در اسلام از چند گونه وحی، سخن رفته است که در این مقالۀ کوتاه به دو گونۀ آن خواهیم پرداخت:
۱- وحی رسالی یا علمی
۲- وحی رحمانی
وحی رسالی از منظر اسلام تنها به انبیاء اعطاء میشود. از دیدگاه اسلام پس از پیامبر مسلمین، احدی نمیتواند وحی رسالی دریافت کند، چون نبوت با او پایان یافته است. اما امامان میتوانند از منظر اسلام وحی رحمانی دریافت کنند. در قرآن مادر موسی هم چنین وحی و الهامی را دریافت کرد.
«وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ؛»
درک مسأله وحی علمی یا رسالی از آنجهت مهم است که بلندای جایگاه پیامبر را میرساند. تنها پیامبر میتواند وحی رسالی دریافت کند و بس. براین پایه، پیامبران برای دریافت وحی، در جایگاهی والاتر از امامان هستند. چون اگر چنین نباشد ناگزیر باید ائمه را نیز شایستۀ داشتن مقام نبوی دانست که از دیدگاه اسلامی چنین چیزی مطلقاً جایز و درست نیست.
کسی که وحی برتر را دریافت میکند، قاعدتاً باید به خدا نیز نزدیکتر باشد. چون بالاترین نوع وحی، «وحی رسالی» است.
با چنین انگارهای، چگونه ممکن است که در قیامت، کسی که صاحب وحی برتر است یعنی عیسی مسیح، پشت کسی نماز بخواند که صاحب وحی رحمانی است؟
چنین روایتی توهین به سلسله مراتب الهی است. بدون شک روایت نماز خواندن مسیح پشت سر امام زمان یک تحریف بزرگ در دین و التقاط مذهبی است. زیرا امکان ندارد که صاحب وحی رسالی و کسیکه کلمةُالله و روحُالله لقب گرفته است، پشت سر یک امام نماز بخواند. این برداشت شیعیان دوازده امامی، توهین به ذات اقدس خدا و پیامبران اوست. خدا در قرآن، برترین عناوین و مقامات الهی را به عیسی مسیح اختصاص داده است. اوست که قدرت آفرینش داشت و از گِل، کبوتری ساخت. اوست که مردگان را زنده و کوران را بینا میکرد. بقول شاعر که میفرماید:
دگران خوشگلِ یک عضو و تو سر تا پا خوب،
آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری
روایت نماز خواندن مسیح پشت سر امام زمان منطقا دارای اشکال است. مقام عیسی مسیح والاتر است چون در قرآن آمده است که: “ما او را بالا بردیم”.
در حالیکه در مورد امام زمان، همان روایتهای تحریف شده میگوید که او در جایی پنهان شده است. بگذریم که بسیاری گمان میکردند که او در چاه جمکران در حوالی شهر قم مخفی است که با تعطیل شدن این چاه، مشخص شد که آن هم فروشگاهی برای کسب برخیها بوده است. اما از دیدگاه شعیان دوازده امامی، امام دوازدهم در جایی از این عالم، پنهان است در حالیکه مقام عیسی آنقدر والا است که در قرآن گفته شده: «او را بالا بردیم»، یعنی او در آسمان است.
امکان ندارد کسی که به سوی خدا و ملکوت آسمان بالا برده شده است، پشت سر کسی که در این جهان و از دیدهها در چاهی پنهان است نماز بخواند.
در قرآن هیچ ردّی از بشارت منجی دومی، دیده نمیشود. یگانه منجی معرفی شده، عیسی مسیح است که بر نیک و بد همگان، گواه خواهد بود. در قرآن هیچ مژده یا وعدهای دربارۀ ظهور کسی بهنام مهدی در آخرالزمان یافت نمیشود.
زنده بودن مسیح از دیدگاه اسلام بدین معنا است که رسالت او پایان نیافته است. در فقه شیعه نیز از همین باور زنده بودن مسیح و ادامۀ رسالت او اقتباس شده و همان موقعیت و مقام به شخصی بنام مهدی، قائم آل محمد داده شده است. به این دلیل است که یک شیعه باور دارد که امامت تا امام دوازدهم است و پس از او هیچ امام معصومی وجود ندارد. چون امام زمان زنده است. اما واقعیت این است که مسیح تنها شخصی است که دربارۀ او گفته شده که خواهد آمد.
این تایید نه در احادیث و روایات غیر مستدل و نامستند شیعیان، بلکه در قرآن همۀ مسلمین تایید و برآن تاکید شده است.
شایسته است که به عیسی مسیح ایمان آوردید زیرا حتی برپایه قرآن، که شما آن را قبول دارید، او یگانه منجی عالم و تنها رهانندۀ همه عالمیان است.

