سال ۱۳۷۲ یک سر رسید با جلد سفیدرنگ داشتم که بسیاری از پیغامها، خوابها و رؤیاها را درون آن مینوشتم. یک روز زمانی که داشتم در این دفتر مطلبی مینوشتم، روحالقدس آشکارا بهمن گفت: در آینده برای قوم من خواهی نوشت. سال ۷۶ نخستین کتابم را در زمینۀ الوهیت نوشتم. آن زمان یک جماعت کوچک بودیم. من هم دست نوشتهها را برای مطالعه به برادران امانت میدادم. از سال ۱۳۷۸ به این سو، خدا مرا هدایت کرد که بنویسم و به فیض خدا تا امروز مینویسم.
وقتی برای نوشتن هدایت میشوم، دلیرانه میتوانم بگویم که نگارنده، من نیستم. بلکه من تنها نقش یک قلم را در دستان روحالقدس دارم.
بیشتر زمانها گرمای حضور او و آن نور را میبینم که بر من قرار میگیرد و مرا هدایت میکند تا بنویسم.
او بسیاری از آیات را دیکته میکند؛ آیاتی که حتی شاید در گذشته آنها را با نگرش ژرف، نخوانده بودم.
گاهی وقتی نوشتههای پیشین را بازخوانی میکنم با خود میگویم: بهروز باید اعتراف کنی که در حد و اندازۀ نوشتن این مطالب نبودی. اما همیشه بلافاصله میگویم که این فقط خداست که میتوانست مرا هدایت کند و بنویسد.
مگر شدنی است که بیرهنمود روحالقدس، کسی بتواند دربارۀ چهار شاخ مذبح طلایی بنویسد؟
مگر امکان دارد کسی بدون هدایت، بتواند در مورد صعود بنویسد؟
مگر امکان دارد که بدون هدایت روحالقدس بتوان دربارۀ روح پسر نوشت؟
مگر شدنی است که بدون هدایت روحالقدس بتوان دربارۀ سه فرشته نوشت؟
مگر بیهدایت روحالقدس میتوان دربارۀ شباهت تختنشین نوشت؟
مگر بیرهنمود روحالقدس میشود از شیپورها و جامها نوشت؟
مگر بیهدایت روحالقدس میتوان از فرشته آبها نوشت؟
مگر بیهدایت روحالقدس میتوان دربارۀ جنگ پادشاهان شرق نوشت؟
مگر بیهدایت روحالقدس میتوان از آپولیون داد سخن سرداد؟
مگر بیرهنمود خدا میتوان دربارۀ شهر بزرگ نوشت؟
چگونه بدون راهنمایی روحالقدس میتوان از فرشتهای که با یوحنا گفتگو کرد، نوشت؟
مگر نگارش ۳۰۰۰ صفحه تعلیم و تفسیر در توان من است؟
چگونه میتوان در مورد آرماگدون نوشت؟
بدون هدایت روحالقدس محال است. محال است.
مگر بیهدایت روحالقدس میشود دربارۀ روزهای فرشتههای هفتگانه شیپور زن نوشت؟
مگر بیرهنمود روحالقدس میتوان از اورشلیم آسمانی نوشت؟
مگر به دشوارترین پرسشها بدون هدایت روحالقدس، میتوان پاسخ داد؟
چگونه میتوان از بیست و چهار پیر و تاج های ایشان سخن گفت؟
این تنها فیض خداست. فیض خداست و بس.
من بهتر از دیگران نیستم. گناهکاری هستم که به فیض مسیح نجات پیدا کردهام. هیچ نیکویی در من نیست اما به فیض او آنچه هستم هستم و فیض او مرا کافیاست.
نیاز داریم آماده شویم. چون داماد به زودی میآید.
خدا کمک کند تا جلال خدا آشکار شود.
هر که گوش دارد بشنود.
به دعاها، حمایتها و تشویقهای همۀ شما نیاز داریم تا نور الهی در تمام گیتی بدرخشد.
آمین
برادر شما
بهروز خانجانی

