در آیه ی دوم خواندیم: «… خدا و پدر خداوند ما عیسی مسیح.» در این آیه پولس یادآوری میکند که تنها در مسیح میتوان صفت پدری خدا را دید. جدا از مسیح، خدا تنها پیوندی دور با انسان دارد ولی وقتی به قول کتاب مقدس «پسر را می بوسیم» یا خداوندی عیسی مسیح را میپذیریم، خدا پدر ما میشود. جدا از مسیح با خدایی روبرو هستیم که خشم دارد و غضب میکند و قهار است. هر چند خدای بخشنده نامیده میشود ولی در دوردست هاست. هنگامی که بنی اسرائیل از مصر جدا شد، در سمت اسرائیل روشنایی بود و در سمت مصر تاریکی! «هر که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه میگوید.» (مکاشفه 3 :22 ).
کوشش بیسرانجام برای مشارکت با خدایی که گناهکار را نمیپذیرد باعث میشود، بسیاری از انسان ها دارای شخصیتی بیثبات و ناپایدار شوند. بسیاری از افراد مذهبی چنین ویژگیای دارند. به همین خاطر است که در مناطق مذهبی دنیا، بیشتر شاهد اوجگیری خشونت، جنگ و تنش میشویم. در این گونه مکانها، مذاهب یکدیگر را قتل عام میکنند؛ مردم غالباً در تنش هستند و به جای صلح، نفرت در جریان است.
به راستی چرا چنین است؟ چون این افراد نتوانستند با خدا پیوند داشته باشند. مردم میدانند که مورد پذیرش خدا نیستند در نتیجه شاهد این تنشها هستیم. شاید برای کسی
که به وجود خدا اعتقاد ندارد آزاردهنده نباشد که فکر میکند خدایی وجود ندارد ولی در مورد افراد مذهبی که به وجود خدا اعتقاد دارند، وقتی مورد پذیرش وی واقع نمیشوند خشم
وجودشان را پر میکند. قائن چند روز یا چند هفته بعد از اینکه مورد پذیرش خدا قرار نگرفت برادر خود را به قتل رساند. بسیاری از مسیحیان مصر به دست افراد متعصب کشته شدند. امروز خواندم که یکی از خادمان خدا در تانزانیا معروف به شریف صغیر کل اعضای خانواده ی خود رااز دست داد.
کلام خدا در این باره می گوید: « … ساعتی میآید که هرکه شما را بکشد، گمان برد که خدا را خدمت میکند. و این کارها را با شما خواهند کرد، به جهت آنکه نه پدر را شناختهاند و
نه مرا.» (یوحنا16 :2-3)
➖ افسسیان
➖ دوم
➖بخش ۴
➖برادر فیروز خانجانی

