«و من نیز تو را میگویم که تویی پطرس و بر این صخره کلیسای خود را بنا میکنم و ابواب جهنّم بر آن استیلا نخواهد یافت»
(متیٰ ۱۶: ۱۸)
این آیه باعث اختلاف بسیاری در تاریخ کلیسا شده است. از دید کلیسای کاتولیک منظور از صخره، همان پطرس است چون در زبان اصلی آرامی، صحبت مسیح تمایز میان سنگ و صخره نیست.
از دید نخستین پروتستانها منظور از سنگ، مسیح است. آنها به حرف خود پطرس تکیه می کنند که مسیح به سنگ تشبیه شده است.
برادر برانهام بر این نکته تاکید داشت که سنگ، مکاشفه است. کلیسا بر این سنگ بنا شده است که عیسی همان مسیح و پسر خداست.
نکته این است که اعتراف پطرس بر پایۀ مکاشفه در صورت پذیرش مثبت آن ایمان مسیحی را تعریف میکند.
ولی نمیتوان این دو دیدگاه دیگر را کاملا نادرست خواند چون کلیسا باید مسیح محور باشد. جماعتهایی که این نکته را رعایت نکردند دچار مشکل شدند.
مسیح بر پطرس نیز کلیسا را بنا نمود. ولی پطرس نمونهی هر ایمانداری است که از مکاشفۀ خدا برخوردار میشود. کسی که مکاشفه دارد مانند پطرس در بنا و سازندگی کلیسا نقش موثر ایفا خواهد کرد ولی کسی که فاقد مکاشفه باشد از آوازهای غریبه پیروی کرده کلیسا را دچار بینظمی خواهد نمود.
پطرس رسول در همین راستا ایمانداران را چنین خواند:
«شما نیز، مثل سنگهای زنده بنا کرده میشوید به عمارت روحانی و کهانت مقدّس تا قربانیهای روحانی و مقبول خدا را به واسطه عیسی مسیح بگذرانید.»
خادم خدا
فيروز صادق خانجانی
✍️ کشیش فیروز خانجانی

