود به خدای راستین اطلاق میشود.
« לְפָנַי֙ לֹא־ נ֣וֹצַר אֵ֔ל וְאַחֲרַ֖י לֹ֥א יִהְיֶֽה»
«پیش از من (یا در حضور من)، خدایی مصوّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد.» این آیه به عنوان «وجود نخست» تداعیگر جایگاه پدری است و از همین رو هنگامیکه یعقوب دنیا را ترک میکند و احساس میکند یوسف به یک پشتیبان نیاز دارد از خدا یا «ال» به عنوان «پدر یوسف» یاد میکند. صفت «گیبور» نیرویی را تداعی میکند که دست برتر در نبرد را داراست.
در اسطورهها ֵ֔«ال» به وجودی تشبیه شده که به مرور زمان تضعیف میشود و جایگاه خود را به خدایی جوان مانند بعل (یکی از پسران یا نوههای خود) میدهد.
ولی در اینجا خدا جای خود را به خدای دیگری نمیدهد بلکه بر هر نیروی ناسازگار چیره میشود و برای تحقق برنامۀ خود با اقتداری بیکم وکاست وارد کارزار میشود. خدا در صحنه حضور دارد و راساً تاریخ را رهبری میکند.
۳. אֲבִיעַ֖ד «پدر سرمدی» یا به ترجمۀ تحتاللفظی «پدر ابدیت». πατὴρ τοῦ μέλλοντος αἰῶνος (یونانی)، Pater aeternitatis (لاتین)
پدر یکی از عناوین خدا در عهد عتیق است. در (خروج ۴: ۲۲)، خداوند اسراییل را «نخستزاده»ی خود میشمارد. به همین ترتیب موسی به اسراییل میگوید:
📜 «آیا او پدر و مالک تو نیست؟» (تثنیه ۳۲: ۶).
در همین راستا اشعیای نبی چنین دعا میکند:
📜 «ولی تو همان پدر ما هستی.» (اشعیا ۶۳: ۱۶)
«عد» که در برگردان، “سرمدی” ترجمه میشود، معمولاً به معنی «ابدیت» است ضمن اینکه میتواند آینده را نیز تداعی کند.
عنوان بعدی «اوی عد» است. אֲבִ به معنی پدر در حالیکه «عد»، ابدیت را تداعی میکند. اسم صفت «عد» به شکل ضمنی به آینده اشاره میکند و تا اندازهای نقش «ابدیت» فارسی را ایفا میکند، به همین خاطر یکی از برگردانهای یونانی «Πατὴρ τοῦ μέλλοντος αἰωνος» (پدر دورۀ آینده) آمده است. دیگر برگردانهای کهن از همین پیروی کرده است: «Отец будущаго века» (برگردان اسلاو سنتی).
البته هدف مترجمین از آوردن «پدر دورۀ آینده»، پرهیز از به کار بردن برگردان «پدر سرمدی» است که برای سهگانهانگاران مایۀ دردسر است.
ولی بیشتر مترجمان نو در دورۀ اصلاحات، از این برگردان هفتادتنان فاصله گرفته و همان «پدر سرمدی» را ترجمه کردهاند، با این نگاه که متضمن آیندهی کلیسای خود است. دکتر مارتین لوتر آن را « Ewig-Vater»، در نووا وولگتا که برگردان جدید کاتولیک است، به جای « Pater futuri saeculi» برگردان قدیم لاتین «Pater aeternitatis» آمده است، به همین ترتیب در برگردان رسمی روسی به جای « Отец будущаго векa»، « Отец вечности» میخوانیم که هرچند نادقیق است ولی باز به اصل مطلب نزدیک میشود.
در اینجا به یکی از برجستهترین پارادوکسهای این نبوت میرسیم. در حالیکه چند سدۀ پیش، خدا به داوود اعلام کرده بود که پسر و جانشین او در حکم پسر خدا خواهد بود و خدا در حکم پدر وی خواهد بود، چنانکه میخوانیم: «او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود.» (دوم سموییل ۷: ۱۴). در اینجا وارث تخت داوود «پدر سرمدی» خوانده میشود.
این مسئله باید در کنار این سخن مسیح گذارده شود که:
📜 «و هیچ کس را بر زمین، پدر خود مخوانید زیرا پدر شما یکی است که در آسمان است.»
پادشاه و حاکم از دیدگاه سیاسی ، پدر تلقی میشد. ایوب به عنوان پادشاه، بزرگ بنیعیسو میشد. پادشاهان «پدر امت خود خوانده میشدند. و چنانکه اشاره شد، در اسطورههای محلی «ال» یعنی خدای اصلی، جای خود را به بعل داده بود ولی در اینجا کلام خدا اعلام میکند که خدا جای خود را به هیچ وجودی چه بعل باشد چه شیطان نمیدهد، بلکه همیشه پدر خواهد بود.
مسیح میگوید:
📜 «شما را یتیم نخواهم گذاشت بلکه نزد شما خواهم آمد» (یوحنا ۱۴: ۱۸)
خدای ما «ال گیبور» است پس میتواند همواره پدر باشد. چنانکه «هانری بلوشه» مفسر تثلیثی تاکید میکند: عنوان «پدر سرمدی»، در حالیکه سخن از ظهور یک پسر است، یک پارادوکس و ناسازه است. در پسری که به ما بخشیده شد، خدا و پدر شخصاً حضور دارد، به همین خاطر در پاسخ به این درخواست که «پدر را به ما نشان ده…» پسر میگوید:
📜« دیر زمانی است که در کنار شما هستم ولی شگفتا ای فیلیپ که مرا نشاختهای …کسی که مرا دید به واقع پدر را دیده است!» (یوحنا ۱۴: ۹)
همین مطلب در دعای (یوحنا ۱۷) قابل ملاحظه است:
📜 «ای پدر…زندگی جاوید این است که تو را؛ خدای یکتای راستین، و فرستادۀ تو عیسی مسیح را بشناسند.»
۴. שַׂר־שָׁלֽוֹם سرور سلامتی، ἄρχων εἰρήνης (یونانی)، Princeps pacis (برگردان نو لاتین)
عنوان «سار شلوم» در متن (اشعیا ۹) تداعی کننده رستگاری اسراییل از دست غارتگران مدیانی است. در آن زمان خداوند بر جدعون ظاهر شد و به او وعده داد که در جنگ با مدیان در کنارش خواهد بود. جدعون به این مناسبت مذبحی برای «یهوه شلوم» برپا کرد.
با توجه به وضعیت اسفبار روحانی و ویرانگری نیروهایی بینالنهرینی، این بار نه یک جدعون بلکه خود سرور سلامتی راساً حضور یافته به حاکمیت تاریکی پایان خواهد داد و صلحی جهانی را برقرار خواهد کرد.
همانگونهای که یهوه شلوم به جدعون آرامش داد و به او اطمینان داد که با مشارکت الهی دشمنانش را شکست خواهد داد، باز هم در کنار قوم حاضر شده، آنها را به سوی پیروزی هدایت خواهد کرد. چگونه میتوان این پارادوکس را درک کرد؟
خود اشعیا کلید درک موضوع را به ما میدهد، هنگامیکه خدا از خادم خود صحبت میکند، چنین میگوید:
«من او هستم.»
به بیانی این آیه، تعریفگر رابطۀ میان خدا، خادم او و کلیسا که در حکم بدن مسیح است، میباشد. همان وجود که در آسمان پدر خوانده میشود، در عیسی مسیح، پسر داوود و حکماً پسر خدا خوانده میشود.
خداوند در ادامه میگوید:
📜 «من هستم، من همان یهوه هستم و جدا از من رهانندهای نیست.» (اشعیا ۴۶: ۱۱)
چنانکه مفسران اشاره میکنند، اگر به شیوۀ مصر، لقب پنجمی برای پادشاه باشد، این همان عمانوئیل است: «ال در کنار ماست».
چنانکه از انجیل یوحنا پیداست خواست الهی که در (اشعیا ۴۳: ۹) آمده است یعنی:
«بشناسید، باور کنید، بر شما روشن شود» و به همین ترتیب در پس پرسش فیلیپس در (یوحنا ۱۴) مطرح در دعای «کهانتی» بیان میشود را پدر اجابت فرمود. توما با دیدن خداوند رستاخیزکرده میگوید:
📜« ای خداوند من، ای خدای من.» (یوحنا ۲۰: ۲۸)
امروزه کلیسای عهدجدید درست همانند کلیسای عهدعتیق با تهدیدهای گوناگونی روبرو است. در چنین شرایطی میتوانیم همانند حزقیا به نیروهایی در دنیا که گاهی به ما وعدۀ کمک میدهند، دل خوش کنیم. این پیغام اشعیا به ما یادآوری میکند که خود خدا از قوم خود حفاظت میکند و دخالت نیروهای دیگر تنها میتواند مایۀ دردسر کلیسا باشد.
در نبرد با ترسناکترین نبرد تاریخ این صلیب فرعون مصر نیست که چیره میشود بلکه صلیب خداوند عیسای مسیح پیروز میدان است که در جلجتا برای ما جانفشانی کرد.
خداوندگار وعده داده است: «دروازههای جهنم»، بر کلیسا چیره نخواهد گردید. پس میتوانیم به او اعتماد کنیم.
خادم خدا :فیروز خانجانی

